ورخوردن. [ وَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) برخوردن. ملاقی شدن. ( غیاث اللغات ). نگریستن و دچار شدن وروبرو گشتن و ملاقات کردن و یافتن. ( ناظم الاطباء ).
var xordan. : در گویش گوغر یعنی رنجیدن . . دلخور شدنمیگن : بِت ور نِخوره یعنی دلخور نشوی .+ عکس و لینک