پیشنهادهای معین پورباقر (١٧٦)
نام نوعی ماهی بظاهر خاویار. دسته استورژن. . . .
ماهی استروژن دسته ای از ماهیان بمانند خاویار.
این یکی و آن یکی. . . .
نوعی تعریف از کودکان اما در عمل بمانند مردی که به زنان چشم و نظر دارد و شیطنت میکند.
چهارتاق
پروراندن، بال و پر دادن و رشد و نمو مثال آن پیرمرد مرا توی بغلش گردانده است
دریا دختر
عِلیّه: نام رسمی دولت قاجاریه منسوب به قاجار: ایران قاجاری یا شاهنشاهی قاجار با نام رسمی دولت عِلیّهٔ ایران، یک پادشاهی ایرانی بود.
مهر زدن بر روی اسکناس یا تمبر را سورشارژ می نامند.
مغرورانه متکبرانه خودسرانه. . . .
بمعنی ترس و واهمه و بهچنین گریه و زاری.
علم اولی تفکر اولی همان پیشینی و ماقبل تجربی در فلسفه.
اعضای حاسهء همان حواس پنجگانه
کَج و مَعوَج
متضاد مانع.
عواملی که به سرشت و طبیعت نهانی ما سوق مان دهند و تحریک مان کنند.
بنوعی اعجاب
ظالمه
ادا کننده
موءدی
همان جزمی و دیدگاهی که به جزمیت منتج شود.
به لهستانی یعنی تبه کار و قالتاق.
بیان کردن جملاتی نامفهوم از سر ناخوشی در حالت غیرعادی. خزعبلات و ترهات سرهم کردن. اراجیف بافتن.
کنایه از مست شدن و سرخوشی وافر
از سخن باز ایستادن از دست رفتن قدرت تکلم
آشفته بازار
کنایه از رقصیدن و ناز و کرشمه داشتن.
بوقلمون صفت
آنکه چهره ای گشاده و بزرگ و وسیع دارد، کنایه از تنومند بودن و گشاده بودن صورت.
آنکه چهره ای گشاده دارد
مسئولان
جمع شهبانو.
درجه ممتاز و بالاتر از آن.
رد شدن یا یادآوری اندیشه . . . . میتیا اندکی متعجب شد، تصویر آلیوشا در ذهنش بر شد. از کتاب برادران کارامازوف ترجمه صالحی.
بی سرو پایی
رندی
وِرْسْت ( verst ) ( یا: وِرس ) یکایِ روسیِ فاصله، برابر با ۱, ۰۶۷ متر.
خط راه روش مسیر
بزرگوار و کریم ( بخشنده )
واحد پا یا همان فوت معادل حدود ۳۰. ۵ سانت دقیق ۳۰. ۴۸.
نوزاد حشره، لیسه ای.
نوزاد حشره
امعاء روده ها احشاء اعضای درونی بدن
دوستان نام افلاطون وجه تسمیه اش بعلت پهن بودن پیشانی اش هست نه شانه هایش. plato یعنی فراخی و غرض از اون فراخی پیشانی وی بود.
اضطراری. . . .
بمثابه لباس آهاردار. . . . .
کاست، طایفه ی حاکم بخصوص در ملل سیاه پوست
موجودات زنده
دنیای موجودات زنده از حیوانات و انسان تا نباتات. . . .
علوم جزمی ای که صرفا از روی دست دیگران نقل شده و دخل و تصرفی درش راه نداره تا اصول کلی اون مورد شک قرار بگیره در مقابل علوم معقول است
الاهی الاهیات الاهیون الوهیت
بسط و گسترش یافتن به معنای دیگر منفرد، انفراد
کوته فکرانه
تنگ نظرانه
Kalpa در آیین های بودایی و هندو به دوره ی بین آغاز خلقت و پایان جهان اطلاق میشود که برابر است با ۴میلیون و ۳۲۰ هزار سال زمینی. از پانویس مترجم کتاب ...
شخص روان پریش مسائل روانی
ظالمه.
هم ردیف قرار دادن امور با اجسام
طومارها.
دعا کننده داعی.
