پیشنهادهای فر کیانی (٨٨)
برابرنهاد پارسی واژه ی انتقام، واژگان کین و خون خواهی هستند!
واژگان کوه، کله، کلات، قله و قلات همه از یک ریشه و پارسی هستند!
کی گفته که در پارسی واک ( ق/غ ) وجود ندارد؟! واژگان کوه، قله، کله، کلات و قلات همه از یک ریشه و پارسی هستند و هیچ پیوندی به زبان عربی که روزگاری هتا ...
واژگان پارسی کله، قله، کوه، قلات و کلات همه از یک ریشه هستند و مانند بسیاری از واژگان ریشه در عربی ندارد!
واژگان پارسی قله، کله، کوه و قلات از یک ریشه هستند.
هندواروپایی ❌ ایراروپایی ✅
کوه، کله و قله یک ریشه هستند
آزرم به جای واژه ی عربی احترام آزرمیدن به جای احترام گذاشتن
واژه ی درس ریشه ی پارسی دارد و ما در زبان پارسی بسیاری واژگان داریم که هم ریشه با واژگان انگلیسی هستند! مالش در پارسی و ماساژ Massage در انگلیسی، چال ...
هرچند واژه ی تمدن ریشه ی پارسی دارد، ولی به جای آن می شود از واژه ی شارینِش بهره مند شد!
سازش، سازگاری و هَمرَوی
پَنامیدن: ممنوع کردن پَنامیدن: ممنوع
اینم شد نام؟! معنی و واژه هر دو زشت و عربیم که هست
عباس که نامی عربی است، یعنی عبوس و اخمو! حالا بالا بریم پایین بیایم در همین چم و معنی هست! شیر و بیشه و دلیر و شجاع همه ش چرت و پرتی بیش نیست! به جای ...
حالا کی گفته که واژه ی شوم عربیه؟!!!!
شما که واژه های شایع، رایج و هر آنچه بود رو به نام عرب زدی!!!!
درود بر کاربر گرامی آرش کیانی 👌🌺
نخست اینکه واژه ی رقص در اصل همان رخس در پارسی است که از فرخسیدن میاد و دوم اینکه واژه ی پارسی وَشْتَن که همچنان در برخی از شهرهای ایران به کار برده ...
واژه ی رقص اصلن عربی نبوده و نیست و همان رخس در پارسی هست که از فرخسیدن گرفته شده است. بدون ریشه یابی واژگان، بیخودی واژه ی برابر پارسی نسازید
واژه ی فایده پارسی هست و نیازی به برابر پارسی ندارد. از ساختارش به سادگی میشه فهمید
گفته می شود که واژه ی فَشَل عربی است، چنانچه اینگونه باشد، واژگان پارسی برابر با آن می تواند به شرح زیر باشند: ناکارآمد ناکامی شکست بی برآیند ( ب ...
ریشه ی واژه ی ترکیب ( به اهتمال زیاد پارسی ایرانی ) ( واژگان پارسی رو ارزون نفروشین به واژگان بیگانه ی عربی، ترکی و . . . و سعی کنید پس بگیریم! )
واژگان پارسی ایرانی یتیم و صغیر ( واژگان پارسی رو ارزون نفروشین به واژگان بیگانه ی عربی، ترکی و . . . و سعی کنید پس بگیریم! )
واژه ی پارسی ایرانی خطه ( واژگان پارسی رو ارزون نفروشین به واژگان بیگانه ی عربی، ترکی و . . . و سعی کنید پس بگیریم! )
واژه ی پارسی ایرانی صف. ( واژگان پارسی رو ارزون نفروشین به واژگان بیگانه ی عربی، ترکی و . . . و سعی کنید پس بگیریم! )
واژه ی پارسی ایرانی مرکز ( واژگان پارسی رو ارزون نفروشین به واژگان بیگانه ی عربی، ترکی و . . . و سعی کنید پس بگیریم! )
واژه ی پارسی ایرانی حیطه ( واژگان پارسی رو ارزون نفروشین به واژگان بیگانه ی عربی، ترکی و . . . و سعی کنید پس بگیریم! )
واژه ی پارسی ایرانی عرصه
واژه ی وادی
واژه ی پارسی حلال
نور یک واژه ی پارسی است که در پارسی پهلوی به شکل نیرا Nira در چَمِ روشنایی آمده است.
کرامند یعنی؛ اهمیت
واژه ی منطق در اصل عربی و بیگانه نیست، زیرا ما در فرهنگ واژگان پارسی پهلوی واژه ی مَنْتیک Mantik را داریم که درچَمِ اندیشه و اندیشه ها به کار برده می ...
این واژه ( عزیز ) از واژه ی پارسی و اَئُزه aoza در اوستایی به عربی راه پیدا کرده و در اصل عربی نیست. ازیز
کارکرد ✅
چرخه
آخه عرب وحشی اون زمان جنابش کجا بود؟!
نزله در طب سنتی یعنی؛ خلط پشت حلق.
