پیشنهادهای شهرزاد رضایی (٢,٠٩١)
چرخیدن ، چرخش
تحت فشار ، حالت خفگی
داوطلبانه ، به طور اختیاری
همراه شما ، در کنار شما
نوسان دار ، ادواری ، شل و سفت ، بی نظم
تلاش کم و بیش ، تلاشی که کم و زیاد میشه
از آن نقطه به بعد. . . از آن مرحله به بعد. . .
خلاصه شده
خلاص شو ( از شر چیزی ناراحت کننده )
آگاه بودن
مشارکت آمیز
خودآگاهانه
مشتاق بودن
پیش آمدن ، به وقوع پیوستن، آمدن
To throw overboard از عرشه به داخل دریا پرت کردن
سر جای خود گذاشتن ، در جای درست خود قرار دادن
اراده ، قدرت اراده
در دسترس ، در محدوده ی دستیابی خارج از دسترس درست نمیباشد
تازه بیرون آمده ، تازه خارج شده
پیش می رود
همراه با. . . .
عدم کفایت
ثبت نام دانشگاه
مدرسه ی ابتدایی
تصمیم گیرنده
متقاعد شدن ، مطمئن باش
مورد رأی گیری واقع شده
یک مثال زنده
تعلل ، تعمد ، دست دست کردن ، عمدی ، خودخواسته
عرصه را در اختیار گرفتن
به حق ، مطابق با قوانین
رمیده ، وحشت زده ، شوکه
نماینده ی. . .
علامت ، نشانه ، امضاء کردن
حاشیه های قاره ای
مورس ، تلگراف
تعبیه شدن
چشم بسته ، بی پروا ، کور
سرنوشت ساز ، حیاتی
وفادارترین، پرو پا قرص ترین
به همان اندازه خوب
در تنگنا ، در وضعیت بد ، فوراً
خبیثانه ، شرورانه
اتهامات
موارد، موضوعات
سمعک
سوزنده، گزنده
معنی خدشه دار کردن هم میدهد ، خدشه دار کردن ، بی مقدار کردن
به خشم آمده ، به جوش آمده