پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,٢٣٤)
لری بختیاری دَوَل
لری بختیاری گُهرَه:نوبت، بار، دفعه مثلا یَ گُهره دی یام تِیت:یعنی یه بار دیگه هم میام پیشت
لری بختیاری تیغِّشت، گُلگُل، پَرمند، بِلِغِّشت:درخشش
لری بختیاری چَوٚ: اطلاع، آگاهی، خبر، رویداد
لری بختیاری چَوین:مطلع، اگاه
لری بختیاری گَه، یَه:جا، مکان
لری بختیاری وِک، وِژ:لغت، واژه
لری بختیاری دیندا
لری بختیاری هَمزِنو، دُوارتِرَه:مجدد
لری بختیاری واگِر، سُوار: تصرف
در لری بختیاری شیوه ریوه، فُگُر:نیرنگ، خدعه، حقه واژه ی دیگری نیز هست و آن روآ گِری هست ( run a ) و معنای آن روباه کاری می باشد که کنایه از حقه است
این واژه در فرهنگ اوستایی مجموعه اوراد و دعاهایی بوده که زرتشتی ها و مغان میخواندند. رفته رفته که مغان از آن برای فریب مردم استفاده میکردند به این مع ...
لری بختیاری فُگُر
لری بختیاری تِرد وُر ریش نادِن:گول زدن
لری بختیاری دُرُ گُهدِن، وَندِن وُرس: دروغ گفتن
لری بختیاری وُریاهِسته، فینگِهسته
لری بختیاری فینگِهسته، وُریاهسته
لری بختیاری وُریاندِن، فینگِنیدِن
لری بختیاری جُمِش، بِر:حرکت یَ بِر:در یک حرکت
لری بختیاری مُلَه:تل، تپه چُگا، چیا:تپه مصنوعی و دست ساخته
لری بختیاری سَروِرُ: افتخا، سربلندی سَروِرُ ای:افتخار سَروِرُیَل:افتخارات
لری بختیاری سَروِرُ
لری بختیاری اَیا، دُنگ:صدا
لری بختیاری کُلُو:ملخ
این نام لریست نَشم:ناز این:پیوند منصوب ساز مانند کُمین یعنی شکمو برخی اسامی دیگر با نشم نَشمدُر:دختر ناز نَشمه وِنو:ناز بانو نَشمَنگ:کسی که ناز نازی ...
لری بختیاری وندن
لری بختیاری پِرچَل:کثیف، الوده
لری بختیاری عادت
گجسته
لری بختیاری شیم، تور:نحس، شوم
لری بختیاری تَل:تلخ
لری بختیاری پیاهِستن
لری بختیاری واست: ظهر
لری بختیاری ایٚواره ، اَفتَوِٚزَرد:عصر، مغرب پِسین:بعد از ظهر
لری بختیاری وِراز:گراز ماوراز:گراز ماده تا:گراز نر
لری بختیاری گَر:صخره، کوه واژه ی کهن گرشاه به معنای شاه کوستان که لقب کیومرث پیشدادی بود گَر ( با فتحه کشیده ) :بدبخت و بیچاره گُر:روشن، شعله، نور گِ ...
لری بختیاری سِرِپ:سنگین
لری بختیاری بَردین
لری بختیاری اَست، هُلُنگ: استخوان کُوار: استخوان بندی
لری بختیاری تُر:جریان مثلا وَنُم هینِ اَهرِمَنَ مو وه تُر خون اهریمن را من به جریان می اندازم
لری بختیاری هَزَنگ: مقدار ، اندازه
لری بختیاری رِغّات:صف شُوِشُو:صف، ردیف
لری بختیاری کول:تنگه مَغّار:دره به نظر شخصی خودم امکان اینکه کول لری از واژه ی ایلامی گال به معنی دره همریشه باشد زیاد است
لری بختیاری آیَ، خاگ:تخم مرغ گُند، شُند:تخم، خایه، بیضه تووه ( همریشه با تاومه پارسی باستان ) :تخمه، نژاد
لری بختیاری بُنادین
لری بختیاری هیٚژ:اصلا، هرگز بُنادین:اصلا، اصالتا
لری بختیاری بُناد:اصل ( برای نژاد و نسب ) پَلغار:اصل ( صحیح، قاعده، قانون )
لری بختیاری گرچه این واژه ریشه ای پارسی دارد ولی در لری بختیاری واژه تَرَک معادل آن است
لری بختیاری آهَفت
لری بختیاری پیسه، یَواشه دو واشه:تناقض واژه ی پیسه در لری بختیاری به معنای سیاه و سفید هست که کنایه از تناقض نیز میباشد