پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٥٠٣)

بازدید
٣,٤٥٨
تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

گل مژه رائده ای گوشتی که در کنار جشم پدید آید شد از ناخن به رخ گلگون خط افکن چو عرق ناخنه در چشم روشن ✏ جامی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٣

پایان دهنده عمر امان نبود ز چرخ عمر فرسای که ساید بر رکاب دیگرت پای ✏ جامی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

امان نبود ز چرخ عمر فرسای که ساید بر رکاب دیگرت پای ✏ جامی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

کنایه از سرای باقی منزل ابدی قدم زین تنگنای آز برداشت ره فسحت سرای راز برداشت ✏ جامی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

تداوم طول کشیدن مداومت نمودن تمادی یافت ایام وصالش در آن دولت ز چل بگذشت سالش ✏ جامی

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

قفل بسته مسدود نهادش پیش آن سرو گل اندام مقفل حقه ای از نقره خام ✏ جامی

تاریخ
١٦ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

تبسم شکرخند خنده شیرین فتم در سایه سرو بلندت شکر چینم ز لعل نوشخندت ✏ جامی

تاریخ
١٦ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

آنکه عنان را در دست گیر کسی که زمام امور را بدست گیرد کسی که از کاری جلوگیری کند ستاده بر در اینک آن زن پیر که در ره مرکبت را شد عنانگیر ✏ جامی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

دریافت کننده هوشمند عاقل دو صد جان خاک دریابنده شاهی که دریابد به آهی یا نگاهی ✏ جامی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بت سازان بت تراشان سازندگان بت پرستندگان بت ستایشگران بت که ای عشق تو را از زیر دستان بتان و بتگران و بت پرستان ✏ جامی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

بت سازان که ای عشق تو را از زیر دستان بتان و بتگران و بت پرستان ✏ جامی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ز بس بر آسمان می شد ز هر سوی نفیری چاوشان �طرقوا� گوی ✏ جامی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

میخ زده شده با میخ استوار شده به هر سمش هلالی بسته از زر ز سیم اختر رخشان مسمر ✏ جامی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

نوعی ساز دهنی ساخته شده از نی بدو کردند نی بستی حواله چو موسیقار پر فریاد و ناله ✏ جامی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

لخت عریان برهنه بدون پوشش معطل گردن از طوق مرصع معرا عارض از زربفت برقع ✏ جامی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژگون وارونه نه سر نی پای بود از بخت واژون ز بزم وصل همچون حلقه بیرون ✏ جامی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

به جرم خویش کرد اقرار مطلق برآمد زو صدای حصحص الحق جامی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٢

سرای پر از غم و ماتم به یادش روی در ویرانه ای کرد وطن در کنج محنتخانه ای کرد ✏ جامی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

غم سرا غم آهنگ غمگین نوا صدای پر از غصه صوت پر از ماتم زلیخا بود مرغ محنت آهنگ جهان چون خانه مرغان بر او تنگ ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٥

محل حرمان محل یاس و نا امیدی کنایه از دنیا فلک کو دیر مهر و زود کین است درین حرمانسرا کار وی این است ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٤

ظاهر شدن به جرم خویش کرد اقرار مطلق برآمد زو صدای حصحص الحق جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

جفاکار ستمکار ظالم جفایی گر رسد او را ز جافی کنون واجب بود آن را تلافی جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

اشارت کرد کز زندانش آرند بدان خرم سرابستانش آرند جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

مصایب شداید گرفتاری سختی به جز ایزد نماند او را پناهی که باشد در نوایب تکیه گاهی جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

وصف کننده. بیان کننده توصیف کننده بگفتا گاو و خوشه هر دو سالند به اوصاف خودش وصاف حالند ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بگفتا باید ایام فراخی که ابرو نم نیفتد در تراخی ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

با شرف شرفمند شرافت مند باشرافت ز یوسف ما به جز پاکی ندیدیم به جز عز و شرفناکی ندیدیم ✏ جامی پیام آورد کای شاه شرفناک سلامت می رساند ایزد پاک ✏ ج ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

بفکر گناه بودن درفکر گناه بودن درصدد گناه بودن در اندیشه گناه بودن مرا پیشه گناه اندیشگی نیست در اندیشه خیانت پیشگی نیست ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

ماتم سرا محنت سرا ماتم کده اگر خواهد ز من بیرون نهم پای ازین غمخانه اول گو بفرمای ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

حاکم شاه پادشاه صاحب مقام چو رو سوی شه مسندنشین کرد به وی یوسف وصیت اینچنین کرد ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه جوانمردی که سوی شاه می رفت به مسندگاه عز و جاه می رفت ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

خوش طالع خوشبخت نیکبخت به روزگار بپرسیدی ازان پس حال او را جمال روی فرخ فال او را ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

شب آمد عاشقان را پرده راز شب آمد بی دلان را غصه پرداز ✏ جامی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

گمان میکند فکر میکند تصور می نماید گماند کزو بگذری راه نیست و گر در زمانه جز او شاه نیست ✏ فردوسی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

وگر فام خواهی بیاید ز راه درم خواهد از مرد بی دستگاه نباید که یابد تهیدست رنج که گنجور فامش بتوزد ز گنج ✏ فردوسی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

کشاورز برزگر باغبان زارعت کار ببارید برگل به هنگام نم نبد کشتورزی ز باران دژم فردوسی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

خلق و خو سرشت طبیعت رفتار وگر خود بود آنک خوانیم خیم که با او ندارد دل از دیو بیم ✏ فردوسی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

بایسته شایسته ارجمند سخنهای باینده گویم کنون که دل را به شادی بود رهنمون ✏ فردوسی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

خوشنودی شادکامی وزین گوهران گوهر استوار تن خشندی دیدم از روزگار ✏ فردوسی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

همان خوش منش مردم خویش دار نباشد به چشم خردمند خوار ✏ فردوسی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بدو گفت کاندر جهان مستمند کدامست بد روز و ناسودمند ✏ فردوسی

پیشنهاد
٠

سقوط

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

بشوریده آشفته کرده پریشان نموده نبرده آن هوا آب و گلش را بشولیده نکرده سنبلش را ✏ جامی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

قرمز کم رنگ رنگ صورتی نهادی بند بر دل از دوالش ز خون دیده دادی رنگ آلش ✏ جامی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

سرسختی یکدندگی لجاجت ولی سوهان نگیرد آهن او نباشد غیر رو سختی فن او جامی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

زلیخا را غبارانگیز کردند به زندان کردن او تیز کردند ✏ جامی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

موجب باعث دلیل هوایش مایه بخش هر وبایی زمینش کشتزار هر بلایی ✏ جامی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

در او ضیق النفس هر زنده ای را نشیمن هر به مرگ ارزنده ای را ✏ جامی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

خطرناک خطیر گرانبها چو از لب بگذرد سیل خطرمند نهد مادر به زیر پای فرزند ✏ جامی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٢

حاجت داران نیازمندان به بی حاجت تو را گر حاجتی هست مکش از حاجت حاجتوران دست ✏ جامی