ترجمه‌های مریم سالک زمانی (٦٧٠)

بازدید
٣,٥٦٤
تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
High fidelity acoustics are not only associated with acoustic system and sound source, but also with the acoustic character of the place.
دیدگاه
٠

آکوستیکِ های فای تنها به سیستم صوتی و منبع صدا مربوط نمی شود، بلکه به ویژگی های آکوستیکیِ محل نیز وابسته است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Music lovers and high fidelity enthusiast are always insearchfor better sound.
دیدگاه
٠

علاقه مندانِ موسیقی و دوستدارانِ های فای همیشه در جست وجوی صدایی بهتر هستند

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Thatis to say, to demand high fidelity of signal, it would have to lower the radiation efficiency.
دیدگاه
٠

برای دستیابی به های فایِ سیگنال، لازم است بازدهِ تابش کاهش یابد

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The first compact discs carried digitally encoded high fidelity music.
دیدگاه
٠

نخستین دیسک های فشرده، حاملِ موسیقی های فایِ کُدگذاری شده به صورت دیجیتالی بودند

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
There are few absolutes in high fidelity.
دیدگاه
٠

در دنیای های فای ( صدای باکیفیت ) ، مطلق های کمی وجود دارد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Newton's laws were fruitful for science.
دیدگاه
٠

قانون های نیوتن، برای علم پرثمر و سودمند بود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He tried to buy time by saying he hadn't been well.
دیدگاه
٠

با ابراز ناخوشی در صدد وقت کشی بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The union leaders are trying to buy time by prolonging the negotiations.
دیدگاه
٠

رهبران اتحادیه با نیت وقت کشی، مذاکرات را کش می دهند

تاریخ
١ سال پیش
متن
She enjoys the cut and thrust of party politics.
دیدگاه
٠

جر و بحث های سیاسی مربوط به احزاب برایش خوشایند است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He openly declared himself as an atheist.
دیدگاه
٠

او بر خداناباوریش آشکارا اذعان کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The play's mordant comedy makes for compelling viewing.
دیدگاه
٠

طنز نیشدار این نمایشنامه آن را جالب و گیرا کرده است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
His mordant wit appealed to students.
دیدگاه
٢

دانش آموزان از زبان تند و نیشدار او شاکی بودند. ( mordant یعنی ( انتقاد و غیره ) گزنده - تند نیشدار

تاریخ
١ سال پیش
متن
They're a bad lot.
دیدگاه
٠

آنها بسیار افراد نابابی هستند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Good road sense with driving license B, at least 3 years experience.
دیدگاه
٠

فرهنگ خوب رانندگی همراه با گواهینامه درجه B با دست کم سه سال تجربۀ رانندگی

تاریخ
١ سال پیش
متن
Kids don't really have much road sense.
دیدگاه
٠

بچه ها فاقد فرهنگ و شعور رانندگی هستند

تاریخ
١ سال پیش
متن
The company went into liquidation.
دیدگاه
٠

شرکت ورشکست شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Simon's business has been on the rocks for some time and I understand he's going into liquidation.
دیدگاه
٠

کسب و کار سیمون پس از مدتی پا در هوا بودن، در شرف انحلال و ورشکستگیست .

تاریخ
١ سال پیش
متن
Care for sentient beings and let go of your achievement.
دیدگاه
٠

موجوات ذی شعور را قربانی موفقیت هایتان نکنید

تاریخ
١ سال پیش
متن
Man is a sentient being.
دیدگاه
٠

انسان دارای قدرت ادراک است

تاریخ
١ سال پیش
متن
I heard a rumour that they are getting married.
دیدگاه
٠

همه جا پیچیده است که آنها دارند با هم ازدواج می کنند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Many of the stories are based on rumour.
دیدگاه
٠

بیشتر داستان ها براساس شایعات شکل می گیرند

تاریخ
١ سال پیش
متن
The government issued an official denial of the rumour.
دیدگاه
٠

دولت به طور رسمی شایعه را تکذیب کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The rumour is without foundation in fact.
دیدگاه
١