همان صحیفه ی نور مجموعه رهنمودهای خمینی در ۲۲جلد
بوقَلْمون دنیای چند رنگ ناپایداری حوادث و معتقدات افراد بادی به هر جهت تغییر عقیده فوری دنیای بی ثبات
شخص مغرور
وجد
طَرَب
ارائه عرضه دادن پیشکش بخشیدن
دست فروشی و دوره گردی فروش اجناس.
برده بودن ارباب داشتن زرخرید غلام نوکر کنیز عابد بودن
زار و نزار
به مهمیز کشاندن/درآوردن اطاعت امور بمعنای کنترل و فرمان راندن در امور و گرفتن افسار زندگانی در دست مثال:اراده مغرور و خودسرم را منقاد می سازم و زیر م ...
ستایش
ابراز نطق ایراد نطق سخنرانی کردن
حضرت مریم در دین عیسوی و فاطمه در اسلام.
حزن
فلک بوقَلْمون، دنیای چند رنگ شخصی که مدام تغییر رویه میده و برمیگرده از عقاید و اصول و نوع رفتارش.
خودنمایی و فخر جلال و حشمت.
موجب شدن امری
توافق و عدم تنافی سازگاری تلائم. . . .
سازگاری
مَجمَع: سینی های استیل یا مسی قدیمی.
بهمچنین به داروهایی که از ترکیب مواد مختلف ساخته شود اصطلاحا اقراباذین گویند که درمورد آنها محمد بن زکریای رازی دوکتاب نگاشته و پورسینا نیز در کتاب ق ...
از ریشه رفض به معنای الحاد. . .
ابداع و ابتکار الحاد
پِسَح؛ عید آزادی قوم یهود از قید برده داری فرعون های مصر، یکی از سه عید بزرگ موسویان. فصح یا پسح معرب فسح عبری بمثابه عید قیام یا پاک ترسایان که ب ...
سپربانو بانوی سپردار ( به نروژی: skjaldm�r، شیولدمور ) در اساطیر اسکاندیناوی زنانی هستند که برای جنگجویی انتخاب می شدند. سپربانوها دریانوردانی بودند ...
اصل همانندی امور غیرقابل تمییز لایب نیتس است.
اصل تَشَخُّص: اصلی که هرچیزی را از چیزهای دیگر متمایز می سازد. ر. ک. تاریخ فلسفه ی غرب راسل تشخص عبارت است از اینکه هرچیز قطع نظر از جهات مشترکی که ...
اَپوش آپوش اَپَوشَه �اَپَئوشَ�
حذف ( در تصحیح متون ) جرح و تعدیل، جرح و تغییر.
جرح و تعدیل، حذف و اصلاح.
مناسک دینی، ستایشات دینی.
مناسک، ستایشات.
میدان مانند ورطه الحاد بمعنی میدان کفر و زِندیق .
کَفِّ نَفْس .
سرشت ماده ( هیولی ) .
جای شهد گل را گویند.
راهبان روحی، رُهبانان معنوی اقلیت کوچکی از طرفداران فرانسیس آسیزی قدیس که بعد از مرگ وی به تعلیمات اش وفادار ماندند. بسیاری از این گروه به جرم الحا ...
انتقال پست، واگذاری/واگذاشتن چیزی مانند سِمَت. املای نامرسوم تفویذ.
در معنایی دیگر: بدعتگذارانه، الحادی، منسوب به کفر
دوگانه پرست. رک ثنویت.
فِرَقِ ضالّه منظور فرقه های بدعت گذار و الحادی تکفیر شده. ر. ک. تاریخ فلسفه غرب
فرقه ضالّه ی عرفای باطنی.
فرقه ضالّه ی عرفای باطنی.
فِرَق ضالّه.
روش؛ مثال: به نحوی از انحاء یعنی به روشی از طُرق، به هر طریقی.
اقسام جوهر: در فلسفه مَشائی جوهر پنج قسم دارد جسم، صورت، ماده، نفس و عقل.
همان علم نَحو است. ر. ک. صَرف و نَحو عربی.
اعراب گذاری متون.
Logos:کلمه. انجیل یوحنا: در ابتدا Logos ( کلمه ) بود، . . .
