پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)

بازدید
١,٦٣٣
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٧

kechal aavi: در گویش گوغر منظور رنگ آبی روشن است کچل آبی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٨

kelt : در گویش گوغر به کتری گویند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٧

koloft : در گویش گوغر هم به معنای ضخیم وهم به معنای کُفت و گونه است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

churuf در گویش گوغر به دورکردن وبیرون راندن دسته جمعی افرادگویند. چوب روف یا روب

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

chanzuk : در گویش گوغر به بوته ای وحشی و خا ردار گویند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

chew: در گویش گوغر به معنای شایعه است .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

chew andaaxtan : در گویش گوغر نیز به معنای خبرپراکنی ست.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

chu rew : در گویش گوغر به شخص بی سروپا و ولوگویند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

chel mardu : در گویش گوغر به شخص کوتاه قد وپست قد وکوتوله گویند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

kotu morghi : در گویش گوغر به کرو مرغی یا خانه مرغ گویند

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

gerd verd : در گویش گوغر به معنای پیرامون و دوروبر. است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر به افزودن مقدار کمی ماست یا اصطلاحاًمایه ماست به شیر برای درست کردن ماست البته برای افزودن مایه پنیر هم کاربرد دارد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

maadxar : در گویش گوغر به خرواراغ ماده گویند[ماده خر]

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

ser xod : در گویش گوغر به معنای خودسرانه است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به معنای راست شدن وایستاده شدن است

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

sixeki : در گویش گوغر به معنای مستقیم است

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

nosxe gardaan: در گویش گوغر به شخصی گویند که در نمایش شبیه خوانی وتعزیه نوبت اجرای هر بازیگر را به وی یادآوری می کند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

shebih gardaan : در گویش گوغر نیز به اداره کننده ومدیر گروه شبیه خوانی گویند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧

shebih: در گویش گوغر همان تعزیه را گویند .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٥

chelupak : در گویش گوغر به کارهای غیر مهم ومعمولی روزانه گویند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٨

nim parki : در گویش گوغر به معنای یک وری ویک طرفی است. نمونه را گویند نیم پرکی رو خر نشسه یعنی یک طرفی روی الاغ سوار شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧

bar kardan: در گویش گوغر یعنی بار گذاشتن دیگ غذا وپختن غذا است نمونه را گویند برا ظهری چی بر کردی یعنی برای ناهار چه غذایی پختی.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

defar didan : در گویش گوغر یعنی سوء استفاده از فرصت پیش آمده .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

govaaf : در گویش گوغر نیز به معنای خمیازه است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٦

golu molu: در گویش گوغر به معنای مچاله شده است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

gew leghad : در گویش گوغر به تیپا ولگد محکم گویند [ گاو لگد]. نمونه را گویند گرفتمش زیر گولغد یعنی حسابی شوت بارانش کردم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

govak : در گویش گوغر به حشره ای گویند که درحبوباتِ مانده وگرمازده پدیدار می شود .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

gow kaar : در گویش گوغر به نوع کِشتی گویند که پاشش بذر همراه با شخم گاو آهن انجام می شود .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

karku: در گویش گوغر به نوعی خربزه کوچکک که ملون وشماء نامیده می شود گویند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

taaleng : در گویش گوغر گاهی که بار حیوان به یک طرف سنگین تر ودرحال افتادن وکشیده شدن به یک طرف باشد می گویند بار تالنگ ونامیزان است .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

baz : در گویش گوغر به معنای پرمایه وغلیظ وسفت است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

belaavarseri : در گویش گوغر به شخص بی باک ونترسی گویند که جرأت اقدام به کارهای پرخطر را دارد لفظاً یعنی بلا بر سرش وارد شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

borghu: در گویش گوغر به چرخ مخصوص باز کردن کلاف نخ گویند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

keshmon: در گویش گوغر به معنای مزرعه وکشتزار است

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

در گویش گوغر به معنای کم کم وآرام آرام است

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

kerish kardan: در گویش گوغر به معنای کافی وبه اندازه بودن چیزی ست نمونه را گویند ای دیه کریش نمی کنه یعنی این دیگه به اندازه کافی نیست وارزش این کار ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

korus kardan: در گویش گوغر یعنی نشستن یا خوابیدن به حالتی که دست وپا ی فرد جمع شده باشد . بیشتر برای سگ کاربرد دارد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

moshto kotin : در گویش گوغر به معنای زدوخوردمشتی است . بامشت زدن [مشت کتین ( از کتیدن ) ]

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

tafti : در گویش گوغر به شخصی گویند که در فضایی بسته دراثر گاز آتش و. . . دچار سرگیجه شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٧

tu par xorde : در گویش گوغر به معنای ناامید وغمناک است

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٢

zeyn nekeshidan : در گویش گوغر به معنای عقل قد ندادن وکشش درک مطلبی رانداشتن است نمونه را گویند اینی که تو میگی ذینم نمی کشه یعنی عقلم به مطلبی که تو ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١١

xereki : در گویش گوغر به معنای زمخت وناهنجار عمل کردن.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

das be aab : در گویش گوغر مترادف دستشویی ومستراح است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١١

sar qowl shodan : در گویش گوغر به معنای مطلب را به خوبی گرفتن وبه اصل مطلب پی بردن است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٧

shir suxte : در گویش گوغر به کودکی گویند که به اندازه کافی شیر مادر را نخورده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر نیز به بره نر شش ماه تا یکساله را گویند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٧

در گویش گوغر به معنای سرازیر کردن وریختن محتویات ظرف از بالاست.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٥

shive keshi : در گویش گوغر به شغل درست کردن کفش های گیوه ای گویند .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٦

baar gardoni : در گویش گوغر به معنای ناخواسته وبااکراه ورودربایستی مجبور به انجام کاری شدن .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٧

kaak zedan : در گویش گوغر به معنای گاز گرفتن و مجروح کردن با دندان است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )