پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,٠١٧
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١١

barram : در گویش گوغر با نگاه استعاری یعنی عزیزم [بٓرِّه ضمیر م]. بٓرّم ایطرکی نی یعنی عزیزم این طوری نیست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١١

bereshteni: در گویش گوغر به هرچیزی که برشته شده باشد گویند . میگن ای بِرشتنیا رِ به مُختِ ای عورتو بِذا تا قاطی کنه یعنی این خوراکی های برشته شده را ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

borz : در گویش گوغر یعنی برآمده. بلند جالب است که خود واژه بلند نیز با برز هم ریشه است به گمانم حتی واژه بزرگ هم با برز هم ریشه است . . در واژه های ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

biraabir: در گویش گوغر میگن اینا بیرابیرٓن یعنی اینها باهم برابر ندیا مساوی هم هستند . در سیرجان هم بیرابیر به معنی مساوی است امادرگویش رابر بزرگ وبی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

qorq zede : در گویش گوغر به کپک روی نان ومواد خوراکی قُرق گویند . پس به معنی کپک زده است . گمانم این است باتوجه به این که کپک نوعی فساد وقارچ زدگی س ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

beytaal: در گویش گوغر نیز به شکسته بندودرمانگر حیوانات و بیطار گویند . بیطار عربی از هیپّیاتروس یونانی گرفته شده که هیپوس به معنی اسب است و یاتروس به ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٨

bitel : در گویش گوغر به کسانی که موهای بلند وشلوار پاچه گشاد می پوشیدندمی گفتند . احتمالاً برگرفته از سبک خاص وانقلابی گروه بیتلز دردهه ۱۹۶۰میلادی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

bi pir: در گویش گوغر یعنی بی اعتقادِمتعصب بی رحم. ناسزایی است شخص بی دین لجوج سنگدل را

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

be moxte : در گویش گوغر یعنی به عهده ِ. یه کاری هِشتم به مُختت یعنی یک کاری را به عهده تو گذاشتم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

در گویش گوغر مترادف چُسیدن وفسوه دادن است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

buq : در گویش گوغر میگن �یاروبوقه بوقه� یعنی هیچی حالیش نیست . هِررا از بِر تشخیص نمیده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

bud e budesh : : در گویش گوغر به معنی تمامش و همه اش به کار می رود. / بودِبودِ رختارِ شوشت یعنی همه رخت ها را شست . ( بود به معنی همه وتمام کاربرد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

beyom : در گویش گوغر یعنی بامداد . صبح زود . گمان می رود واژه بِیُم از ریشه baaیاbhaaبه معنی روشنایی که واژه بام به معنای صبح زود وبامداد نیزا همین ر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

polishidan : در گویش گوغر یعنی سوختن مو وپرز چیزی بر آتش مثل کله پاچه ی گوسفند . صورت گذرای این فعل با مصدر پلیشوندن به کار می رود .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

polishondan : در گویش گوغر یعنی سوزاندن موی وپرز چیزی مثل کله پاچه ی گوسفند یا پارچه و. . . بر آتش . کِز دادن صورت ناگذر این فعل پلیشیدن است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

pes kallei : در گویش گوغر یعنی پشت گردنی . سیلی از پشت گردن .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

ban gereftan : در گویش گوغر یعنی گیر کردن چیزی بالای درخت یا غیره [بند گرفتن]

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

گمان می رود واژه بال گوغری به معنای قبول وپذیرفته در هیچ منطقه دیگری کاربرد نداردوواژه ناب گوغری ست واز طرفی ساختار آن می تواند چنین باشد بال درواقع ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

jaa bon jaa veri : در گویش گوغر یعنی به طور کامل . یکجا /فلانی جابن جاوِری رٓف سیرجُن یعنی فلانی به طور کامل به سیرجان مهاجرت کرد. ( فرهنگ گویش گوغر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٥

bonjaa : در گویش گوغر به معنای اصل واساس است .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٩

bane gaav: : در گویش گوغر وقتی میگن حیرونِ بنِ گاوی ام یعنی نیازمند یک گاو نر برای شخم زدن زمین کشاورزی هستم . در گویش رابر �بن� یک جفت گاو راگویند ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

bambolbaazi: در گویش گوغر به معنای سفسطه کاری ودغل کاری است .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١١

bambol : در گویش گوغر یعنی فریب وسفسطه . احتمالاً تغییر یافته بامبول است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

ba?lengیا بلنگ. : در گویش گوغر به نوعی خیار گویند که از خیار سبز روشن تر وبلندتر وخط خطی ( شیاردار ) است وبه آن خیار بالنگ وبادرنگ وخیارزه گویند

