تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درد بخور

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهبه کلیسا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیریه کلیسا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی این عبارت حیوان وحشی نیست. گورخر و فیل و روباه هم جانور وحشی اند اما wild beast نیستند. حیوان وحشی ترجمه لفظی ناشیانه است. این واژه مرکب بر حیوا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در نظر داشتن، مورد توجه قرار دادن، خیال داشتن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( به نقل از حسن هاشمی میناباد ) : اسپانیایی گفتاری، کاربرد واژگان اسپانیایی در زبانی دیگر و نیز طرفدار برتری اسپانیا و هیسپانیایی ها.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( به نقل از حسن هاشمی میناباد ) : اسپانیاپژوهی و هیسپانیاپژوهی است. به آن Hispanic Studies هم می گویند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( به نقل از حسن هاشمی میناباد ) این اصطلاح که تلفظ اسپانیایی اش ایسپانیذاذ است اصطلاحی است دال بر هویت مشترک فرهنگی و زبانی و سیاسی در بین گویندگان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( به نقل از حسن هاشمی میناباد: اگر Hispanic به اسپانیا و مردم و زبان و فرهنگ آن مربوط شود : اسپانیایی اگر Hispanic به مردم و فرهنگ اسپانیایی تباران ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش پایِ، زیر دستِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارای لب قلوه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لب قلوه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در مورد فروش ) نسیه دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خودستایانه، فخرفروشانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درست دریافت مانند we must get to understand that : باید درست دریافت که. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به دستیاریِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلال، واسطه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در جایگاه فعل ) : تهیه کردن، تامین کردن، خریدن، ( سند ) مراجعِ ( چیزی را ) مشخص کردن، مستند کردن، خرید کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( محاوره ای ) ( همراه با اضهار نظر یا پیشنهاد ) درست یا غلط؛ خوب و بدش را نمی دانم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( منطق ) فرمول بندی کردن، صورت بندی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دامنه ربایش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( درمورد چیزهای مشابه ) دست، مجموعه، سری دسته، گروه برای مثال در ترجمه این جمله: The study of what hunter - gatherers had to learn about and reason ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوپدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حدودِ، تقریباً. به مقیاسِ، به اندازه ی - به سبکِ، در مایه ی، شبیهِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احتمالاً، به هر صورتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعدد، فراوانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کروی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چرخه ماهانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به لحاظ باستان شناختی از نظر باستان شناختی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عصب دیرین شناس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حافظه سرگذشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حافظه پیش نگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی advocating هم می ده مثلاً در این جمله: some linguists have touted recursion as the key to modern language touted به معنای advocating به کار رفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

translate into ( روانشناسی و مدیریت ) : تبدیل کردن، به صورت . . . درآمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از نظر صوتی، به لحاظ صدا با سر و صدا؛ بی پروا، با صراحت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حافظه موقت رویدادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

= Syntactic: ( زبان شناسی ) نحوی؛ ( مربوط به ) نحو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایثارگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرکات بازو، بازو پیمایی ( جابه جا شدن درمیان شاخه های درختان با استفاده از دست )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( در پزشکی ) پیامد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیامد ( در پزشکی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت تاثیرِ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنی این عبارت اشتباه ثبت شده است. معنی صحیح استدلال استقرایی است. معنی deductive reasoning : استدلال قیاسی است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همه فن حریف کسی که قادر است کارهای مختلف را به بهترین نحو انجام دهد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کارورز در عبارت homo ergaster که یک گونه ی انسانی است به معنی انسان کارورز است.