بدنام کردن، اعدام غیرقانونی در ملاءعام، ضرب و جرح منجر به مرگ. مانند عملی که طالبان با فرخنده ملک زاده داشتن.
تمایزات، تمایزات مفهومی، تمایزات کلامی. دقایق در اینجا به معنای نکته های ظریف است. در فلسفه و زیبایی شناسی قرون وسطی میان کلماتی که در محاورات عم ...
احتجاج نظری همان دیالکتیک است. به بیان ساده، هر گاه، دو دیدگاه فلسفی در تضاد با همدیگر باشند، کُنشی خرَدگرایانه که آن دو را در یک نظریه جدید، جمع ک ...
افلاطون می گفت که کلیات مقدم بر اشیاء هستند. ر. ک. مسئله ی کلیات افلاطون
جَدَل منطقی ( مُجادِله ) مثال: مَسلَک و مَشرَب جمعی مَدْرَسیان بیشتر جَدَل منطقی و باریک بینی و موشکافی است تا روش عرفانی. ر. ک. تاریخ فلسفه غرب را ...
بَدْوی یعنی مبتدی وبا لغت بَدَوی و بادیه نشین متفاوت است. مثال: تسلیم قاضی بَدْوی به راءی محکمهء استیناف. این کلمه در حقوق کاربرد دارد.
در طول تاریخ و در بیشتر اوقات یک �پاپ معارض� یا مدعی جایگاه پاپی جدای از پاپ اصلی وجود داشت. به یک نمونه از آن که در کتاب تاریخ فلسفه ی راسل آمده اش ...
ترکیب، گونه.
لاتین: صدا تاریخ فلسفه غرب راسل فصل یازدهم: Flatus vocis یعنی صدای نفس/نَفَسِ صدا.
نَفَس ر. ک. تاریخ فلسفه غرب راسل ترجمه نجف دریابندری فصل یازدهم: روسلین می گفته است که �کلیات� چیزی جز Flatus vocis یعنی �نَفَسِ صدا� نیست. ( یا در ن ...
قسم جلاله یعنی قسم به ذات الهی. رجوع به �قسم به ذات الهی� شود.
مردود و مطرود، طرف شده.
در علوم و ریاضیات: صورت بندی شده، �قراردادی�/منسوب به صورت.
کُنْکوردا وُرمس یا وُرمز بمعنای قرارداد/موافقت نامه ی ورمس ( ورمس شهریست در آلمان و محل انعقاد این قرارداد است ) شرح: نخستین توافق نامه میان پاپ ...
برانگیختن بمثابه انگیزش.
قرون مَظْلَمِه همان قرون وُسطی/وُسطا یا سده های میانی است. ر. ک. تاریخ فلسفه ی غرب برتراند راسل ترجمه نجف دریابندری فصل فرهنگ و فلسفه اسلامی صفحه ی ...
تصدیق همگانی، پذیرش فراگیر، تایید توده مردم
حکمت با فلسفه تفاوت دارد. فلسفه یکی از اجزای حکمت است. حکمت بیشتر متعلق به شرق است و فلسفه بیشتر در غرب مطرح است. حکیم کسی است که چهار رکن علم را ...
تألیف و تدوین و تصنیف کتب موارد متفاوتی از هم هستند. تألیف آن است که مولف از منابع متعدد مواردی را اخذ کرده و جمع آوری کند. اما تصنیف آن است که مصن ...
همان اُقنوم سه گانه ی مسیحیت/پدر، پسر، روح القُدس.
اسقف ادسا که به پیروان او یعقوبیه گویند و طرفدار مونوفیزیت هست.
فرقه ای که در مبانی آن به دو طبیعت انسانی و روحانی برای حضرت مسیح قائل اند گویند که پایه گذارش نسطوریوس است.
همان زندیق بمعنای کافر، مانوی، مرتد.
در دوره ی باستان وید در پارسی به معنای ایضا بود که در دوره ی اسلامی ایضا جایگزین تازی آن شد بهمچنین بمرور لغات و کلمات دیگر عربی شدن.
