تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بقیه ( افراد )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

به هنگام پرتاب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. شکل ( در مقالات و . . . ) 2. تصور کردن مثال: He figured he would save money by mailing himself to Dallas, so he packed himself inside a box! او ف ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ریسه رفتن در کودکان: بند آمدن نفس بچه ها هنگام گریه همراه با کبودی مثال: She wouldn't stop crying, and she was turning blue گریه اش را قطع نمی کرد و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تشک بادی یا تیوب بادی استخری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درآمد بالا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تأثیر گذاشتن روی . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

had over گذشته ی have over به معنای دعوت کردن ( به منزل و دورهمی گرفتن ) می باشد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چپاندن، پر کردن، چپانده شدن مثال: I was crammed between this guy who was snoring the whole time. من بین این مردی که تمام مدت خروپف می کرد، چپانده ش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استنباط دقیقی داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رفت و آمد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هیچ فایده ای نداره. مثال: So there's really no point in my spending money on a large place with lots of room. بنابراین واقعاً هیچ فایده ای ندارد که ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ستاره درخشان a bright star

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نقطه وسط بین شروع و پایان یک چیزی، نیمه راه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

می ارزه که جابجا بشی یا کنار گذاشته بشی. معنی bump ضربت در اثر تکان سخت؛ جای دیگری را گرفتن ( در هواپیما ) ، برکنار کردن و . . . هست.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوشیدنی ها

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مقاوم شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روش بحث برانگیز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

📋 بازه زمانی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دستگاه فتوکپی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غذا دادن - سوق دادن مثال: This slogan explicitly directs a mother to feed a Healthy Start meal to her baby. این شعار به صراحت مادر را به دادن یک وعد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بد فُرم، بد بدن، نامناسب ( از لحاظ ریخت )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. گشتن، چرخیدن، این ور و اونور رفتن، رفت و آمد کردن. مثال: That's not how he was in college. Back then he used to go around in old T - shirts and j ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بعد از ظهر همان شب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. دستورالعمل ها، دستورات 2. راهنمایی 3. جهت ها، مسیر ها مثال: A: I got lost trying to find Alex's house . . . . . B: Really? But I gave you directi ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

logging

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاموش شدن تلفن همراه. مثال: گوشیم خاموش شد. My cell phone died.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پشت پا زدن، پشت پا خوردن

پیشنهاد
٠

قصد پشت پا زدن بهت رو نداشتم. مثال: I was walking too fast, and I wasn’t watching where I was going. I didn’t mean to trip you. خیلی تند راه می رفت ...

پیشنهاد
٠

این دفعه رو نادیده می گیرم ( دیگه تکرار نشه ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویترین مغازه ( ویترین شیک )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبل از موقع به خصوص واقع شدن predate = to exist earlier than something else

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرسایش یافتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بار سفر، بار وبندیل Luggage اسم غیرقابل شمارش است و شامل همه کیف و چمدان های شما می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به تنهایی مثال: I turn on the washing machine by myself. ماشین لباسشویی را خودم ( به تنهائی ) روشن می کنم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذشته ی go hiking : کوهنوردی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیاده روی walking کوه نوردی go hiking

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوه نوردی go hiking پیاده روی walking

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوای خنک، خشک و تازه ( کوهستان ) مثال: I breathed in deeply the crisp mountain air

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوت برداری کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روشن تر، سبک تر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسلط داشتن مثال: you need to be able to put down your textbooks from time to time and forget about accuracy. That's the only way to become more ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیروگاه امواج یا جایگاه امواج انرژی یا همان محل توقف نیروگاه موج مجموعه ای از ماشین آلاتی است که انرژی موج را به جریان برق تبدیل می کنند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نکته مهم اینه که

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. ضروری، حیاتی crucial = vital 2. سخت، دشوار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشاورزی گلخانه ای که فعالیت کشت محصولات در چندین لایه، یکی بالای دیگری انجام می پذیرد.