پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)
ew dew : در گویش گوغر به زمینی گویند که آب به راحتی وبه سرعت در آن به جریان در می آید . [آب دو]
itaa : در گویش گوغر پادواژه اوتا وبه معنی این طرف است. /ای تا - - - این تا
utaa : در گویش گوغر متضاد ایتا وبه معنی آن طرف است . /اوتا - - - اون تا - - - آن تا
angi : در گویش گوغر یعنی ایرادی . خرده . عیب. آخرش یه انگی بهش می زنه یعنی ایرادی بهش می گیره .
enderiz یا اندریس : در گویش گوغر یعنی عبرت گرفتن. مایه عبرت . تغییر یافته واژه اندرز /در جیرفت وکهنوج اِندِرِز گویند ( فرهنگ گویش گوغر از اکبر نقوی ...
an kerdan : در گویش گوغر به زبان کودکانه یعنی مدفوع کردن .
angolkaari : در گویش گوغر جز معنای اصلی به معنی دستکاری کردن بدون تخصص وسایل راگویند گاه به قصد سرگرمی این کار انجام می شود.
angolakkaari : در گویش گوغر یعنی دستکاری کردن به وسایل بدون تخصص وگاه به قصد سرگرمی . گمانم واژه انگلک با انگشت هم ریشه باشد .
angol kerdan : : در گویش گوغر انگشت زدن به قسمت تحریک آمیز بویژه پشت را گویند . دور از ذهن نیست که این واژه با انگشت هم ریشه باشد .
eahmordan : در گویش گوغرمترادف شمردن. وشمارش کردن است . [[اشماردن - - - اشنردن - - شماردن - - شمردن
ensebaa یا اِنسِوا : در گویش گوغر به سهم کشاورز از محصولات کشاورزی در مقابل سهم ارباب که مالک زمین است گویند. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
engaare : در گویش گوغر به خرابه های غیرقابل استفاده از یک ساختمان قدیمی گویند . میگن از سرای مش فرجی انگاره ای مُنِّه وبس .
درست کردن : در گویش گوغر ترشی اِنداختن وترشی ریختن یعنی ترشی درست کردن .
درست کردن :در گویش گوغر ترشی ریختن وترشی انداختن به معنی درست کردن ترشی است .
chemaa dohu : به قسمت پایین دست دهوییه گوغر که چند چشمه آب در آن بخش می باشد گویند . [جشمای دهو - - - - - چشمه های دهو ]
gerdu peleki : در گویش گوغر به چینش وپیدا کردن گردو توسط بچه ها وافراد کم بضاعت پس از گردوتکانی گویند .
mehrjone : در گویش گوغر نوعی گلابی را گویند که در فصل پاییز می رسد وقابل استفاده است .
jew resu : در گویش گوغر به نوعی گلابی می گویند که در زمان برداشت و درو جو رسیده وقابل خوردن است
gerdu tekon : در گویش گوغر در دو معنا به کار می رود ۱ - وقت تکاندن گردوها: گردو تکون بیا طلوته بگی یعنی فصل گردوتکاندن بیا طلبت را بگیر . ۲. شخصی ک ...
emsaali : در گویش گوغر یعنی دراین سال . امسال
emru : در گویش گوغر همان امروز را گویند امرو - - - - امروز
almaaseku : در گویش گوغر به هر شیء بی ارزشی گویند.
hallaa kerdan : در گویش گوغر یعنی حمله کردن ویورش بردن . میگن سگو هلاکرد آ دسُم قاپیدش یعنی سگه حمله کرده ازدستم به زور گرفتش
allaaf : در گویش گوغر به معنای بیکار ِبیعار. بلاتکلیف است .
olomm : در گویش گوغر به معنای انبوه است . در رابر اُلوم تلفظ می شود . ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
elaataaqat : در گویش گوغر یعنی بی طاقت . بی تاب . درگویش سیرجان می گویند الاطاقتی. گمان می رود همزه ( اِ ) نخست واژه فقط برای سهولت شروع واژه است . ...
