تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

ارجاع دادن - ارجاع کردن به چیزی - رجوع کردن I can't help you with this; you have to refer to the head of the office. "برای انجام دادن این کار باید ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Mission به یک مأموریت مهم، استراتژیک و اغلب با اهداف بزرگ و بلندمدت گفته می شود. مثال در زمینه نظامی یا دیپلماتیک: "The team's mission was to resc ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماموریت کوچک اهمیت ماموریت هایی که روزمره در یک اداره با نامerrand انجام می شود خیلی خیلی کمتر از ماموریت های مهم مثل فرستاده ویژه رئیس جمهور است که ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اسم است و به ماموریت های سفری کوتاه و هدفمندی اشاره دارد که برای انجام یک کار مشخص، معمولاً برای خانه یا خانواده، انجام می شود مثل خرید کردن از فر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کارهای خانگی درون خانه و در برخی از مواقع مترادف است با housework "My daily chores include making the bed and washing the dishes. " ( کارهای روزانه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجموع کارهای داخلی خانه و از نظر معنایی مشابه هست با chore "I have a lot of housework to do this weekend. " ( این آخر هفته، کارهای خانه زیادی برای ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال های بیشتر در مورد کار روزمره داخل خونه که باید انجام بشه "My daily chores are feeding the dog and taking out the trash. " ( کارهای روزانه من ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

errand به کارهای بیرونی روزمره گفته می شود که نیازمند خارج شدن از خانه هستند مثل خرید رفتن یا بانک رفتن و غیره "I have to run some errands this morn ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

کار روزمره خانگی "Doing the laundry is a weekly chore. " ( لباس شستن، یک کار هفتگی است. ) Chores ( جمع ) : به چند کار یا مجموعه ای از وظایف خانگی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوبت It's your turn to do the housework!

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشغال Peter has to make his bed and take out the rubbish.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

بیرون بردن مثلاً آشغال "Could you please take out the trash?" ( ممکنه لطفاً زباله ها را بیرون ببری؟ ) "He took his wallet out of his pocket. " ( ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صابونی If you hear "to mop", it means cleaning the floor with a wet soapy mop.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جارو If you hear "to sweep", that means cleaning the floor with a broom.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کف اتاق I am going to sweep and mop the floor. "The children were sitting on the floor. " ( بچه ها روی کف نشسته بودند. )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تی کشیدن "He has to mop the floor after every meal. " ( او باید بعد از هر وعده غذایی، کف را تی بکشد. ) "I spent all morning mopping the house. " ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

جارو کردن مثلاً اتاق "She needs to sweep the kitchen floor. " ( او باید کف آشپزخانه را جارو کند. ) "He swept all the leaves into a pile. " ( او ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Did he vacuum under the bed? آیا او زیر تخت را جارو برقی کشید؟

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to vacuum جاروبرقی کشیدن "I need to vacuum the living room floor. " ( باید کف اتاق نشیمن را جارو برقی بکشم. ) "He vacuums the entire house every ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

سینک ظرفشویی What needs to be done when the sink is full of dirty dishes?

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"to do the washing up" یک اصطلاح رایج در انگلیسی بریتانیایی است که به معنای "شستن ظرف ها" است. این عبارت به فرآیند شستن ظرف ها، قاشق، چنگال، و دیگر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرتب کردن تخت خواب "I always make the bed as soon as I get up. " ( من همیشه به محض اینکه بیدار می شوم، تختم را مرتب می کنم. ) "My mom taught me h ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "put a wash on" یک اصطلاح رایج در انگلیسی بریتانیایی است که به معنای "شروع به شستن لباس ها" است. معنای "Put a Wash On" این عبارت به طور کلی ب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "doing the washing" یک اصطلاح رایج در انگلیسی بریتانیایی است که معنای آن بسته به بافت جمله، متفاوت است. معنای "Doing the Washing" در مورد لبا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"put a load in" یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی آمریکایی است که معمولاً در مورد لباس شستن به کار می رود. معادل دیگر آن که بیشتر در بریتانیا به کار می ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Laundry یک اسم است و به خودِ لباس ها اشاره دارد. در واقع، این کلمه به تمام لباس های کثیف یا تمیزی که باید شسته شوند یا تازه شسته شده اند، گفته می شود ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

To Do Laundry To do laundry یک عبارت فعلی است و به عمل شستن لباس اشاره دارد. این عبارت به فرآیند کامل شستن، خشک کردن و تا کردن لباس ها گفته می شود. ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to do laundry لباس شستن "laundry" refers specifically to clothes and fabrics you wash ( e. g. in a washing machine ) . "�Laundry� مشخصاً به لباس ها ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"laundry" refers specifically to clothes and fabrics you wash ( e. g. in a washing machine ) . "�Laundry� مشخصاً به لباس ها و پارچه هایی اشاره دارد ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Homework به تکالیف و کارهای درسی گفته می شود که دانش آموزان یا دانشجویان باید پس از کلاس درس و در منزل انجام دهند. Housework به کارهای روزمره ای اشا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Homework به تکالیف و کارهای درسی گفته می شود که دانش آموزان یا دانشجویان باید پس از کلاس درس و در منزل انجام دهند. Housework به کارهای روزمره ای اشا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارهای خانه مثل تمیز کردن مرتب کردن و غیره و با کلمه homework تفاوت دارد "housework" refers to chores and errands, and "homework" are learning tasks ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

y باز نوعی پرنده شکاری Eagles, hawks, and falcons are all types of raptors. " ( عقاب ها، شاهین ها و بازها همگی انواع پرنده های شکاری هستند. ) "

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرنده شکاری Eagles, hawks, and falcons are all types of raptors. " ( عقاب ها، شاهین ها و بازها همگی انواع پرنده های شکاری هستند. ) "The park is ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این فیلم زمانی که مهاجرت کردیم زیاد به کار میره مثال های تازه ازش مثلاً "من دارم جا می افتم اینجا. " I'm settling in here. "خیلی دلم می خواد که تو ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جا افتادن در یک مکانی که تازه به آنجا رفتیم - خو گرفتن با شرایط جدید کاربرد: این عبارت به فرآیند عادت کردن و راحت شدن در یک مکان یا شرایط جدید اشاره ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مهربان و دلسوز

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنای "To Stay in Form" این عبارت به معنای "حفظ آمادگی" یا "در شرایط خوب باقی ماندن" است. این اصطلاح برای اشاره به تلاش مداوم یک فرد برای حفظ سطح بال ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Form به معنای "شکل دادن" ( فعل ) در این حالت، form یک فعل است و به عمل ساختن یا ایجاد کردن یک شکل، ایده، یا گروه اشاره دارد. "The potter used his ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

Form: وضعیت فیزیکی و آمادگی وقتی از form در این حالت استفاده می کنیم، به سطح فعلی عملکرد، مهارت و آمادگی بدنی یک فرد اشاره داریم. این وضعیت، موقتی و ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراموش کردن Don't forget the double "l" in "I'm not sure I follow".

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطمئن ( صفت ) I'm not sure I follow. Can you say that again please?

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

دنبال کردن I'm not sure I follow. Can you say that again please?

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاملا I can't quite hear you. Could you speak a little louder, please?

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بلندتر I can't quite hear you. Could you speak a little louder, please?

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکرار She says "Could you say that again, please?", which is a polite way to ask for repetition.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تکرار کردن She's asking Daniel to repeat what he said.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنای اول آن صدای بلند ( صفت ) است اما یه حالت دیگر هم دارد به مثال زیر توجه کنید: "اینجا ( محیط اطراف ) پر از صداست" it's a bit loud in here Dan ...