تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چیزهای کوچکی که باعث آزار شما می شوند. مشکلات بزرگی نیستند ولی باعث اذیت شما می شوند مثل موقعیکه شخصی کنار شما باصدای بلند با تلفن صحبت کند .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قدر موقعیتی را ندانستن به خاطر اینکه به آن عادت کرده اید. ساختار: take the object, ( the thing or person ) for granted

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تغییرات ظاهری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد انتظار تلاش کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متوقف کردن موقت چیزی یا جلوگیری از شرکت کسی در یک فعالیت برای مدتی بعد از این فعِل می بایست از یک اسم یا ضمیر استفاده کرد. مثال:to suspend the game ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هنگامی این عبارت به کار می رود که فکر می کنید چیزی یا کسی از شما سر تر وسطحش بالاتر است .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

با غرور درمورد موفقیت ودارایی خود حرف زدن برای تحت تاثیر قراردادن دیگران

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فاش کردن رازی به صورت اتفاقی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی رفتن به توالت ریشه این اصطلاح از زمانی است که در قدیم برای استفاده از توالت یک پنی می دادند . عبارتی بریتانیایی است

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیلی گران مترادف با عبارت:paid over the odds

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیلی گران

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تمرکز کردن وهمت کردن برای انجام کاری تا آن کار به پایان برسد. نکته:فعل بعد از این عبارت به صورت ing formاستفاده می شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آخرین مشکل در سریالی از دشواری ها که باعث می شه فرد کاسه صبرش به سر برسه ومجبور به عکس العمل بشه .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لیستی از کارهایی که قبل از مرگ می خواهید انجام بدهید. این عبارت از اصطلاح kick the bucketبه معنی مردن گرفته شده است .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

خیلی جلب توجه کردن یا به راحتی با دیگران متفاوت بودن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحمل کردن ، کنار آمدن یا پذیرفتن شرایطی سخت وناخوشایند بدون گله وشکایت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد یک تغییر مثبت بزرگ در زندگی یا رفتار این عبارت زمانی استفاده می شود که شما تصمیم می گیرید انجام کار ی بد وناشایست راکنار بگذاریدوشروع کنید به ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

عبارت informal 1_مرتکب اشتباهی شدن 2_کثیف کردن یا بهم ریختن چیزی یا جایی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد کار برای انجام داشتن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تلاش مضاعف انجام کار بیش از حد انتظار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فکر کردن به یک ایده جدید یا پیداکردن آن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در توصیف کسی یا چیزی به کار می رود که سرشار از انرژی هیجان وخوشبختی است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیلی ارزان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1_سریع دوست شدن 2_شروع کاری به صورت منظم نکته: فعل بعد ازtake toبه صورتing ) form ) ستفاده می شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آماده بودن برای انجام کاری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک عبارت informal وهنگامی که سرتان خیلی شلوغ باشد وکارهای زیادی برای رفع ورجوع داشته باشید می توانید استفاده کنید.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک عبارت فعلیinformalبه معنی فهمیدن چیزی یا حل کردن مشکلی که اغلب با تعمق وفکرکردن به دست آمده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صددرصد درست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخت درس خواندن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

این عبارت زمانی استفاده می شود که قصد انجام کاری را درآینده نزدیک دارید I am about to start cooking. مثال این جمله به این معنی است که من الان شروع ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرکردن با آنچه دارید با حداقل امکانات زندگی کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رفتن سر اصل مطلب بدون تلف کردن وقت یا گفتن جزئیات غیر ضروری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهاکردن یا تسلیم شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شروع به صحبت کردن . اشاره کردن به نکته ای در گفتگو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به موقع ، درآخرین لحظه قبل از آنکه کاملا دیر شود ، سربزنگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت زمانی استفاده می شود که تصمیم می گیرید انجام کاری را متوقف کنید چون فکر می کنید زمان استراحت است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکت ناگهانی مثل خندیدن ، گریه کردن یا یهویی با صدای بلند صحبت کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی را ناراحت کردن به خاطر اینکه کاری که آنها می خواهند یا انتظار دارند شما انجام نداده اید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراقب بودن واجتناب کردن از ریسک ها

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگاه کردن به چیزی یا کسی با دقت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از سرگذراندن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهمترین یا اساسی ترین بخش از چیزی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگامی از این کلمه استفاده می کنید که می خواهید مکانی را ترک یا موقعیتی را رها کنید .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگامی از این کلمه می توان استفاده کرد که بخواهید مکانی را ترک یا موقعیتی را رها کنید.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Leave a place

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خریدن جیزی به صورت سریع وارزان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه ای گرفته شده از لاتین به معنی دوشیزه . به متولدین ۲۳ام اگوست تا ۲۲ام سپتامبر ( شهریور ) نیز این کلمه اطلاق می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ملاقات کردن یک دوست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مکانهایی که مسافران برای استفاده از تختخواب وصبحانه پول پردخت می کنند . بیشتر درانگلستان B@Bمتداول است .

١