بریش
لغت نامه دهخدا
بریش. [ ب َ ] ( اِ ) مخفف ابریشم. ( آنندراج از فرهنگ سکندرنامه ). و رجوع به بریشم شود.
بریش. [ ب ِ ] ( اِمص ) پاشیدن و فرونشاندن. ( برهان ). تبدیل بریز است.( آنندراج ). پاشیدگی و فرونشاندگی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
( بُریش ) برس
دانشنامه عمومی
بریش ( به عربی: بریش ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان ام البواقی واقع شده است. [ ۱] بریش ۱۶٬۲۷۴ نفر جمعیت دارد.

این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

wiki: بریش
پیشنهاد کاربران
bereysh: در گویش گوغ�ر برای� به صورت بِرِی تغییر کرده ووقتی ضمیرپیوسته ای به دنبال آن بیاید واج میانجی �ش�نیز پیدایش می شود
بِری - - - بری ضمیر پیوشته م= بری واج میانجی ش م=بریشمbereysham//بریشت//بریشش
بِری - - - بری ضمیر پیوشته م= بری واج میانجی ش م=بریشمbereysham//بریشت//بریشش