تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

صرفا از روی احتیاط Just in case

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روز ها پس هم می گذرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسیم تابستانی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

He looked across the table, at the other bed. از این طرف میز به تخت دیگر نگاه کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Through the window he could see a bare bough. از پشت پنجره می توانست شاخه عریانی را ببیند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

He turned suddenly upon his back. او ناگهان به پشت غلتید.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Rain tapped against the glass. باران به شیشه می خورد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

My cheeks go pink گونه هایم گل انداخته

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دزدکی نگاه کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرده شورت ببرن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Within living memory تا آنجا که مردم به یاد دارند Example: This is the worst recession within the living memory. تا آنجا که مردم به یاد دارند، رکو ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

You think you can cheat and get away with it? How dare you? فکر می کنی می توانی تقلب کنی و قسر در بروی؟ خیلی رو داری!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

After all his lies, I am under no illusions about how he lives. بعد از آن همه دروغی که ازش شنیدم، دیگر کاملا میدانم چطور زندگی می کند. " دانستن وا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

It is only a matter of time before he is forced to resign. دیر یا زود مجبور می شود استعفا بدهد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شانس را امتحان کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

His work had a big influence on Picasso in particular. اثر/ کار او تأثیر زیادی به ویژه بر پیکاسو گذاشت.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

For instance هم معنای for example است اما اندکی از آن غیررسمی تر است. There is a great deal we can do to reduce the amount of pollution we produce. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

be a good / typical / classic / obvious etc example �مثال خوب/ معمول/ کلاسیک/ بارز/. . . . . � Example: Her case is a classic example of this kind o ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�وجه مثبت، مزیت� Many native English plants and animals are under threat. The red squirrel is a case in point. بسیاری از گیاهان و حیوانات بومی انگل ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Revolutions often lead to dictatorships. By way of illustration, consider the events that followed the French Revolution. انقلاب ها اغلب به دیکتاتو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Spending alot of time sitting down, and not moving or exercising very much.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

He stared at me without a word, and I know I had guessed right about those missing hours او بی آنکه کلمه ای بگوید به من خیره شد و می دانستم که درباره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

You may then think that’s sentimental, but I mean it. شاید فکر کنی که این حرفم از روی احساساتم، اما جدی میگم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

“my memory goes back to when first I met him”… خاطرات اولین دیدارم با او زنده شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

it was a sad time for all of us. روزهای غم انگیزی برای همه ما بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Such a mad act as that man did should make us all think. I cannot come down now as I am tied up in some very important business & cannot get mixed up ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

About three o’clock the quality of Wilson’s incoherent muttering changed. حدود ساعت سه بعدازظهر، کیفیت غرغرهای بی معنای ویلسون دگرگون شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

followed by two carriages with drawn blind, & by more cheerful carriages for friends دنبال آن دو کالسکه با پرده های کشیده و چندین کالسکه با رنگ شادت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The bar, where we glanced first, was crowded, but Gatsby was not there. She couldn’t find him from the top of the steps… on a chance we tried an impo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

She held my hand impersonally, as a promise that she would take care of me in a minute & gave ear to two girls in twin yellow dresses who stopped at ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایشون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

we need to stay on high alert. باید خیلی مراقب باشیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Slapping him jovially on the shoulder. به شوخی دستش را بر شانه اش زد. /دستی بر شانه او زد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

I said lightly that I had heard nothing at all. به شوخی گفتم که اصلا چیزی نشنیدم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Velvet dusk. غروب دل انگیز،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

honestly surprised…. جدا/حقیقتا تعجب کرده بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

We’ve got to beat them down, whispered Daisy, winking ferociously towards the sun. دیزی که پلک هایش از شدت نور خورشید به هم می خورد آهسته گفت باید د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

He was in shirt sleeves & carpet slippers. پیراهن آستین بلند و دمپایی رو فرشی پوشیده بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

… and she made up her mind to accept him, a week before he proposed to her. او از یک هفته پیش خود را برای دادن جواب مثبت به خواستگارش، آماده کرده بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جلوی زبانم رو گرفتم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Instead of being the warm center of the world, the Middle West now seemed like the ragged edge of the universe. غرب میانه به جای اینکه مرکز پر رونق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I have a lot on my mind ذهنم خیلی درگیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Sorry to barge in ببخشید سر زده مزاحم شدم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

. It had a fine part to play in the world قرار بود نقش خوبی در جهان ایفا کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناآگاه. بی اطلاع. بی خبر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The lawn started at the beach & ran towards the front door for a quarter of a mile. چمن از ساحل شنی شروع می شد و تا چندصد متری مقابل خانه ادامه می ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

There was so much to read, for one thing, & so much fine health to be pulled down out of the young breath - giving air. اولا که مطلب خواندنی زیاد بو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

You know how people gossip. تو که میدونی مردم شایعه پراکنی میکنن یا حرف در میارن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I was more interested than distressed. من بیش از آن که غمیگن باشم علاقمند بودم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

But because I have learnt that man is incalculable. آموخته ام که بشر یک موجود غیر قابل پیش بینیه