تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بادخورک دودکش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واقع بین، واقع بینانه، سخت گیرانه، بی رحمانه، سخت گیر، بی احساس، برای تخم مرغ: سفت، سفت پز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سبزه رو

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

( درباغ ) باغچۀ گل کاری، حاشیۀ گل و گیاه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

1 ) دور 2 ) دورادور، از دور 3 ) کمی، اندکی، به طور ضعیف 4 ) به طرزی مبهم 5 ) با سردی، بی اعتنا

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بستن، گلوله باران کردن، خوردن ( به ) ، اصابت کردن ( به ) ، توپ شلیک کردن.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( محاوره ای ) یقه دران، هوادار دوآتشه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( محاوره ای ) یقه درانی کردن، سینه چاک کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( محاوره ای ) : 1 ) ( طرفداری ) پرهیاهو، دو آتشه. 2. ( اسم ) یقه درانی، هوچی گری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

put sb. up to sth: 1. ( درمور کار ناخوشایند ) واداشتن ( به ) ، ترغیب کردن ( به ) ؛ تحریک کردن ( که ) 2. ( کسی را ) باخبر کردن از، یاد دادن ( به )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به خوبی در جریان چیزی بودن، کاملاً مطلع بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرزی معنی دار، فاش گویانه، گویا، به طرزی گویا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرزی معنی ندار، فاش گویانه، گویا، به طرزی گویا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تکه، خبر دست اول، خبر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در رفتن، جیم شدن، زدن به چاک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرخ ها، کمونیست ها، چپ های افراطی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ بزرگمهر ریاحی: ( مالی ) درآمد شخصی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حشره کش فلیت ( اسم برند حشره کش است. مثل پیف پاف )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احضار شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهل و چند ساله

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پای چیزی به جایی باز شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درمورد حیوانات مثلاً لاما ) گلّه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

محبوبیت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چقدر جالب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتفاقا، دست بر قضا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به وضوح

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به قصد تعرض

پیشنهاد
١

پدرم درآمد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان توجه داشته باشید که اینجا living صفت برای death محسوب می شود و بنابراین مرگ را توصیف می کندنه زندگی! پس پیشنهاد دو نفری که مرگ تدریجی را پیشنه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درمورد میوه ) بی هسته

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( باله ) کشیدن سرپنجه ی پاها به جلو

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رفع نگرانی، آسوده کردن خیال، پایان دادن به نگرانی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذلت نفس ( در مقابل عزت نفس )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

خلاص شدن ( از ) ، کندن، درآوردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزمینهای دور، سرزمینهای دوردست

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش افکندن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرزی خشم انگیز، به طرزی آزارنده

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

به کار رفته

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امور واقع

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارکشته

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتاق عقبی، پستو محفل پنهانی ( صفت ) پشت پرده، پشت صحنه، پنهانی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مگه نه؟ درسته؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کناره ی کاغذ

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تکه کاغذ

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

بیا تو

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرآب زن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( درمورد ساعت ) نواختن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( با لایه ی نازک یا غبارآلود ) 1. پوشاندن؛ تار کردن. 2. پوشیده شدن، تار شدن، غبار گرفتن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درد بخور

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهبه کلیسا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیریه کلیسا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی این عبارت حیوان وحشی نیست. گورخر و فیل و روباه هم جانور وحشی اند اما wild beast نیستند. حیوان وحشی ترجمه لفظی ناشیانه است. این واژه مرکب بر حیوا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در نظر داشتن، مورد توجه قرار دادن، خیال داشتن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( به نقل از حسن هاشمی میناباد ) : اسپانیایی گفتاری، کاربرد واژگان اسپانیایی در زبانی دیگر و نیز طرفدار برتری اسپانیا و هیسپانیایی ها.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( به نقل از حسن هاشمی میناباد ) : اسپانیاپژوهی و هیسپانیاپژوهی است. به آن Hispanic Studies هم می گویند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( به نقل از حسن هاشمی میناباد ) این اصطلاح که تلفظ اسپانیایی اش ایسپانیذاذ است اصطلاحی است دال بر هویت مشترک فرهنگی و زبانی و سیاسی در بین گویندگان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( به نقل از حسن هاشمی میناباد: اگر Hispanic به اسپانیا و مردم و زبان و فرهنگ آن مربوط شود : اسپانیایی اگر Hispanic به مردم و فرهنگ اسپانیایی تباران ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش پایِ، زیر دستِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارای لب قلوه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لب قلوه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در مورد فروش ) نسیه دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خودستایانه، فخرفروشانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درست دریافت مانند we must get to understand that : باید درست دریافت که. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به دستیاریِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلال، واسطه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در جایگاه فعل ) : تهیه کردن، تامین کردن، خریدن، ( سند ) مراجعِ ( چیزی را ) مشخص کردن، مستند کردن، خرید کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( محاوره ای ) ( همراه با اضهار نظر یا پیشنهاد ) درست یا غلط؛ خوب و بدش را نمی دانم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( منطق ) فرمول بندی کردن، صورت بندی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دامنه ربایش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( درمورد چیزهای مشابه ) دست، مجموعه، سری دسته، گروه برای مثال در ترجمه این جمله: The study of what hunter - gatherers had to learn about and reason ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوپدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حدودِ، تقریباً. به مقیاسِ، به اندازه ی - به سبکِ، در مایه ی، شبیهِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احتمالاً، به هر صورتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعدد، فراوانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کروی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چرخه ماهانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به لحاظ باستان شناختی از نظر باستان شناختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عصب دیرین شناس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حافظه سرگذشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حافظه پیش نگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی advocating هم می ده مثلاً در این جمله: some linguists have touted recursion as the key to modern language touted به معنای advocating به کار رفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

translate into ( روانشناسی و مدیریت ) : تبدیل کردن، به صورت . . . درآمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از نظر صوتی، به لحاظ صدا با سر و صدا؛ بی پروا، با صراحت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حافظه موقت رویدادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

= Syntactic: ( زبان شناسی ) نحوی؛ ( مربوط به ) نحو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایثارگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرکات بازو، بازو پیمایی ( جابه جا شدن درمیان شاخه های درختان با استفاده از دست )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( در پزشکی ) پیامد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیامد ( در پزشکی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت تاثیرِ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنی این عبارت اشتباه ثبت شده است. معنی صحیح استدلال استقرایی است. معنی deductive reasoning : استدلال قیاسی است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همه فن حریف کسی که قادر است کارهای مختلف را به بهترین نحو انجام دهد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کارورز در عبارت homo ergaster که یک گونه ی انسانی است به معنی انسان کارورز است.