پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٩١)
پرک شده ( گندم و جو )
پوست کنده ( گندم ، جو و. . . . . ) موج دار
خیلی دور افتاده ، خیلی دور از دسترس
جداگانه
پیروی کننده ، مطیع
چه کم چه زیاد
ارزشمندتر شد
مهار کردن ، پل
بازخواست ، مؤاخذه ، گوشزد ، هشدار ، تلنگر
مجذوب کردن ، مجذوب شدن
عدم تعادل ، عدم اعتدال
دلگرمی هم معنی میدهد
توجه زیاد ، دقت
در مطابقت ، در همان
اگر هم باشد خیلی کم است
پند اخلاقی دادن ، موعظه ( اخلاقی ) کردن , نتیچه گیری اخلاقی از موضوعی
مستهلک شدن ، فاقد ارزش شدن
پرده از راز برداشتن ، بر ملا شدن ، فاش شدن
بخشنده ، کسی که توانایی چشم پوشی از خود و ارائه ارزش به زندگی دیگران را دارد
کسی که به دنبال گرفتن منافع خود است، منفعت طلب
مصالحه گر ، سازش گر
موافق
موافق ، یکدل ، سازگار
همه
به جزء. . . . ، به غیر از. . . .
از نوع . . . ، است نوعی از . . . . است
تواضع و فروتنی و ادب
چندین سال پیش
منسوخ
در حالِ غوغا
معنی چانه زدن هم میدهد
به پای . . . به ضرر. . . به بهای . . . .
معامله شده
با بهترین بهره وری و منفعت
با بهترین مزیت
روی کاغذ آوردن ، درج کردن
سراغ گرفتن از چیزی ، سراغ چیزی یا کسی رفتن
کپی شده
صحافی شده
در اصل ، عمدتاً
نصب نشده ، بدون قاب ، سوار نشده
کپی تصویری از اسناد
پیشینه
بررسی شده
حامی و کمک کننده ( به خصوص مالی ) مشتری دائم یک مغازه یا هتل یا رستوران یا . . .