ease off


(از نظر شدت یا فعالیت یا سرعت یا میزان) کم شدن

جمله های نمونه

1. At last the rain began to ease off.
[ترجمه گوگل]بالاخره بارون کم شد
[ترجمه ترگمان]سرانجام باران به خاموشی گرایید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. After the injection her pain began to ease off.
[ترجمه گوگل]پس از تزریق، درد او کاهش یافت
[ترجمه ترگمان]پس از تزریق درد، درد آرام گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Eventually the rain started to ease off.
[ترجمه گوگل]در نهایت باران شروع به کاهش کرد
[ترجمه ترگمان]سرانجام باران شروع به آرام کردن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Ease off that rope a bit.
[ترجمه گوگل]کمی آن طناب را راحت کن
[ترجمه ترگمان]راحتی آن طناب را کم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The child asked his papa to help him ease off his belt a bit.
[ترجمه سلیمه بیگی فرد] بچه از پدرش خواست تا کمکش کند که کمی کمربندش را شل تر کند
|
[ترجمه گوگل]کودک از پدرش خواست که به او کمک کند تا کمی کمربندش را باز کند
[ترجمه ترگمان]بچه از پدرش خواست که به او کمک کند تا کمرش را کمی آرام کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Ease off a bit, we are going too fast.
[ترجمه سلیمه بیگی فرد] یه کم آهسته تر، ما داریم خیلی تند میرویم
|
[ترجمه گوگل]کمی آسوده باش، ما خیلی سریع پیش می رویم
[ترجمه ترگمان]سهولت، ما خیلی سریع حرکت می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Ease off the training a few days before the race.
[ترجمه سلیمه بیگی فرد] چند روز قبل از مسابقه تمرینات رو سبک تر انجام دهید
|
[ترجمه گوگل]چند روز قبل از مسابقه تمرین را کاهش دهید
[ترجمه ترگمان]سهولت آموزش چند روز قبل از مسابقه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The slope began to ease off towards the edge of hill above.
[ترجمه سلیمه بیگی فرد] سراشیبی به سمت بالای تپه کمتر شد
|
[ترجمه گوگل]شیب شروع به کاهش به سمت لبه تپه بالا کرد
[ترجمه ترگمان]سراشیبی بالا رفت و از دامنه تپه بالا رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. But if it doesn't ease off, or if it gets worse, you must see your doctor.
[ترجمه گوگل]اما اگر کم نشد یا بدتر شد، باید به پزشک مراجعه کنید
[ترجمه ترگمان]اما اگر راحت نباشد، یا اگر بدتر شود، باید دکتر شما را ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. When turning on to a heading start to ease off bank before heading is reached.
[ترجمه گوگل]هنگام روشن شدن به یک سرفصل، قبل از رسیدن به سمت، شروع به کاهش بانک کنید
[ترجمه ترگمان]وقتی به سمت مسیری حرکت می کنیم که قبل از رسیدن به آن به سمت ساحل حرکت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Start to ease off bank before heading is reached, the amount of lead being approximately half the bank angle.
[ترجمه گوگل]قبل از رسیدن به سرب شروع به آسان شدن کنید، مقدار سرب تقریباً نصف زاویه کرانه است
[ترجمه ترگمان]قبل از رسیدن به مقصد خود را آرام کنید، مقدار سرب تقریبا نیمی از زاویه بانکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. You look very tired, you'd better ease off.
[ترجمه گوگل]خیلی خسته به نظر میرسی، بهتره راحت بشی
[ترجمه ترگمان]خیلی خسته به نظر می رسی، بهتره استراحت کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Having a cup of coffee can ease off your pressure.
[ترجمه گوگل]نوشیدن یک فنجان قهوه می تواند فشار شما را کاهش دهد
[ترجمه ترگمان]داشتن یک فنجان قهوه می تواند فشار شما را کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Headaches also ease off if you have a bath.
[ترجمه گوگل]اگر حمام کنید سردرد نیز کاهش می یابد
[ترجمه ترگمان]اگر حمام داشته باشید، سردرد نیز تخفیف پیدا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• ease up; diminish pressure, reduce intensity; become less intense

پیشنهاد کاربران

یک چیز آزار دهنده که از شدت آن کم شود.

کم کم شل کردن
کم کردن فشار پا مثلا روی پدال گاز
دل زده شدن
کم شدن، سبک شدن مثلا برف داره کم کم سبک میشه.
سخت نگرفتن
Lessen in severity, relax; abate
become less unpleasant or annoying
بی خیال شدن، رها کردن چیزی یا موضوعی
I wish you'd ease off on Harold; he's doing the best he can
Sb ease off
کم کردن ( شدت یک فعالیت )
سبک تر کردن ( شدت یک فعالیت )
Sth ease off
کم شدن ( شدت یک فعالیت )
آهسته تر شدن
سهولت
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما