پیشنهاد‌های محمد عزیزی (١,٣٢٠)

بازدید
٧٩٠
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی چاک و دهن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر ( یه صحبتی را ) باز کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه صندلی بردار بیار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موشک انداز ( دستی )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشش بازار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باختن به باخت دادن به he lost out to his brother in the finals of tennis tournament او در فینال تورنومنت تنیس به برادرش باخت.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روز بازدید عموم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعظیم کردن به سر تسلیم/ تعظیم فرود آوردن به

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

از دستور خارج کردن از دستور کار خارج کردن از گزینه ها خارج کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی نصیب گذاشتن who feels life is passing them by چه کسی احساس میکنه زندگی آنها را بی نصیب گذاشته

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

بالای منبر رفتن پر گویی کردن روضه خواندن

پیشنهاد
١

گیر دادن به کسی برای چیزی the director gave him a ticking off for arriving late at the meeting مدیر به او برای دیر رسیدن گیر داد the boss gave the ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبض آب

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنبال کاهای کسی دویدن کارای زیادی برای کسی انجام دادن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر طرف شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گروه جدایی طلب

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگینی خرد کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر قیمتی شده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقدامات ممکن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داروی لاغری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لاغری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفتن و ایستادن رسیدن و ایستادن could you just draw up in front of the garage, and I'll put the boxes in the boot میتونی فقط بری وایستی جلوی گاراژ و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرارت کم شعله کم we'll have to keep the sauce on a very low heat ما باید سس را روی حرارت /شعله خیلی کم قرار دهیم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

رقابت حذفی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

لاغر ماندن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

keep sth from sb چیزی را از کسی مخفی /پنهان کردن you are keeping something from me. aren't you

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با کسی رو هم ریختن we were all very shocked when Emily left her husband and ran up with her boss ما همگی شوکه شدیم وقتی Emily شوهرش را ترک کرد و با ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تن در دادن تن دادن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشکلات خانوادگی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشکل کوچک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به تدریج رو به افول رفتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کم گذاشتن برای در ( چیزی ) کوتاهی کردن زدن از ( چیزی ) we mustn't skimp on the food and drink for the party. we don't want our friends to think we ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش افتادن جلو افتادن سر آمد شدن سر شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

جسته گریخته خواندن ( کتاب ) I haven't read the book in detail. I just dipped into it من کتاب را با جزییات نخوانده ام. من فقط آن را جسته گریخته خوان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بچه درس خوان

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

خواستار شدن خواهان شدن طلبیدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بالا خواه کسی درآمدن بالای کسی در آمدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نهفته بودن در نهفته است در it's about time you realised that the secret of success lies in taking positive action وقتشه میفهمیدی که رمز موفقیت در ا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثل قارچ سبز شدن ناگهان ظاهر شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشکلات کوچک مشکلات ناچیز

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

برگه امتحانی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برق گرفتگی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجربه وحشتناک تجربه دردناک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چراغ نفتی چراغ گردسوز

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درب را روی خود بستن در ب را روی خو قفل کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو جعبه خودش گذاشتن تو کیف خودش گذاشتن تو کیسه خودش گذاشتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بچسب بهش ( ولش نکن )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محکم این ور إون ور زدن/خوردن محکم این طرف اون طرف زدن / خوردن my suitcase got a bit bashed about on the plane چمدان من کمی در هواپیما محکم این ور او ...