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

bololoq keshidan : ( بللق :نام آوای نری وقوچ ) کنایه از با خشم فریاد زدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٨

bololoq : در گویش گوغر به نام آوای نری وگاه قوچ گویند .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

belal : در گویش گوغر به خوشه تازه و خشک نشده و برشته شده گویند که باآب و نمک بسیار خوشمزه می شود البته درگوغر بلل گندم معروف است. [بلل - - - - بلال]

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

axmهرچند در هیچ منبعی ذکر نشده که واژه اخم ( که در فرهنگ گویش گوغر به معنای باسن است ) ریشه اش چیست گمانم این است که از مصدر خمیدن گرفته شده باشد . ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

belaa gardon shodan : در گویش گوغر یعنی پیش مرگ کسی شدن .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

belaa siyaa : در گویش گوغر به کسی که برای دیگران گرفتاری ودردسر ایجاد کند گویند .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٩

beghal : در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول درمعنی �به اندازه گنجایش دودست باز �به کار می رود. میگن یه بغل علفی جلو گوسفنّا بریز یعنی به اندازه گنجای ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٨

bashkaar : در گویش گوغر به کشت دیم وکشت بدون آبیاری گویند .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

baze hechchi : در گویش گوغر یعنی بهتر از هیچی. از هیچی بهتراست بِه از هیچی ( هچّی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

bedaamoxte: در گویش گوغر به معنای بدعادت است . بد آموخته ( آمخته )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٢

ممکن است بخته گوغری واخته که هر دو در کل به معنای عقیم شده می باشند از دو ریشه مختلف گرفته شده باشند یعنی بخته از مصدر باختن واخته از مصدر آختن که ای ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٢

bottedaar : در گویش گوغر یعنی نژاده . ریشه دار . والاتبار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١١

bi botte : در گویش گوغر یعنی بی رگ و ریشه. بی گوهر . بی اصل ونسب

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١١

بتمرگ که در گویش گوغر هم هنوز رایج است بعضی ها می گوینداصلش به تو مرگ است من گمانم چیز دیگری هرچند درهیچ واژه نامه ای یافت نشود گمانم این است واژه بت ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

گمان می رود باشو گوغری چنین ساخته شده باbaaیاپاpaaبه معنی پدر وبابا است پس وندنخست واژه باشو �با� به معنی پدر است . احتمالاً پسوند مشتق ساز �و�u برا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١١

baaide : در گویش گوغر ظرف بزرگ شیردوشی نیکلی یا مسی. بایده. بادیه. گمان می رود باتوجه به قانون جابجایی واک وواکه ها در زبان شناسی تغییر یافته بادیه ب ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٨

baal baal zedan : در گویش گوغر یعنی دست وپازدن بی قرارانه. تقلای مضطربانه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

baaresht : در گویش گوغر به معنای باریدن است . گمان می رود واژه بارشت از وند بار ( بن مضارع ) وپسوند مشتق ساز - ِش وپسوند زائد ت که مختص گوغر است ساخت ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٩

baak : درگویش گوغر علاوه برمعانی معمول به معنای درد ونارحتی هم به کار می رود گاه احوالپرسی میگن فلانی چطوره جواب می شنوند � باکش نی� یعنی درد ونارحتی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٩

bach daadan : تولید مثل زنبور عسل با خارج شدن گروهی از زنبورها ی عسل یک کندو به همراه ملکه جدیدبه قصد جدایی از ملکه مادر و تشکیل یک کندوی زنبور عسل ج ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٩

baare aax : در گویش گوغر کنایه از سربار وسرِخر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

Sar gereftan: در گویش گوغر به مابه التفاوتی که یکی از طرفین معامله ی کالا به کالا از دیگری به جهت بارزش تر بودن جنسش می گیرد گویند . . سرگرفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

baalaabud : در گویش گوغر به مبلغی که به عنوان مابه التفاوت یکی از طرفین معامله می گیرد گویند . سر ( مثلاً چقدر سر گرفتی ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

baafuri : در گویش گوغر به معتاد تریاک گویند. . تریاکی. /پسوند �ی� یای نسبت ومشتق ساز است .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

در گویش گوغرنیز به پدربزرگ وپدرجد باشو می گویند کاش کسی پیداشود وریشه یابی اش کند تاببینیم با� بائو � ( پدربزرگ ) چه ارتباطی دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

baashe keshidan : در گویش گوغر یعنی تهدید کردن . شاخ شونه کشیدن . /ایقد برام باشه نکش یعنی این قدر تهدیدم مکن