cache

/ˈkæʃ//kæʃ/

معنی: نهانگاه، مخزن، ذخیره گاه، چیز ذخیره، چیز نهان شده، پنهان کردن
معانی دیگر: (جایی که شکارچیان و غیره در آنجا خوراک و ملزومات خود را پنهان می کنند) نهانگاه، نهفتگاه، آبشتگاه، پسله، چیز پنهان شده، جای امن و امان (برای پنهان شدن یا پنهان کردن)، پنهانگاه، خلوتگاه، در نهفتگاه ذخیره کردن، در آبشتگاه نهفتن، آبشتن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a hiding place for treasures or supplies, esp. in the ground.
مشابه: crypt, hole, repository

- The dogs easily found the cache where the explosives were hidden.
[ترجمه فرشته غرا] سگها براحتی مخزن مواد منفجره را کشف کردند
|
[ترجمه امین] سگ ها مخفیگاهی را که مواد منفجره پنهان شده بود، به راحتی پیدا کردند.
|
[ترجمه 👩🏻‍⚕️] سگ ها مخزنی را که در آن مواد منفجره پنهان شده بود به راحتی پیدا کردند
|
[ترجمه گوگل] سگ ها به راحتی انباری را که مواد منفجره در آن پنهان شده بود، پیدا کردند
[ترجمه ترگمان] سگ ها به راحتی مخفیگاه را پیدا کردند که مواد منفجره در آن مخفی شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: something stored or hidden.
مترادف: stash, treasure
مشابه: cash, hoard, loot, nest egg, secret

- A cache of rifles and other arms was found near the rebels' camp.
[ترجمه Ali] در نزدیکی اردوگاه شورشیان انباری از تسلیحات پیدا شد
|
[ترجمه Ali] در نزدیکی اردوگاه شورشیان انباری از تسلیحات یافت شد
|
[ترجمه گوگل] یک انبار تفنگ و سلاح های دیگر در نزدیکی اردوگاه شورشیان پیدا شد
[ترجمه ترگمان] یک انبار اسلحه و سلاح های دیگر در نزدیکی اردوگاه شورشیان پیدا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: caches, caching, cached
• : تعریف: to keep, place, or conceal in a cache.
مترادف: conceal, hide, keep, save, secrete, squirrel away, stash, store
مشابه: accumulate, acquire, assemble, bury, collect, cover, garner, gather, hoard

- The stolen paintings were cached in a concealed vault.
[ترجمه گوگل] نقاشی های دزدیده شده در یک طاق مخفی نگهداری می شدند
[ترجمه ترگمان] نقاشی های دزدیده شده تو یه گاوصندوق مخفی بوده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. an arms cache
سلاح نهفته

2. a ruined cabin containing a cache of food and water
کلبه ای مخروبه حاوی آبشتگهی از خوراک و آب

3. the police discovered the terrorists' cache of weapons and amunitions
پلیس مخفیگاه اسلحه و مهمات تروریست ها را کشف کرد.

