١ رأی
تیک ٢ پاسخ
١,٣٩٧ بازدید
٤ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٩٩ بازدید

تیغ چوبین را مبر در کارزار بنگر اول تا نگردد کار زار ✏ «مولوی»  

٢ سال پیش
٤ رأی
تیک ٣ پاسخ
٣,٤٢٢ بازدید

ما همه شیران ولی شیر علم حمله‌شان از باد باشد دم‌بدم حمله‌شان پیداست و ناپیداست باد آنک ناپیداست هرگز گم مباد ✏ «مولوی»  

٢ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٦٥ بازدید

چون زنی از کار بد شد روی زرد مسخ کرد او را خدا و زهره کرد عورتی را زهره کردن مسخ بود خاک و گل گشتن نه مسخست ای عنود پس ببین کین مسخ کردن چون بود پیش آن مسخ این به غایت دون بود ✏ «مولوی»  

٢ سال پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٨٨ بازدید

باز گستاخان ادب بگذاشتند چون گدایان زله ها برداشتند ✏ �مولوی� هرکجا ابیض نمایی غله برگیرد هوا هرکجا باره دوانی ذله بردارد غبار ✏ «عنصری»  

٢ سال پیش
٥ رأی
تیک ٤ پاسخ
٣٥٤ بازدید
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٣٠٦ بازدید

چون  زنخ را بست خواهند ای صنم آن به آید که زنخ کمتر زنم ✏ «مولوی»  

٢ سال پیش
٢ رأی
تیک ٤ پاسخ
٤,١٥٧ بازدید
٤ رأی
تیک ٦ پاسخ
٢٥١ بازدید
چند گزینه‌ای

. . . . اما سرانجام چندان جبین ضراعت بر آستان حاجب سایید و ناله و زاری کرد. . . . سفرنامه شاردن

٢ سال پیش
٤ رأی
تیک ٢ پاسخ
١,٠٥٠ بازدید

دشمن به دشمن آن نپسندد که بیخرد با نفس خود کند به مراد و هوای خویش گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق بهتر ز دیده‌ای که نبیند خطای خویش چاهست و راه و دیدهٔ بینا و آفتاب تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود بگذار تا بیفتد و بیند سزای خوایش ✏ «سعدی»  

٢ سال پیش