معنی: گردش بیرون شهر، تفرج، وابسته به گردش یا سفر کوتاه
معانی دیگر: سفر تفریحی، گردش، گشت و گردش

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a trip away from home or school, for a day or less, usu. for pleasure; excursion or field trip.
مترادف: excursion, field trip, jaunt, junket, sally
مشابه: drive, expedition, tour, trip

(2) تعریف: a walk or ride outdoors.
مترادف: hike, ramble, ride, stroll
مشابه: jaunt, promenade, spin, tramp, walk

جمله های نمونه

1. an evening outing
گشت و گردش سرشب

2. Given good weather, we will have an outing.
[ترجمه گوگل]با توجه به هوای خوب، گردشی خواهیم داشت
[ترجمه ترگمان]با توجه به هوای خوب، ما بیرون میریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. One evening, she made a rare outing to the local discotheque.
[ترجمه گوگل]یک روز عصر، او یک گردش نادر به دیسکوتک محلی انجام داد
[ترجمه ترگمان]یک روز عصر، او یک گردش بسیار نادر را به the محلی انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A family's outing ended in tragedy when their boat capsized.
[ترجمه گوگل]سفر یک خانواده با واژگونی قایق آنها به تراژدی پایان یافت
[ترجمه ترگمان]وقتی قایق آن ها واژگون شد یک گردش خانوادگی به تراژدی ختم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The children were on a day's outing from school.
[ترجمه زهرا نوایی لواسانی] بچه ها برای گردش یک روزه، بیرون از مدرسه بودند.
[ترجمه گوگل]بچه ها یک روز از مدرسه بیرون رفته بودند
[ترجمه ترگمان]بچه ها در یک گردش روزانه از مدرسه بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The gay and lesbian rights group, Stonewall, sees outing as completely unhelpful.
[ترجمه گوگل]گروه حقوق همجنس گرایان و همجنس گرایان، استون وال، گردش را کاملاً بی فایده می داند
[ترجمه ترگمان]گروه حقوق همجنس گرا، استون وال، این گردش را کاملا بی فایده می بیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They had gone on an outing to the pool for Robert's birthday.
[ترجمه گوگل]آنها برای تولد رابرت به استخر رفته بودند
[ترجمه ترگمان]آن ها برای جشن تولد رابرت به گردش رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The idea behind the outing is to encourage employees to get to know each other.
[ترجمه گوگل]ایده پشت این سفر تشویق کارمندان به شناخت یکدیگر است
[ترجمه ترگمان]ایده پشت این گردش، تشویق کارمندان برای آشنایی با یکدیگر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We went on an outing to London.
[ترجمه زهرا نوایی لواسانی] ما برای گردش به لندن رفتیم.
[ترجمه گوگل]ما به یک گردش به لندن رفتیم
[ترجمه ترگمان]به گردش در لندن رفتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The outing will do me good.
[ترجمه گوگل]گردش به من کمک خواهد کرد
[ترجمه ترگمان]این گردش برایم خوب خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. They made detailed plans for an outing, but they reckoned without the possibility of inclement weather.
[ترجمه گوگل]آنها برنامه ریزی دقیقی برای گردش کردند، اما بدون احتمال آب و هوای نامناسب حساب کردند
[ترجمه ترگمان]آن ها نقشه های دقیقی برای یک گردش داشتند، اما آن ها حساب می کردند که این آب و هوای نامساعد برای آن ها بسیار گران تمام می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They are planning for an outing.
[ترجمه گوگل]آنها برای یک گردش برنامه ریزی می کنند
[ترجمه ترگمان]آن ها برای گردش برنامه ریزی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Rosie's going on a class/school outing to the Museum of Modern Art.
[ترجمه گوگل]رزی به گردش در کلاس/مدرسه به موزه هنر مدرن می رود
[ترجمه ترگمان]رزی در یک گردش کلاس \/ مدرسه به موزه هنرهای معاصر می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We went for an outing that included a picnic and a volleyball game.
[ترجمه گوگل]رفتیم گردشی که شامل پیک نیک و بازی والیبال بود
[ترجمه ترگمان]ما برای گردشی که شامل یک پیک نیک و یک بازی والیبال بود رفتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گردش بیرون شهر (اسم)
excursion, outing

تفرج (اسم)
paseo, promenade, outing

وابسته به گردش یا سفر کوتاه (صفت)

انگلیسی به انگلیسی

• trip; excursion; picnic; outdoor walk; revelation of a person's sexual preference
an outing is an occasion on which you leave your house, school, or place of work, usually for an enjoyable activity.
you can also use outing to refer to an occasion when someone in a sport or contest competes in a particular competition.
see also out.

پیشنهاد کاربران

دیگر معانی این واژه در فرهنگ وبستر:
1. An athletic competition or race
2. A usually public presentation or appearance ( as in a particular role )
3. The public disclosure of the covert sexual orientation or gender identity of a prominent person
گردش علمی یا تفریحی، پیکنیک، اردو excursion, picnic
A short outdoor pleasure/educational trip usually taken by a group of people