بیستویه در فارسی باستان به معنای یک بیستم است که در دوره ی اسلام لغت نصف عشر جایگزین آن شد به مانند آن دهویه ( یک دهم ) یا عشر. کاتبان و دبیران دیوا ...
دهویه در فارسی باستان به معنای یک دهم است که در دوره ی اسلام عشر جایگزین آن شد به مانند آن بیستویه ( یک بیستم ) یا نصف عشر. کاتبان و دبیران دیوان ها ...
فهرست داروها و چگونگی تهیه ی آن ها �اقراباذین� خوانده میشد که واژه ای یونانی است. نخستین اقراباذین را در دوره ی اسلامی، یوحنابن ماسویه تالیف کرد، ام ...
با پیوستن عمر و بن عبید ( محدث اهل سنت ) ، محدث سنی مذهب به معتزله ی بصره، این گروه گرایشی ضد شیعی پیدا کرده بود. معتزله ی بصره امامت امام علی را قبو ...
محدثان: عالمان حدیث
positivistic: این کلمه از واژه positif در زبان فرانسه گرفته شده که از نظر لغوی کمابیش به معنای چیزی است که دارای قطعیت علمی و ما به ازای خارجی باشد و ...
positivistic: این کلمه از واژه positif در زبان فرانسه گرفته شده که از نظر لغوی کمابیش به معنای چیزی است که دارای قطعیت علمی و ما به ازای خارجی باشد و ...
positivistic: این کلمه از واژه positif در زبان فرانسه گرفته شده که از نظر لغوی کمابیش به معنای چیزی است که دارای قطعیت علمی و ما به ازای خارجی باشد و ...
positivistic: این کلمه از واژه positif در زبان فرانسه گرفته شده که از نظر لغوی کمابیش به معنای چیزی است که دارای قطعیت علمی و ما به ازای خارجی باشد و ...
positivistic: این کلمه از واژه positif در زبان فرانسه گرفته شده که از نظر لغوی کمابیش به معنای چیزی است که دارای قطعیت علمی و ما به ازای خارجی باشد و ...
positivistic: این کلمه از واژه positif در زبان فرانسه گرفته شده که از نظر لغوی کمابیش به معنای چیزی است که دارای قطعیت علمی و ما به ازای خارجی باشد و ...
کتاب های جُمَل ( Sententiae ) ، کتاب هایی بودند که در آنها آراء مولفان مرجع دینی گردآوری و درباره ی آن ها شرح داده شده بود. تدوین این نوع کتب از قرن ...
به انواع پرده، دیوارکوب و پارچه های آویختنی برای تزیین کلیسا hangings نیز گویند.
قوانین خاص فرقه ی کاتوزی ها را statutes میگویند. این فرقه، طریقه ای از مذهب کاتولیک روم است که قدیس برونو آن را به سال ۱۰۸۴ تاسیس کرد. شاخصه ممتاز ...
نوعی خط متمایل به محور راست و مورب شده که حین نوشتار کتب معمولا دلالت بر کلمه یا عبارتی مهم و کاربردی یا زبانی مغایر با زبان اصلی نوشتار کتاب ( معمول ...
aut usui, aut decori عبارت لاتین کاربرد در زیبایی شناسی هنرهای تجسمی قرون وسطی به معنای سودمندی یا زیبایی من جمله تمایزات مفهومی در لغات کاربردی زیبا ...
لاتین به افراد غیرروحانی یا غیر متخصص و عامی اطلاق می شد که از سواد دانش مذهبی چندان برخوردار نبودند، بنابراین این عبارت کمابیش معادل ادبیات افراد غی ...
لاتین کلمهء �اِسپِسیوستاس� بیش تر در مورد زیبایی ظاهری، به ویژه زیبایی بصری، استفاده می شده است. ر. ک. پانویس مترجم کتاب تاریخ زیبایی شناسی، جلد د ...
لاتین کلمهء �ونوستاس� بیش تر برای جذابیت و افسونگری ظاهری به کار می رفته است. ر. ک. پانویس مترجم کتاب تاریخ زیبایی شناسی، جلد دوم، زیبایی شناسی قرو ...