4. A huge arms cache was discovered by police.
[ترجمه گوگل]یک انبار بزرگ اسلحه توسط پلیس کشف شد
[ترجمه ترگمان]یک انبار بزرگ اسلحه توسط پلیس کشف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Police discovered a cache of weapons in the room.
[ترجمه زاکانا] پلیس یک انبار اسلحه در داخل اتاق کشف کرد
|
[ترجمه گوگل]پلیس یک انبار اسلحه در اتاق کشف کرد
[ترجمه ترگمان]پلیس یک انبار اسلحه در این اتاق کشف کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In your Web browser's cache are the most recent Web files that you have downloaded.
[ترجمه گوگل]در حافظه پنهان مرورگر وب شما، جدیدترین فایل های وب که دانلود کرده اید وجود دارد
[ترجمه ترگمان]در حافظه مرورگر وب شما جدیدترین فایل های وب هستند که شما دانلود کرده اید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. An arms cache was discovered in South Wales.
[ترجمه گوگل]یک انبار اسلحه در ولز جنوبی کشف شد
[ترجمه ترگمان]یک انبار اسلحه در جنوب ولز کشف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. And in there is the Robemaker's cache of enchantments . . . The stockroom of spells . . . The necromancer's treasure-house.
[ترجمه گوگل]و در آنجا مخفیگاه افسون های Robemaker وجود دارد انبار طلسم ها گنج خانه نکرومانسر
[ترجمه ترگمان]و این هم یک انبار پر از سحر و جادو و جادوی spells … خانه گنج s است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This is by far the largest cache of Roman coins to be uncovered in Britain since the eighteenth century.
[ترجمه گوگل]این بزرگترین ذخیره سکه های رومی است که از قرن هجدهم در بریتانیا کشف شده است
[ترجمه ترگمان]این بزرگ ترین انبار سکه های رومی است که از قرن هجدهم در بریتانیا کشف شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In figure 5 the cache type is Package Name.
[ترجمه گوگل]در شکل 5 نوع حافظه پنهان Package Name است
[ترجمه ترگمان]در شکل ۵، نوع حافظه نهان نام بسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In 1884 a large cache of his letters dating from 1643 to 1648 was discovered, and some have been printed.
[ترجمه گوگل]در سال 1884 انبار بزرگی از نامه‌های او که مربوط به سال‌های 1643 تا 1648 بود، کشف شد و برخی نیز چاپ شده‌اند
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۸۸۴ یک انبار بزرگ از حروف مربوط به سال ۱۶۴۳ تا ۱۶۴۸ میلادی کشف شد و برخی از آن ها به چاپ رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He put his cache of towels and clean plastic bags on the floor of the porch.
[ترجمه گوگل]حوله ها و کیسه های پلاستیکی تمیزش را کف ایوان گذاشت
[ترجمه ترگمان]او cache حوله و کیسه های پلاستیکی تمیز را روی کف ایوان گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. How the heck do I empty my cache from my Web browser?
[ترجمه گوگل]چگونه کش خود را از مرورگر وب خالی کنم؟
[ترجمه ترگمان]چطور من حافظه نهان خود را از مرورگر وب خود خالی می کنم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. But high-speed cache memory is expensive.
[ترجمه گوگل]اما حافظه کش با سرعت بالا گران است
[ترجمه ترگمان]اما حافظه نهان با سرعت بالا گران قیمت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Police have found a cache of automatic weapons in a house in the city centre.
[ترجمه گوگل]پلیس یک انبار سلاح خودکار را در خانه ای در مرکز شهر پیدا کرده است
[ترجمه ترگمان]پلیس یک انبار اسلحه خودکار در یک خانه در مرکز شهر پیدا کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نهانگاه (اسم)
background, cache, hideaway

مخزن (اسم)
store, reservoir, storeroom, storehouse, repository, pool, cache, warehouse, depot, tank, storage, repertory, fount, magazine, watering place, depository, fountain, stank, wareroom

ذخیره گاه (اسم)
cache

چیز ذخیره (اسم)
cache

چیز نهان شده (اسم)
cache

پنهان کردن (فعل)
cloak, hide, shadow, cover, mask, conceal, closet, cache, wrap, disguise, dissemble, secrete, dissimulate

تخصصی

[کامپیوتر] حافظه پنهانی . - حافظه نقد - محلی که می توان داده را ذخیره کرد تا از دستگاه کند تری مانند دیسک خوانده نشود . مثلا" حافظه نقد یک دیسک . نسخه هایی از قطاع های چند بار استفاده شده دیسک را در رام ذخیره می کند تا بدون دسترسی به دیسک خوانده شوند ریزپردازنده 80486 یک حافظه نقد داخلی برای دستورالعمل های برنامه دارد که باید به رام آورده شوند . گاهی یک حافظه نقد خارجی نیز اضافه می شود . این حافظه شامل نوعی تراشه های رام است که از تراشه های حافظه اصلی کامپیوتر هم سریعترند.

