پیشنهادهای پژمان سلیمی (١١١)
استفاده از هنر نقاشی برای زدودن و التیام چیزی She painted her sadness away
Adapt
رده سبک وزن در ورزش
تراپیست و سایکولوژیست ( عامیانه )
آماده
رو پا زدن ( در فوتبال )
Avoid
شانه خالی کردن
شنود کردن
کشاورز سخت و محکم
امتیاز
There are some wounds in the life, as if they are like leprosy which eat away at the spirit slowly
رد کردن با دو معنی مختلف رد کردن به معنی نه گفتن و رد کردن به معنی چیزی رو بدی به بغلی
تحت الشعاع قرار دادن
متقاعد کردن کسی
Selfishly
بی روح
زور بازو
Vigilante
برابری کردن
اگر مایل باشید
چیزی که عوض داره گله نداره
کش رفتن ( غیر رسمی )
سر کسی شیره مالیدن
مشت ها را گره کردن
نقشه کشیدن علیه کسی
بر این باور
دست از سرم بردارید
به بار آوردن باعث شدن
حال کسی را گرفتن
Graded tests برگه های امتحانی تصحیح شده
چیز خیلی هیجان انگیز
استعداد بازیگری
مقدس تویی
زندگی هیجان انگیزی داشتن
Products related to a brand, such as toys and clothing
حرکات گلف
این همه ماجرا نیست
شرایط خاص
معرکه
در قوطی کنسرو باز کن برقی
کم کم و اینچ اینچ پایین رفتن
خم شدن
گذاشتن کسی در یک موقعیت دشوار بدون کمک
لای پر قو بزرگ کردن بچه
گیر افتادن
پیشرفت غیر منتظره دادن
Stay alert
تبرئه کردن
اعتراف کردن
تقویت کردن بهتر کردن
تسلیت گفتن
هر طور شده
نقش در سینما و . .
Clear out
Wipe off
If anything
بالقوه را بالفعل کردن
Disrepair
Exciting
Popular
شاید بشه اینطوری گفت
پنهان از
لیوان بدون دسته
اجحاف شدن
جاری بودن در چیزی
Generally
Remote place
ابطال
سنگ انداختن
دور بودن از خانواده
غیر استاندارد و نامتعارف
تاثیر عمیق
Exasperating
باقی مانده
Somehow
از چه چیزی؟
Without thinking about it
یجورایی
Thanks to
It isn't like you to. .
غرق در. .
بهت نمیاد که. .
Respect
در معرض دید قرار گرفتن
نگاه مثبت به چیزی داشتن
مخاطب
Use up
Because
کسی را از مخمصه نجات دادن
کاری را ادامه دادن و پیش بردن و پیشرفت کردن در آن
جنجال
So as to
In order to
بذار به حساب
رو اعصاب
برآورده کردن
ترکیدن لاستیک
نوبت را به کسی دادن
مواد تجزیه پذیر
اعاده حیثیت
Provide with
Include
زدودن
برگزار کردن
به سختی گذران کردن
In newspapers a special report or article about a topic
تذکر دادن Warn
Going to great lenghts
Cut down
As apposed to