پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٩١)
بی شرف ، نابکار
قسم به شرافت انسانی ، قول شرف
به شرطی که
حلق آویز شده
لشکرکشی
سازماندهی نشده
سرعت فزاینده
مقدر شده
کمک متقابل
منتصب ، گماشته
جداسازی مسیر و راه ، خداحافظی
فحش ، انگ زدن ، بدو بیراه
پشت سر گذاشتن دشواری ها
ارجاع ، اشاره
غیر قابل مقاومت ، وسوسه برانگیز
از قلم افتاده ، گم شده ، از دست داده ( صفت )
تسلیم شد ، تسلیم شده
علیرغم این حقیقت ، به زعم حقیقت
زیور آلات بدل
به اشتباه، سهواً
Momentous decision تصمیم سرنوشت ساز
طناب دار
متراکم ، فشرده ( صفت )
نقض کننده ( قانون ، حق و حقوق و. . . . ) , تخطی کننده ، هتک حرمت کننده ، قانون شکن
عالی ، برتر
به طرز فسخ نشدنی ، به طرز غیر قابل برگشت ، به طرز باطل نشدنی ، به طور حتمی
بساط
بفرمایید
مشروط بر اینکه
شانس خود را امتحان کردن ، توانایی خود را در کاری محک زدن ، خود را در بوته ی آزمایش قرار دادن
سروکله ی کسی پیدا شدن
پاسخگویی ، محاسبه
صف آرایی شده
صف آرایی
صراف ، سوداگر پول ، نقد کننده ، کسی که ارز یک کشور را به پول رایج کشور دیگر تبدیل میکند
عکس جنجالی
عکس تصادفی ( شانسی ) هم معنی میدهد
انتقاد و ایراد گیری ( بر پایه ای غیر معقول )
هراز گاهی
گواهی سلامت ، گواهی پیشینه ی خوب
رشوه خوار
اداره کردن ، هدایت کردن
عامل خیر و برکت
توان مالی ، جیب ، بضاعت مالی
خسارت را جبران کردن
ساکن شده
به کمی
طبق درآمد و منابع مالی خودم زندگی کردن
به اندازه ی گلیم خود، پا را دراز کردن ، در محدوده ی توانایی های خود زندگی کردن