انگلیسی به انگلیسی

• hoard, stash; storage area containing data that the computer will need soon (computers); hiding place
conceal; hide away
a cache is a quantity of things that have been hidden.

پیشنهاد کاربران

۱. ( برای اسلحه، آذوقه ) مخفیگاه، نهانگاه؛
( در مخفیگاه ) آذوقه؛ اسلحه
کاژه ( کازه، کاشه ) : نام دخترانه -
واژه کُردی و فارسی میانه ساسانی ( پارسیگ، پارسیک )
واژه انگلیسی Cache برگرفته شده از فارسی است!
همچنین واژه کازینو ( جای خوشی و سرگرمی ) هم، از این واژه گرته برداری ( تقلید ) کرده است!
کاژه: خانه، کاشانه، کومه، سرا، اندرونی، آلونک، کلبه، سایه بان ( سایِبان ) ، آلاچیق، خانگاه، صومعه -
پناهگاه، نهانگاه، مخفی گاه، آبشتگاه و. . .
خانه ای که شالیزران و پالیزبانان ( باغبانان ) در کنار کشتزار ( مزرعه ) می سازند تا به وقت خستگی پناهگاه آنان باشد!
همچنین خانه هایی بودند که نیک مردان در بیابان ( صحرا ) ، کوهستان و جاهایی که رفت و آمد دشوار بود می ساختند
در کاژه ها: خوراکی، آب و چیزهایی می گذاشتند تا رهسپاران ( مسافران ) بتوانند از آنجا جان سالم به در ببرند!
این واژه کم کم به یک زبانزد میان مردمان رواج پیدا کرد؛چون، خانه ای که در جای سخت پیدا شود جایگاه آسایش و آرامش است و نجات دهنده ماست
سپس این واژه را برای کسی که مایه ی دلگرمی و آرامش است و ما را از روزمرّگی ها نجات می دهد و حسِ خوب زندگی را به ما می بخشد بکار می بردند یا کسی که با او دلمان خوش است و حسِ خوبی از آن می گیریم!
کردها به این نیک مردان " خون شیرین یا کاژه" هم می گویند، یعنی کسی که گیرایی دارد!
معنی:حسِ خوب، حالِ خوش، دلخوشی، انگیزه دلپسند، بهانه دلنشین، هنگام و زمان دلپذیر، دورانِ دلخواه ( آرمانی ) -
دلگرم، امیدوار، خوش بین ( مثبت اندیش ) ، نیک نظر -
دل گُنده و دریا دل، همدل، دوست، مهربون، مِهروَرز،
بخشنده، بزرگوار، جوانمرد، رادمرد، دست و دل باز! -
دوستدار، هواه خواه، هوادار، طرفدار، پشت و پناه، تکیه گاه، پشتیبان ( پشتیوان ) ، حامی -
برگزیده، گیرا، مهره مار، فرهمند، جذاب، دلنشین، کاریزما دار!
cache ( علوم نظامی )
واژه مصوب: نهانگاه
تعریف: محل ذخیرۀ اقلامی مانند مواد خوراکی و دارویی و همچنین تجهیزات ارتباطی برای پشتیبانی از نیروهای منفرد که به صورت بسته بندی و در مکان های مجزا پنهان یا دفن می شود تا در برابر انفجار یا آب گرفتگی یا آتش سوزی، آسیب های احتمالی به حداقل برسد
مخزن,
غنائم مخفی ( در ادبیات داستانی )
مخزن، گنجینه، صندوق
a small high - speed memory that improves computer performance
A cache or cache memory is an area of computer memory that is used for temporary storage of data and can be accessed more quickly than the main memory
حافظه سریع ( مربوط به مفاهیم کامپیوتر )
( حافظه ) نهان
حافظه پنهان
ذخیره گاه، منبع، مخزن غذا
مخفی گاه
سرعت گاه: در رایانش به حافظه ای گفته می شود برای ذخیره اقلام پُرمراجعه جهت افزایش سرعت بازیابی در مراجعه بعدی.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)

بپرس