engaar kon: در گویش گوغر به معنای فرض کن فکرکن است. میگن آی مدیر انگار کن بچه خودته گوشتش آ تو اُسُغنش آما یعنی آقای فکر کن بچه خودت است . . . . .
efi : در گویش گوغر همان افعی راگویند .
egherk یا اِغر: در گویش گوغر گیاهی زیرخاکی وحشی شبیه قارچ را گویند که پخته اش خیلی خوشمزه است از دنبلان کم جثه تر است دربعضی منابع . به آن دنبلان کوه ...
dombelaanیا دمّلان[دنبلان] : در گویش گوغر به گیاهی وحشی وگران قیمت گویند که شبیه قارچ است و زیر خاک پنهان وپخته اش بسیار خوشمزه است. �گمان می رود ر ...
efteng : در گویش گوغر کیسه مانندی پارچه ای است برای نگهداشت خرده ریزه های خانه وسفر که دهانه اش را با کش یا نخی می بندند. گمانم این است افتنگ از ریش ...
eftengu : در گویش گوغر مصغر افتنگ است که کیسه گونه ای پارچه ای است برای نگهداشت داروهای گیاهی وخرده ریزه های خانه وسفر که دهانه اش را با کش یا نخی جم ...
a to ni : [از تو نیست]در گویش گوغر یعنی شایسته تو نیست . از تو توقع نداریم . میگن ازتو نی صحرا مردمه بچرونی یعنی ازتوتوقع نداریم صحرای مردم را بچران ...
ele kedan o bele kerdan : در گویش گوغر یعنی چنین وچنان کردن . به گمانم اصل آن ایله کردن و بئله کردن اصطلاحی ترکی ست که برای لاف زدن به کار می رود می ...
eluk : در گویش گوغر بادام کوهی را گویند به گمانم با توجه به این که در بسیاری از گویش های محلی مناطق مرکزی و کویری ایران، به چوب یا شاخه های خشک درختچ ...
allaa kerdan : در گویش گوغر به زبان کودکانه یعنی نماز خواندن به بچه میگن : ِللُم بیا الله کنیم یعنی بچه عزیزم بیا برویم نماز بخوانیم .
eleshti : در گویش گوغر به معنای خیلی لاغر ونحیف است . گمان می رود این واژه از ترکی آذربایجانی وارد فارسی محاوره ای شده است. تلفظ اصلی آن در ترکی �اِل ...
elshtiu : در گویش گوغر یعنی خیلی لاغر . نحیف . میگن یٓ للو الشتیویی تو بغلشه یعنی یک نوزاد ضعیفی در آغوشش است.
alaanei : در گویش گوغر به معنای الان و. هم اکنون . است.
hallaa kerdan : در گویش گوغر به معنای حمله کردن ویورش بردن به سمت چیزی .
aalaaxon vaalaaxon : در گویش گوغر یعنی آواره وبی خانمان شدن .
a laabodi : در گویش گوغر یعنی به ناچار . به اجبار [از لابدی]
allaabaxteki : در گویش گوغر یعنی کاملاً شانسی . بطور اتفاقی .
egeri : در گویش گوغر یعنی شک وتردیدی. . میگن اگری تو کار نی حکماً میای یعنی شک وتردیدی در کار نیست حتماً می آیی.
miyotaa : در گویش گوغر یعنی وسط . مابین . میگن آ میون تا علفا تا شد یعنی از وسط علف ها عبور کرد.
a kemartaa : در گویش گوغر یعنی از کمربه پایین . از میو ن تا [از کمرتا]
ekre : در گویش گوغر لفظی ست که به دنبال عمله می آید میگن چقد عمله اکره داره یعنی چقدر کارگر دارد .
eshnaftan :: در گویش گوغر مترادف شنیدن است . شنفتن . / پس �اشنفتن�و�اِشنفتن� شکل کهن تر و پهلوی شدهٔ همان �شنیدن� امروزی اند .
aq : در گویش گوغر لفظی ست برای بیان تنفر از چیزی.
eshnaas : در گویش گوغرنیز به معنای آشناست.