پیشنهادهای فرهنگ (٢٠٨)
استناد کردن
سامانه مندگری
سامانه مند کردن
ترجمه داریوش آشوری: هم برنشانی
روند کار روال ( قضا ) آیین دادرسی
ساده دلانه
ناخواسته و نادانسته
ساده دل از همه جا بی خبر
ساده دلانه معصومانه
ناگهانه گی
شرطمندی=conditionality
در فلسفه : conditional شرطمند وابسته
تکان
هم رایی هم زبانی
ترجمه داریوش آشوری در کتاب فرهنگ علوم انسانی: پس افکندن آونگاندن آونگیدن
ترجمه داریوش آشوری در کتاب فرهنگ علوم انسانی: زیر نهشتن
ترجمه داریوش آشوری در کتاب فرهنگ علوم انسانی: زیر نهشتن، زیر نهشت
گروه بندی دسته بندی
در گروه جای دادن گروه بندی کردن
ابراز ابراز کردن
برانگیخته
درونی کردن در درون نهادینه کردن
فهم
ساخت وساز
درنگ و جنبش ایست و حرکت
بازوواره
برنهاده فعل برنهادن به معنای مقررکردن و تعیین کردن هم هست برای نمونه در این بیت شاهنامه: بر این برنهادند یکسر سپاه که یک تن نپیچد ز فرمان شاه
کمر بستن
تپیدن صدایی با ضرباهنگ مشخص درآوردن
پس گفتار
اخلاق ستیز
تکلیفمند
دنیا دیده جهان دیده
زودانگیخته گی
ساده دلی
پایگان
رازآلود
بد شناخته کژ شناخته
کسی یا چیزی که در حق اش ناداوری شده است
تسخر زن
همساز
بی جنبشی خاموشی
تکاپو
درتکاپو
حس باور
نشانه ی بیماری علامت بیماری
بدین روی
باز آی [=بازآینده] بس آی [=بس آینده]
هم تراز گری هم تراز گر
خمشبازی