این شایعه از بیخ بی پایه است

تاریخ
١ سال پیش
متن
It was the kind of rumour that it is impossible to refute.
دیدگاه
٠

این شایعه از نوعی نبود که بتوان راحت از کنارش رد شد و تکذیبش کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
They were quick to disavow the rumour.
دیدگاه
٠

آنها خیلی زود منکر شایعه شدند

تاریخ
١ سال پیش
متن
A rolling stone gathers no moss.
دیدگاه
٠

ضرب المثل: سنگ غلتان خزه نمی گیرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
And the long roll call begins.
دیدگاه
٠

و حالا وقت حضور و غیاب است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Staff evacuated the building and a roll call was taken outside.
دیدگاه
٠

بعد تخلیه کارکنان از ساختمان، در بیرون حضور و غیابی از آنها به عمل آمد

تاریخ
١ سال پیش
متن
They turned up missing at the roll call.
دیدگاه
١

وقت حضور و غیاب معلوم شد غایب اند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Once more I was on the short list.
دیدگاه
٠

دوباره اسمم در فهرست نهایی قرار گرفت

تاریخ
١ سال پیش
متن
Are you on the short list?
دیدگاه
٠

اسمتون در فهرست نهایی هست؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
That tall actor is a dishy man.
دیدگاه
٠

آن هنرپیشۀ قدبلند مرد بسیار جذابی است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Stick up drivers are round the bend!
دیدگاه
٠

رانندگان سرقت مسلحانه خل و چل هستند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
I'm sick of his swanky talk.
دیدگاه
٠

قمپز در کردن هایش حالم را به هم می زند

تاریخ
١ سال پیش
متن
We stayed in a swanky hotel.
دیدگاه
٠

هتل اقامت ما خیلی با کلاس بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
Hecklers interrupted her speech with jeering.
دیدگاه
٠

اغتشاش گرها سخنرانی او را با هوکردن قطع کردند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Hecklers interrupted her speech with jeering.
دیدگاه
٠

جلسه به هم زن ها سخنرانیش را با هوکردن قطع کردند

تاریخ
١ سال پیش
متن
He interrupted my speech with jeering.
دیدگاه
٠

با هو کردن سخنرانی ام را قطع کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
I don't like these layabouts you're associating with.
دیدگاه
٠

از این تنه لش هایی که باهاشون مراوده داری، خوشم نمیاد

تاریخ
١ سال پیش
متن
They're all good-for-nothing layabouts.
دیدگاه
٠

همگی آنها مشتی تنه لش بی سر و پا هستند

تاریخ
١ سال پیش
متن
I obeyed her lest she should be angry.
دیدگاه
٠

از بیم آن که ممکن است عصبانی شود، ازش اطاعت کردم

تاریخ
١ سال پیش
متن
He told me to push off.
دیدگاه
٠

به من گفت برو بابا گورت را گم کن

تاریخ
١ سال پیش
متن
What are you doing here in the garden? Push off at once!
دیدگاه
٠

گورت را گم کن! اینجا تو باغ چیکار میکنی

تاریخ
١ سال پیش
متن
I haven't been up to par since the operation.
دیدگاه
٠

بعد از عمل، خوب نشده ام آن طور که انتظارش می رفت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
His driving wasn't quite up to par and he lost the race.
دیدگاه
٠

رانندگیش به خوبی همیشه نبود و مسابقه را از دست داد

تاریخ
١ سال پیش
متن
His performance was not up to par.
دیدگاه
٠

اجرایش در حد انتظار نبود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The TV programme was not up to par tonight.
دیدگاه
٠

برنامه امشب تلویزیون در حد انتظار نبود

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her work hasn't been up to par lately.
دیدگاه
٠

این روزها کارش به خوبی همیشه نیست

تاریخ
١ سال پیش
متن
I didn't think her performance was up to par.
دیدگاه
٠

تصور نمی کردم اجرایش خوب باشد .

تاریخ
١ سال پیش
متن
He planted the seeds in a box filled with leaf mould.
دیدگاه
٠

بذرها را در جعبه پر از خاک برگ کاشت.