پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)

بازدید
١,٦٣٣
تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٧

kaaku daadu: در گویش گوغر به معنای بسیار صمیمی وخودمونی است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

egher : در گویش گوغر اغر نوعی قارچ خودروی وحشی است. ( املای درستش اغر است چون اجازه ثبت پیشنهاد رو نداد کلک رشتی زدم )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

qi qeras : در گویش گوغر صدای خنده بلند را گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

aasiyew : در گویش گوغر همان آسیاب را گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

metesqu : در گویش گوغر به معنای مجکو وخیلی ریز وکوچولوست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

mejeko : در گویش گوغر به معنای متسقو وخیلی ریز وکوچولو ست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

kelak : در گویش گوغر چانه وزنخدان را گویند نمونه را گویند چوبی زده زیر کلکش نشسته یعنی چوبی زیر چانه اش قرار داده ونشسته ( زیر واژه کلک واردش کردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

orom : در گویش گوغر به معنای کامل وحسابی است نمونه را گویند اُرُمّی زدمش یعنی حسابی کتکش زدم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

feghoni kardan : در گویش گوغر یعنی شدت درد اشکشو در آورده ومنزجرش کرده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

koft koftu: در گویش گوغر جرعه جرعه نوشیدن مایعات را گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

kelenیاkeleg : در گویش گوغر به ویرانه وخرابه مانده های بناها وساختمان های قدیمی گویند نمونه را گویند تو این کلنگ کهنه های قله گشتی زدم یعنی در خرابه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

naashu : در گویش گوغر به معنای شسته نشده است نمونه را گویند �ای لباسا ناشویند�یعنی این لباس ها شسته نشده اند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

در گویش گوغر به معنای مسخره ومضحکه است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

daalon : در گویش گوغر به سالنی که جلو اتاق هاست وقسمت پیشین آن در وپنجره ای ندارد وبر ستون هایی استوار است وبه حیاط سرا راه دارد گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

qorom qorom : در گویش گوغر به معنای برجسته برجسته شدن چیزی است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

lok loku: در گویش گوغر به معنای پراز برآمدگی وبرجستگی است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

lex keshidan : در گویش گوغر به حالتی از راه رفتن گویند که شخص دراثر خستگی وماندگی بیش از حد توان بلند کردن پاها را به طور کامل ندارد وپاهایش روی زمین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

leh levarde : در گویش گوغر به معنای حسابی مچاله وکوفته وریز ریز شدن است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

lech pach : در گویش گوغر به معنای متلاشی شده واز کار افتاده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

kenesk : در گویش گوغر به شخص ناخن خشک ونم پس نده وسفت گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

kush beghal kardan: در گویش گوغر به معنای به آغوش کشیدن بچه است وکنایه از زیادی تحویل گرفتن ومحبت کردن به دیگری است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

kodelu : در گویش گوغر. به هیزم های کوتاه وضخیمی که مناسب قرار گرفتن در بخاری های هیزمی ست گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

qelaagar : در گویش گوغر به شخصی گویند که ظرف های مسی را سفید می کند و از حالت منگی جلایشان می دهد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

qelanderu kardan : در گویش گوغر به حالتی از بارش باران گویند که در اثر شدت وسرعت بیش از حد باران ، قطره های باران به شکل حباب گونه ای که دایره ای از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

qorsaaq : در گویش گوغر به معنای پایداری واستواری است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

qors : درگویش گوغر نیز به معنای مستحکم ومحکم است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

ser chengu. : در گویش گوغر به حالتی گویندکه شخص روی دوپا یش نشسته ولی باسنش با زمین تماس ندارد .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

Sheylaan. : در گویش گوغر به معنای دراز بدقواره است درواقع صفتی تحقیر آمیز برای قدبلند لاغر اندام است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

herri : در گویش گوغر نیز به معنای امر به رفتن با لحن تحقیرآمیز وخوارداشت شخص است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

haa nahu kardan : در گویش گوغر به معنای پاسخ درست درمان وصریح ندادن است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

fekanti : در گویش گوغر به معنای درب وداغون وازکار افتاده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

fisondan: در گویش گوغر به معنای باد کردن وقهرکدن است .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

fat feraax : در گویش گوغر به معنای بسیار گشاد و با وسعت است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

fert : در گویش گوغر به معنای تند وسریع است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

fer daadan : در گویش گوغر به معنای پراندن وپروازاندن است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

taaq budan : در گویش گوغر به معنای متمایز ومتفاوت بودن با دیگران است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

taa shodan : در گویش گوغر به جز معنای معمول به معنای رٓد شدن وگذشتن است نمونه را گویند فلانی آلانه یی از پُل تا شد یعنی فلانی همین الان از پل گذشت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

passaab : در گویش گوغر به معنای نوبت وترتیب است نمونه را گویند آ پساب ورادار یعنی به ترتیب بردار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

porse : درگویش گوغر نیز به مجلس سوگواری برای مرده گویند که افراد برای سرسلامتی وتسلیت گفتن به نزدیکان مرحوم به این مجلس می روند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

پُرز درگویش گوغر نیز به تارگونه ها وریزه های چدا شده از قالی وهر دست بافت دیگری اطلاق می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

per paa qors : در گویش گوغر به معنای محکم وباصلابت است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

perish perishu : در گویش گوغر بیشتر برای توصیف بارانی ست که قطرات خیلی ریزی با فاصله زیاد می بارد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

pas pesekaayi : در گویش گوغر به معنای عقبکایی و پُشتکی است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

tarf chasbon : در گویش گوغر به معنای سست است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ghaare jafriz : یکی از دیدنی ترین وزیباترین غارهای استان کرمان که در شش کیلومتری امیرآباد گوغر قسمت شرقی آبادی جفریز در جاده گوغر کرمان واقع شده . قن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kimiyaaye heydar: نام زیارتگاهی در آرامستان چشمه سبز گوغر است . نقل می کنند چهار جوان گوغری به اصالت زیارت شک کرده وشبانه نقش قبر می کنند گاهی که به ...

پیشنهاد
٣

zebune maadar shuhar : در گویش گوغر به نوعی گیاه گویندخاردار وزینتی از خانواده کاکتوس ها با برگ های بیضی شکل پهن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

hamchi : در گویش گوغر به معنای بدین گونه وهمچنین است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

pedere: در گویش گوغر به پرنده نر گویند بیشتر در مورد چغوک نر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

در گویش گوغر به پرنده ماده گفته می شود بیشتر برای چغوک ماده گویند