دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٢١٤
رتبه در دیکشنری
٨,٥٤٧
لایک
٩
دیسلایک
١
جدیدترین پیشنهادها
١ روز پیش
٠
Bring together =مونتاژ کردن Gather together =جمع آوری کردن
١ روز پیش
٠
Assemble جمع آوری
٢ روز پیش
٠
Calling ghost احضار روح
٢ روز پیش
٠
In accordance to the powers that granted to me as a representative of municipality. I declare you husband and wife
٤ روز پیش
١
Confirm تاییدکردن
جدیدترین ترجمهها
١ روز پیش
He was summoned to testify in court as a witness.
٠
اون مردبعنوان شاهد و برای شهادت دادن در محکمه احضار شد
١ روز پیش
The teacher received an urgent phone call and was summoned to the office.
٠
معلم یه تماس تلفنی فوری دریافت کرد و به دفتر مدرسه احضار شد
٣ روز پیش
The Russian leader received a ringing declaration of support yesterday.
٠
رهبر روسیه سر همه کلاه میگذارد
٥ روز پیش
He was afraid of committing himself to just one woman.
٠
او ترسیده بود که خودشو فقط به یه زن متعهد کنه
٥ روز پیش
She committed herself to helping the poor for the rest of her life.
٠
اون خانم خودشو متعهد کردبه کمک به فقرا در باقی مانده عمرش
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.