کلمهء �دکور� به هر دو نوع زیبایی روءیت پذیر و روءیت ناپذیر اطلاق می شده است. به طور کلی، از بررسی معانی متعددی که برای این کلمه ذکر شده پیداست که معن ...
نمایش دو بعدی ابعاد افقی ساختمان، به طوری که در صفحهء افقی، وقتی ناظر از بالا نگاه می کند، دیده می شود. ر. ک. پانویس مترجم کتاب تاریخ زیبایی شناسی، ...
پنجرهء سراسری به کار رفته در کلیسای رومیایی و گوتیک که با تزیینات و خصوصاً چهره و هیکل قدیسان یا صحنه های دینی و انجیلی، منقوش و مصور بود و بر قطعات ...
ناشی در قراردادهای حقوقی به معنای انشاء شده نیز هست، مانند نسخهء ناشی قرارداد که یعنی یک نسخه ی اصلی بدون خط خوردگی از قرارداد انشاء شده و نوشته شده ...
سبک رومیایی در قرون ۱۱ و ۱۲ میلادی پدید آمد و در سرتاسر فرانسه، کاتالونیا، لومباردی، راینلند و در یک کلام در سرتاسر رومانیای کهن گسترش یافت به طوری ک ...
�سبک رومیایی� در قرون ۱۱ و ۱۲ میلادی پدید آمد و در سرتاسر فرانسه، کاتالونیا، لومباردی، راینلند و در یک کلام در سرتاسر رومانیای کهن گسترش یافت به طوری ...
سبک رومیایی در قرون ۱۱ و ۱۲ میلادی پدید آمد و در سرتاسر فرانسه، کاتالونیا، لومباردی، راینلند و در یک کلام در سرتاسر رومانیای کهن گسترش یافت به طوری ک ...
سیمونی؛ فروش اموال کلیسا ( ر. ک. نهضت پاتارین/پاتاریا )
هندرچ به معنای اندرز در ایران باستان بود.
حکمت النوریه سهرودی که اندیشه ی اصالت نور را بعنوان عنصر اساسی وجود درنظر میگرفت و درسیر تاریخِ تکاملِ جهان بینیِ ایران باستان نیز به دو شکل مَزدَیَس ...
درود و شادباش دوستان متاسفانه اشتباه رایجی در مترادفات این لغت شکل گرفته که نظر دوستان هم تاییدیه ای بر اون هست اما بواقع نادرست هستند. متافیزیک یا ...
درود و شادباش دوستان تلفظ درست این لغت "طیبِ خاطر" هست؛ طَیِّب یا طِیب درست نیست. ( هیچ حرکت گذاری ای لغت طیب ندارد )
قِیژَک یا قِیچَک یا غِیژَک ( به کسره ی حرف اول و سکون حرف دومِ "ی" ) ؛ سازی زهی مانند کمانچه است.
سِرو، serv واژه ای فرانسوی برای اولین ضربه به توپ در بازی هایی مثل تنیس، والیبال و. . . . بکار میره بطوری که توپ از روی تور رد شود. سرو زدن، سرویس ز ...
قِسمی: بخشی از. . . ، قسمتی، نوعی ( فلسفه )
منع، نفی not علامت "سلب" به طور کلی است.
مابازا یا همتا ( ی )
شیث، نام پسر نخست گِهمُرد و مُردیانه در اساطیر مانوی.
" اُن" ها، موجودات جاودانه یا ذرّات نور در جهانِ روشنی، واسطه ی میان زُروان و جهان اند در آموزه های مانی.
روضه خوانان دین مانوی
جامعه ی مانوی به دو گروه گُزیدگان و نیوشاگان یا همان "شنوندگان" تقسیم می شد. نیوشا به معنای لغوی حرف شنو، شنوا است.
نَرجَمیگ یا همزاد مینویی؛ فرشته ای از فرشته های زُروان، شهریار بهشت روشنی است که بر مانی راز کیهان و اسطوره ی نور و ظلمت را گشود.
apta در دوران باستان زیبایی اشیا را بر این اساس توضیح میدادند که آن ها اپته/با فتحه/ یعنی متناسب و سازگار با غایت خود اند.
مجموعه ای از ایزدان که به شکل جمعی در ایران باستان ستایش می شدند