پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)
daazenu: در گویش گوغر به حالت تحقیر زن را گویند واسم مصغر است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
shoppu : در گویش گوغر به بوته ای با شاخه های مقاوم گویند که برای برهم زدن دوع در حال جوشیدن به کار می رود وغالباً از درخت ارچن انتخاب می شود. ( فرهنگ ...
kopol : در گویش گوغر به معنای قدکوتاه چاق را گویند.
varraa : در گویش گوغر به معنای آماده به راه افتادن است
niq : در گویش گوغر به زوایای ( لب ها ) دوطرف دهان گویند که با بازشدنشان حالت خنده بوجود می آید. نمونه را گویند نیقاش تا بناگوش بازه یعنی خندان است
niqu : در گویش گوغر به شخصی گویند که دندان هایش همیشه پیداست وفکر می کنی همیشه خندان است.
sagbaadesh gerefte : در گویش گوغر کنایه از بدرفتاری وکج خلقی کردن است.
sag baad : در گویش گوغر به معنای درد لحظه ای مفاصل.
soqol mochu: در گویش گوغر به معنای درمانده وسست است .
deq kerdan: در گویش گوغر به معنای از شدت ناراحتی واندوه بغض کردن طوریکه رگ های گردن برجسته شده ور نگ چهره تغییر کرده.
در گویش گوغر به دو معناست ۱ - توانایی بلند شدن ویا نشستن را به دلیل بیماری ندارد نمونه را گویند فلانی بعداز بیماری دیگه سر نگرفت یعنی بعد بیماری سرپ ...
sar vardaashtan : در گویش گوغر به معنای آغاز به کاری کردن است.
sarshar : در گویش گوغر به شرور وبدنهاد گویند.
sar kaj daashtan: در گویش گوغر به چیزی گویند که به دلیل بُرش ناراست شکل مسطیل یا مربعی خود را از دست داده درواقع دریک ضلع یک سمت بالاتر وسمت دیگر پای ...
kochelu : در گویش گوغر نیز به کنده کوچک وبه نوعی از هیزم گفته می شود امام زاده کنچلو به درخت کوهی خشکی که مردم نسبت به آن باور دارند زبانزد است.
cheridan : در گویش گوغر به هم خوردن وپایان یافتن هم معنی می دهدنمونه را گویند تا کچل آرا کنه عروسی چریده یعنی تا کچل آرایش بکند عروسی تمام شده.
shalpal shodan: در گویش گوغر به معنای مستأصل و کوفته ودرمانده شدن است.
در گویش گوغر به زن هتاک وبدحرف گویند.
shetir: در گویش گوغر به معنای یک تکه باریک وبلند از هر چیز را گویند نمونه را گویند یه شتیرو هندونه ایی برام ببر یعنی یک تکه باریکی از درازای هندوانه ...
sher ver be ham baaftan:: در گویش گوغر به معنای یاوه گویی کردن وژاژحایی کردن است.
درگویش گوغر نیز به معنای افزون خواهی وادعای گزافه کردن است.
ghaafelguz در گویش گوغر به شخصی گویند که ناگاه وبی اختیار در جمع می گوزد .
qaraalu : در گویش گوغر به معنای عصبانی وخشم آلود است. قهر آلود
qelundan: در گویش گوغر به معنای غلطاندن است.
ez chez kerdan : در گویش گوغر یعنی لابه والتماس کردن.
qelidan : در گویش گوغر به معنای غلتیدن وغلت زدن است.
gew garjin : در گویش گوغر به خرمن کوب سنتی ( گرجین ) که پشت گاو بسته شده گویند.
gewje toxmorgh : در گویش گوغر به خوراک اُملت که با تخم مرغ وگوجه فرنگی وروغن تهیه می شود گویند .
kex: در گویش گوغر گاهی که بخواهندکودک چیزی را نخورد می گویند کخه یعنی بدمزه وغیر قابل خوردن است.
kam kemu: در گویش گوغر به معنای به تدریج وآهسته آهسته است.
kule kerdan: در گویش گوغر یعنی کسی را پشت خود سوار کردن یا به دوش گروفتن کسی.
در گویش گوغر به پوسته بیرونی وکاسه کونه سنگ پشت گویند . نمونه را گویند: حسابی رفته تو لاک خودش کنایه از این که سخت تو خودش فرو رفته .
laatesh daadan : در گویش گوغر یعنی دراز کشیدن ونشستن با پاهای دراز کرده واز هم باز شده.
lus: در گویش گوغر علاوه بر معنای معمول به لب ولوچه نیز اطلاق می شود. نمونه را گویند لوسات رو اِوخنه یعنی لب ولوچه ات روی تخته تن شو وزیر دستان مرده ش ...
levarde : در گویش گوغر معمولاً با دنبال واژه لِه مآید بصورت له لورده به معنای لِه شده.
leh pe : در گویش گوغر به معنای زیادی لِه شدن است.
morgh xaabondan: در گویش گوغر به نشاندن یا خواباندن مرغ کُرُک روی تخم مرغ ها جهت زایش جوجه را گویند.
در گویش گوغر به معنای ناگاه وبی خبر به کار می رود.
neri: در گویش گوغر به بُز نر که بالغ شده گویند .
ja?ri : در گویش گوغر به معنای سرازیری وشیب است.
tey kerdan : در گویش گوغر علاوه بر معنای معمول به معنای شرط وشروط گذاشتن هم است . نمونه را گویند اول طی کن بعد شروع کن یعنی اول قرار مدارت رابگذار سپ ...
tey mey kerdan: در گویش گوغر یعنی قرار مدار گذاشتن. نمونه را گویند همی اول طی میاتونه کنین یعنی همین اول کار قرار مدار اتان رابکنید وشروط تان را به ه ...
در گویش گوغر به برادر بابا گویند . عمو
eyaal ewrat : در گویش گوغر به جنس زن گویند درمقابل مردینه
qeribi kerdan: در گویش گوغر به معنای احساس دوری وغربت کردن است.
qeyz kerdan: در گویش گوغر به معنای قهرکردن با کسی است ( متضاد آشتی کردن ) است وگاه به معنی دعوا کردن وپرخاش و تندصحبت کردن با کسی است .
qeyz : در گویش گوغر به معنای قهر ( متضاد ) است.
chaader shab : در گویش گوغر گاهی نیز به صورت چادر شوchaader shew تلفظ می شودگاه نیز به آن جاوٓن گویند.
jaavan; در گویش گوغر به چادرشب گویند که برای قراردادن رختخواب ولحاف یا علف وگیاهان دیگر درآن به کار می رود ومعمولا گوشه های چادرشب به صورت ضربدری به ...
qedife: در گویش گوغر نیز قطیفه مورد نظر است که همان خشکُن تن در گرمابه است.