بذا

لغت نامه دهخدا

بذا. [ ب َ ] ( از ع ، اِ ) کلام بیهوده و قبیح. ( یادداشت مؤلف ). بذاء. رجوع به بذاء شود.

فرهنگ فارسی

کم بیهوده و قبیح بذائ .

پیشنهاد کاربران

bezaa: در گویش گوغر یعنی صبرکن . اجازه بده
میگن : بذا اینی که بردم پُش بُن بیارم پایین یعنی صبرکن این کار را به سرانجام برسانم