تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

آرای موافق، موافقان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

( در اسکاتلند و شهرستان ها ) بله، آری؛ ( در جواب فرمان ) بله قربان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

( شهر ) ایرشایر واقع در اسکاتلند ( نوعی گاو ) گاوِ ایرشایر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

طب آیورودا نوعی طب باستانی و کهن هندی که برای درمان بیماری ها از غذا، گیاهان و تمرین های تنفسی استفاده می کند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

( گیاه ) آزاله؛ بوتهٔ آزاله

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

آبی رنگی، رنگِ آبی، رنگِ لاجوردی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

صفت: ۱. لاجوردی، نیاگون، نیلی، کبود اسم: ۲. آسمانِ آبی ۳. آبیِ آسمانی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

ساعت آخرالزمان، ساعت روز قیامت ساعت آخرالزمان نمادی است که هرساله نشان می دهد چقدر تا فجایع آخرالزمانی زمان مانده است. این ساعت در سال ۲۰۲۳ پیرو خطر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

روان شاد، شادروان، مرحوم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

تأسف آمیز، اسف بار، حاکی از پشیمانی، حاکی از تأسف

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

خلنگ زار، بوته زار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

مَغربی؛ عربِ مَغربی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

کمک حافظه، یادآورنده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. کنفِ مانیل ۲. سیگارِ برگِ مانیل ۳. ( با حرف کوچک ) کاغذِ پاکتی، کاغذِ بسته بندی، کاغذِ مانیل

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کاغذ پاکتی، کاغذ بسته بندی، کاغذ مانیل

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

قابلیت کنترل، کنترل پذیری؛ اداره پذیری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

مقدم بر همه چیز بودن، بیشترین اهمیت را داشتن

پیشنهاد
١

اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود.

پیشنهاد
٣

برای اولین و آخرین بار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

همان بارِ اول

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

در نظر اول، در بادی امر، با نگاه اول، با نظر اول، در همان نظر اول، در نخستین نگاه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در نظر اول، در بادی امر، با نگاه اول، با نظر اول، در همان نظر اول، در نخستین نگاه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( بیشتر به صورت جمع می آید ) اصولِ اولیه

پیشنهاد
١

در اولین فرصت، هر چه زودتر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

به عنوان صفت: اول، نخست، یکم؛ اولین، نخستین، یکمین، یِکُمی به عنوان قید: ۱. اول، نخست، پیش از همه ۲. ( برای ) اولین بار، نخستین بار به عنوان اسم: ۱ ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٠

( محاوره ) ۱. [شخص] کشتن، از پا درآوردن؛ دخل . . . را آوردن؛ مورد حمله قرار دادن، زدن؛ بیهوش کردن ۲. از بین بردن، نابود کردن، داغون کردن ۳. ( تلویزی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

۱. ( محاوره ) مسخره، مضحک؛ عجیب و غریب، خُل ۲. دلقک، لوده، آدمِ مضحک؛ آدم عجیب و غریب

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

زامبیایی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

۱. حساب کردنی، شمارپذیر، برآوردکردنی، قابل اندازه گیری، قابل محاسبه ۲. قابل اطمینان، باورکردنی، باورپذیر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. [سنگ آهک] پختن، آهک کردن ۲. ( شیمی ) تکلیس کردن؛ اکسیدن ۳. سوزاندن و خاکستر کردن ۴. [سنگ آهک] پخته شدن، آهک شدن ۵. ( شیمی ) تکلیس شدن؛ اکسیده شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. آهک پزی، آهک سازی ۲. ( شیمی ) تکلیس؛ تشویه ۳. احراق، سوزاندن و خاکستر کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. آهکی کردن ۲. آهکی شدن؛ تصلب پیدا کردن؛ سفت شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

آهکی شدگی، تصلب پیداکردگی، تصلب، سفت شدگی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

[واقعه، تصمیم] مصیبت بار، پربلا، فاجعه انگیز؛ [شخص] مصیبت زده، فلاکت زده؛ بدبخت، بیچاره

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

۱. ( شیمی ) کالامین، سنگ توتیا ۲. لوسیونِ کالامین

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

( گیاه ) کدوی قلیانی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

۱. کیک؛ شیرینی؛ کلوچه ۲. کتلت، شامی ۳. [صابون، یخ، شکلات و غیره] قالب ۴. با لایه ای از . . . پوشاندن ۵. سفت کردن، خشک کردن؛ [خون] لخته کردن، دلمه کرد ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

با زبان بازی . . . را راضی کردن، با چرب زبانی . . . را متقاعد کردن؛ زیر پای . . . نشستن؛ هندوانه زیر بغل . . . گذاشتن؛ گول زدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

تملق، چاپلوسی، مداهنه؛ زبان بازی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

( کاربرد قدیمی ) پست، زبون؛ بزدل، جبون

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. ( نظامی ) صندوق مهمات؛ ارابه مهمات ۲. ( معماری زیرآبی ) صندوقه هوا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

( به عنوان نشانه در راه و غیره ) سنگ چین؛ ( روی قبر ) سنگ نشانه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. زیرکی، موذی گری؛ کم حرفی، توداری، رازداری ۲. احتیاط کاری، احتیاط

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. زیرکی، موذی گری؛ کم حرفی، توداری، رازداری ۲. احتیاط کاری، احتیاط

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

( محاوره ) ۱. تودار، آب زیر کاه؛ کم حرف؛ مرموز، موذی ۲. محتاط، محافظه کار؛ دست به عصا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

جبّه، قبا، قفتان؛ پیراهن ( زنانه ) ، کفتان، پیراهن عربی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

( ادبیات، در میانِ مصراع ) سکته ملیح، درنگ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

۱. چهارچوب، کادر، استخوان بندی ۲. ( حقوق ) ( افسران ) کادر ۳. کادر رهبری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

طفیلی، انگل، گدا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

گدایی کردن؛ تلکه کردن