پیشنهادهای مهدی (١٢٢)
سوگلی کسی بودن
نرم و لطیف
صدا Music for Iran
خوراک دادن به [ مثلا داستان]
How was the dinner? It wasn't substantial شام چطور بود؟ سیر کننده نبود
to claim sth
وابسته به خویشاوند سالاری. کسی که در هر کاری وابستگان رو به کار میگیره، نه شایستگان
شل کن، خیلی جدی نگیر
شیک و جذاب - عالی - بی نقص
خیلی وقته همدیگر رو میشناسیم
عینک آفتابی
یک اصطلاح آمریکائی به معنای" ۴ نفر اول در هر کاری، مثل آواز خوانی، از نظر شما"
آب از آسیاب افتادن
دلشوره[دل آشوب] داشتن
دزدکی رفتن و اومدن
غیر منتظره
شام دعوت بودن
طرف کسی را گرفتن
جاگذاشتن
جواب میده
اثری از به زور وارد شدن نیست
ساعت بیولوژیکی بدن
پای لرزان
گرداننده
جبران خسارت ناشی از انصاف
مشغول شدن با
به این مفهوم که
تحقق رویاهای خویش
تحقیقات بسیار زیادی
غرق شدن در انجام کاری
سنت
اصطلاحی است که برای ignorant به کار برده میشه. نادان، نا آگاه، بی اطلاع
مخوف
to be relevent موثر بودن
منقضی ساختن
حاکم بودن
به شیوه ابتدایی
اصرار
مسؤل شناختن
الگو قرار دادان
انتخاب شدن
حضور داشتن ( متن های حقوقی )
وزارت بهداشت و رفاه
وزارت جهاد و کشاورزی
سازمان ثبت احوال
در مورد همه چیز صحبت کنیم
به وجد آوردن
دخترای جورواجور
تحقیر کردن
تحقیر کردن. کوچک شمردن
ولگرد، آواره
البته
به تنهایی قضاوت کردن
خوش رفتار بودن - به لحاظ روحی و روانی خوب بودن - حال خوب داشتن
محکمه
طلاق مجاز
طلاق ممنوعه
تفسیر کردن
به شمار آوردن
Juvenile Court دادگاه اطفال
بوسیله
چرا که
مقید بودن
اعمال کردن
به پشت غلتیدن
از پشت
صحبت می کرد
صحبت کرد
اصالتا
go inland له سمت دشت رفتن
شیفته شدن
a soul احدی
پیچیده بخود
یخ زده
فردای آن شب
, به نظر رسیدن
طفلک
خوابی بس عمیق
نسبتا
در زمان
از طریق
آثار اسکار وایلد
فصیح
نثر فصیح
بی خبر
برفهای غلطان
موکل معرفی شده ای
هرگاه
حاد ترین وضعیت
موجب شدن
به پایان رساندن - کامل کردن - آسیاب کردن - روی زمین متوقف شدن -
پول کافی نداشتن
دعوا کردن، بحث کردن
از کسی انتقاد کردن، پریدن به کسی
خود داف پنداری
حواس پرت
آویختن زیورآلات مثل گوشواره یا گردن بند
تله وسوسه انگیز
در آستانه مردن از گرسنگی
بنظر جدی میاد
انتخابات زود هنگام ریاست جمهوری
انتخابات به دور دوم کشیده شد
اعدام دسته جمعی
میزان مشارکت
سرپرست وزارت امور خارجه
سرکوب امنیتی
گروه شبه نظامی
مورد حمایت ایران
جستجوی بیهوده کردن، دنبال نخود سیاه بودن
استقبال کردن از چیزی
زنگ خطر را به صدا در آوردن
مقاومت خشن
آنتریک کردن کسی، تشویق کردن به انجام کاری اشتباه یا احمقانه
ترکش خمپاره ، موشک یا نارنجک
گروههای نیابتی
short for "criminal
three pence