آرتا یا ارتا هم ریشه با واژگان ارت و ارد در پارسی پهلوی و باستان و نیز die Erde و eart در آلمانی و انگلیسی به چَمِ زمین هست. آرتادخت را می توان از ای ...
در گویش مردمان استان پارس واژه ی ( زَگ Zag ) به چَمِ ( آغوز ) است.
واژه ی �زَگ� در گویش مردمان استان پارس می تواند به چَمِ �آغوز� باشد!
یه جاهایی پس از هم معنی میده
در گویش شیرازی هم یعنی شخص کثیف
ورطه واژه ای پارسی ایرانی هست
ساخته شده به وسیله ی زنده یاد محمد حیدری ملایری فیزیک دان و اخترشناس
واژه ی اگ Egg که در انگلیسی یعنی تخم مرغ نیز از همین واژه ی خاویار خایگ گرفته شده است.
نه واژه ی قلیه و نه واژه ی قرمه هیچکدام ترکی نیستن. ما در پارسی پهلوی واژه ی قرمه را به شکل غَرمَج یافتیم
واژه ی خاویار خودش پارسی هست، بعد برابر پارسیشو نوشتن تخم ماهی!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ باید معنیشو مینوشتین تخم ماهی. به هر روی واژه ی خاویار از زبان پارسی به زب ...
واژه ی رود به جز معنی رودخانه و این ها در برخی از گویش ها مانند شیرازی به چَمِ فرزند و جگرگوشه و کودک هست. مانند نمونه ی واسونک شیرازی که پاسخ مادر ...
مردم شیراز به گوشت کوبیده شده ی آبگوشت، میگن یخنی. ولی با این فرق که آبگوشت شیرازی به جز گوشت و نخود و سیب زمینی، لوبیا هم داره. یخنی در کنار آبِ گوش ...
توسعه و رشد
واژگان شخص و شخصیت عربی نیستن
به گمان من واژه ی شخص و شخصیت عربی نیستن
واژه ی تُرد و برشته
ما شیرازیا به گیاه، مو و . . . که جوانه می زند میگیم تنجه زدن.
گاهی واژه ی شَمال در چَمِ ( به معنی ) نسیم و باد خنک هست.
ما چیزی به نام زبان لاری، لارستانی و اچمی نداریم. تمام گویش های ایرانی شاخه ای از پارسی پهلوی ساسانی یا پارسی پهلوی اشکانی هستند. نه اچم معنای ویژه ا ...
همان گونه که کاربر گرامی آرش نوشته اند، واژه ی سفر گویش دیگری از واژه ی سپری کردی است.
ریشه ی واژه ی پارسی _ ایرانی ظرف. واژه ی پارسی آوند هم همون ظرف هست.
در گویش شیرازی، واژه ی شاباجی ( شاه/بزرگ خواهران ) به خواهر بزرگتر و عزیز می گویند.
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی ایضاً:
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی آریایی قریب:
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی آرایی تاریخ:
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی متین:
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی آریایی صفحه:
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی قرص:
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی شجاعت:
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی راضی در چَمِ خشنود:
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی وجد:
ریشه ی واژه ی سِر در چَمِ راز:
ریشه ی واژه ی پارسی قهرمان:
قُله گویش دیگری از واژه ی کَله هست. و هر دو پارسی هستند، نه عربین و نه ترکی.
ایل پارسی باصری و شکوه هخامنشیان و ساسانیان
اینکه گفته میشه خمسه و اینا عربن یک حرف نادرست هست. پارسی هستند
واژه ی سول که در گویش شیرازیا هم کاربرد داره و به معنای روح هست ( به خدا اگه سولمم برسه! = بخدا روحمم خبر ندارم. ) همریشه با واژه ی Soul در لاتین هست ...
همون واژه ی پارسی ننه ی خودمون هست.
تأثیر دوسویه یا دوطرفه؛ برهم کُنِش
در عربی واژه ی قاضی نداریم. در پارسی پهلوی کادیک بوده و رفته رفته شده قاضی
ریشه ی واژه ی پارسی ایرانی زمان.
ریشه ی ایرانی و پارسی واژه ی جاسوس!
واژه ی خصوصی در پارسی پهلوی
ریشه ی واژه ی تومان: برخی ریشه واژه �تومان� را ترکی ـ مغولی دانسته اند. تومان در زبان های ترکی و مغولی بمعنای ده هزار است و در دوره ی هجوم مغولان به ...
واژه ی خصوصی در اصل عربی نیست و از واژه ی خویش پارسی گرفته شده است. همان گونه که در فرهنگ واژگان پارسی پهلوی به شکل خُوِشنیتَن آمده است.
درخت شرف در گویش شما، همان استبرک در پارسی هست. اچمی گویشی از پارسی پهلوی هست.
کراوات در اوستا به شکل کوئرس از ریشه ی کوئرت آمده است و . . . . در همینجا و ویکی پدیا می توانید متن کامل آن را بخوانید
واژه ی شاه هم ریشه با واژه ی شایستن هست و در لغت به چم توانستن است
فر کیانی باروری
ما شیرازی ها میگیم هم ریش