تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

۱. دانشجوی دانشکده افسری ۲. کارآموز، شاگرد ۳. ( در خانواده ) پسر کوچک، برادر کوچک

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

[صدا، گفتار] وزن؛ آهنگ؛ افت و خیز، فراز و فرود؛ ( موسیقی ) کادانس، فرود

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

( گلف ) ۱. کوله کش ۲. وسایلِ بازی را حمل کردن، کوله کشی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

[شخص] نانجیب، نالوطی، نامرد؛ [رفتار] بی شرمانه، پست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

مردنی، تکیده، وارفته؛ مثل میت؛ رنگ پریده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

آدم پست؛ آدم بی سر و پا؛ ولگرد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

جسد، نعش، میت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. ( در گفتار و گفتگو ) تنافرِ آواها، تنافرِ الفاظ، ناهمگونی؛ بدآوایی؛ ( موسیقی ) ناموزونی، ناهماهنگی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. [صداها، الفاظ] متنافر، ناهمگون؛ بدآوا؛ ( موسیقی ) ناموزون، ناهماهنگ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

۱. [مرغ] قُدقُد؛ [شخص] قاه قاه؛ [سخن] پرت و پلا ۲. [مرغ] قدقد کردن؛ [شخص] قهقه زدن، پرت و پلا گفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. [سند، نامه] مُهر؛ مُهرِ تأیید ۲. نشان اصالت؛ علامت مرغوبیت ۳. ( در داروسازی ) کاشه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

۱. ( برای اسلحه، آذوقه ) مخفیگاه، نهانگاه؛ ( در مخفیگاه ) آذوقه؛ اسلحه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. ( در کشتی ) آشپزخانه ۲. ( در آمریکا، در قطار باری ) واگن خدمه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) همگی، همه اشان، همه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

راننده تاکسی، تاکسیران؛ درشکه چی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

قطار کابلی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( دریانوردی ) کابل = واحد اندازه گیری مسافت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کابل کشی، کابل گذاری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

۱. کابل؛ سیم؛ طناب؛ مفتول، طناب فلزی؛ [لنگر] زنجیر ۲. تلگراف، تلگرام ۳. تلگراف زدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

۱. قفسه، کابینت ۲. ( در رادیو، دستگاه های صوتی ) جعبه ۳. هیئت دولت، هیئت وزرا، کابینه ۴. ( کاربرد قدیمی ) اتاق خلوت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

قایقِ تفریحی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

مستخدم کشتی خدمتکار کشتی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

۱. [کشتی، هواپیما] کابین ۲. کلبه ( چوبی ) ؛ ( در راه آهن ) اتاقکِ سوزنبان، سوزنبانی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

ورزش میل

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

( محاوره ) تاکسیران، راننده تاکسی؛ درشکه چی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

۱. کلم پیچ، کلم برگ؛ کلم قرمز ۲. ( در بریتانیا، محاوره، به طعنه ) آدم بی بو و خاصیت، آدم منفعل؛ ( آدمِ ) عقب مانده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. کاباره ۲. برنامه؛ بَزم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. دسیسه، توطئه؛ تبانی ۲. ( سیاست، مذهب و غیره ) دار و دسته، باند، فرقه، دسته ۳. دار و دسته تشکیل دادن، فرقه تشکیل دادن ۴. دسیسه کردن، توطئه چیدن؛ تب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. تاکسی ۲. درشکه ۳. [در اتوبوس و قطار] جایگاه راننده ۴. [در کامیون] اتاقِ جلو

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ظهر شدنِ تدریجی، پدید آمدنِ تدریجی؛ روشن شدنِ تدریجی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. دو هفته یک بار، پانزده روز یک بار، هر از پانزده روز ۲. دو هفتگی، پانزده روزه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

دو هفته، پانزده روز

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

طالع بینانه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

متکبرانه، نخوت آمیز

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

"بازار کرایست کیندلز" یا "بازار فرزندان مسیح" نوعی بازار کریسمس که سالانه در نورنبرگ آلمان برپا می شود. زمان برگزاری آن معمولاً در حین جشن ظهور مسیح ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

"دوستدار زبان" یا "شیفته ی زبان" این واژه برای کسی استفاده می شود که به "زبان" علاقه ی بسیاری دارد. گاه گمان می شود این اصطلاح فقط به کسانی اطلاق می ...

پیشنهاد
٢

"بین المللی گرایی لیبرال" یک دکترین سیاست خارجه که بر دو نکته تأکید دارد. اول آنکه سازمان های بین المللی باید توافق هایی چندجانبه ( multilateral ) ب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

"نازی زدایی کردن" پاکسازی ایدئولوژی نازیسم از حوزه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یک کشور. این ابتکاری بود که نخستین بار متفقین در جنگ جهانی برای از بی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

"نازی زدایی" به زبان آلمانی: Entnazifizierung این عبارت توصیف کننده ی ابتکار متفقین برای از بین بردن ایدئولوژی نازی از جامعه، فرهنگ، سیاست، اقتصاد و ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"فنلاندسازی" یا "فنلاندیزاسیون" به فرایندی گفته می شود که در آن کشوری قدرتمند، کشور کوچک تر همسایه ای را مجبور می سازد تا از سیاست خارجه ی پیشین خود ...

پیشنهاد
١

"گفت وگوی چهارجانبه ی امنیتی" گفت وگویی استراتژیک میان کشورهای ایالات متحده، ژاپن، استرالیا و هند که باعث حفظ و تداوم مذاکرات کشورهای عضو می شود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"وادی شهبانوان" ناحیه ای در مصر که همسران فراعنه در آن جا به خاک سپرده می شدند. به آن "تا - ست - نفرو" هم می گفتند که یعنی "جایگاه زیبایی".

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"ایزتنوفرت" به معنای "ایزیس زیبا" یکی از همسران سلطنتی رامسس کبیر، فرعون مصری، بود. او همچنین مادر "مرنپتاه" بود که وارث تاج و تخت رامسس می شود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"نفرتاری" ملکه ی مصر و نخستین همسر از همسران سلطنتی رامسس کبیر. او یکی از شناخته شده ترین ملکه های مصری است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"پر - رامسس" به معنای "خانه ی رامسس" پایتخت جدیدی که فرعون دودمان نوزدهم مصر، رامسس کبیر، در قنتیر شهری در نزدیکی اواریس تأسیس کرد.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"معبد رامسیوم" این معبد، معبدِ وداعِ رامسس کبیر است. در شهر مردگان تبای واقع در مصر عُلیا قرار گرفته است، در غرب رود نیل و آن سوی شهر امروزی الاقصر. ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

"دلتای نیل" ناحیه ای است در مصر که رود نیل در آن جا به دریای مدیترانه می ریزد. این ناحیه یکی از وسیع ترین دلتاهای جهان به شمار می رود؛ از اسکندریه د ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"رامسس دوم" یا "رامسس کبیر" رامسس یعنی "رَع او را زاییده است". این فرعون مصری از ۱۳۰۳ تا ۱۲۱۳ ق. م زیست. او سومین فرعون از دودمان نوزدهم مصر بود. از ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

"شبدر سیاه" یا "بلک کلوور" نام ژاپنی: ブラッククローバー نویسنده: یوکی تاباتا ژانر: ماجراجویی، فانتزی دسته: شونن ( سبکی از مانگا و انیمه که مخاطب آن معمولاً پ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

"دُواج کتاب مقدس" یا "لحاف کتاب مقدس" اثر هنری پارچه ای که توسط "هریت پاورز"، زنی آمریکایی - آفریقایی، خلق شده است و نشان دهنده ی صحنه ها و طرح هایی ...