پیشنهاد‌های محسن نسایی مقدم (٧٦)

بازدید
١١٧
تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

Diplomatic efforts to ease the crisis suffered a setback تلاش های دیپلماتیک برای تسکین بحران دچار شکست شد پس suffered معنی دچار هم می دهد

تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

متحمل، دچار

تاریخ
١٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

مانع ، شکست، Despite some early setback, they eventually become a successful company علیرغم برخی موانع اولیه ، نهایتا آن ها تبدیل به یک شرکت موفق ش ...

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

Preparations مقدمات ، آمادگی هایی The country has commenced preparations for war کشور برای جنگ آمادگی هایی را شروع کرده بود

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

شروع کردن افتتاح کردن مترادف =launch, initiate, start, commence

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بی طرف ، واقع گرا و بدون نظر شخصی مترادف با unbiased, remain objective

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بی طرف، بدون نظر شخصی ، واقع گرا

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

به معنی راضی و مغرور و مترادف با :self_satisfield, , proud, contented

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

نگرش منفی داشتن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت کردن ، جبهه گرفتن علیه

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن ، براورده کردن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن، بر آورده کردن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن ، برآورده کردن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

به نظر رسیدن و مترادف باseem look

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

اجرا کردن یک روش درمانی =Apply a remedy اجرا کردن، اداره کردن=implement تجویز کردن، دارو دادن=Apply a medication

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

In a critical thinking course, students Apply a set of fundamental principles of logic در یک دوره تفکر انتقادی ، دانشجویان یک سری اصول اساسی منطق را ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با conventional

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پزشکی مدرن یا متداول

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین یا روش غیر معمول

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد

معنا اول: چشمگیر معنا دوم : سخت چالش برانگیز

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنا اول:کاملا و مترادف با completely معنا دوم:نسبتا rather

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنا اول: نتیجه پیامد معنا دوم : برداشت ، استنتاج

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

نظم

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنا اول: قابل انتقال و مترادف با transferrable معنا دوم : مسری و مترادف با contagious

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنا اول: با معنا و مترادف significant در معنا دوم :قابل اعتماد و مترادف Reliable و solid

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنای اول : ثابت مداوم ومترادف باconstant معنای دوم :قابل اعتماد و مترادف باreliable, meaningful

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مترادف با کلمه important به معنی مهم مترادف با کلمه meaningful به معنی معنا دار

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

عواقب، عوارض، پیامد ها مترادف است است با Ramifications و side effects

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهار چوب ، الگو

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهارچوب

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشغال کردن ، در بر گرفتنن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اشغال کردن ، در برگرفتن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازش ، انعطاف پذیری، انطباق

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرم ، داغ

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

داغ ، گرم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با احساس ، با شور و و اشتیاق

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشنده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشنده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشنده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشنده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درمان ناپذیر ، آخرش مرگ ، کشنده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرض ، جعل، غیر واقعی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

از بین رفته ، منقرض شده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از بین رفته ، منقرض

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملا پیچیده ، به طور عالی

١