پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٠٠٥)

بازدید
٨,١٣٢
تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بخت، بختگاه

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

هرگز خوش ندارم درینجا از واژه ی دشمن بهره ببرم واژه ی سنگین با بار منفی ویرانگری ست که شاید خودِ به کار بردنش دشمن تراشی کند. واژگان گیج و ویج و منگ ...

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

کژپندارانه، کژپندارگونه

تاریخ
١٦ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

وارونه سازی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیلمرغ= بوقلمون این پرنده از روی آویزه ی پوستی که روی نوکش است در پارسی دری افغانستان پیلمرغ نیز نامیده می شود.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بوقلمون بومی آمریکای شمالی و مکزیک است. کموبیش ۵۰۰ سال پیش از زایش مسیح، بومیان مکزیک و آمریکای جنوبی توانستند آن را رام و اهلی کنند . رفتن به اروپا ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

در جایگاه پیشوند می توان از تکواژهای [بد، کژ] بهره گرفت. مانند: Misbelieve کژباوری، کژباور شدن، Misapply= بدکاربری، بد بکاربردن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نادُرُستانه

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نادُرُستانه

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نادرستانه، از روی نادرستی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نادرستانه = از روی نادرستی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

- "نادرستانه" = از روی نادرستی ؛ - "آسانگیرانه" = با آسانگیری

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

روی سخن نمودن، روی سخن کردن، روی سخن ساختن، سخنگیر نمودن، سخنگیر کردن، سخنگیر ساختن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

گیرنده، سخنگیر، پیامگیر

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

آبدهی کردن= مشروب کردن رودخانه های بسیاری این سرزمین را آبدهی می کنند.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

آبدهی کردن

پیشنهاد
٠

استخوان نخودی به استخوانی کوچک و گرد و کمابیش به اندازه ی نخود گفته می شود که کناره ی درونی مچ دست جای دارد و کار آن، اهرم کنندگی و افزودن توان ماهیچ ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

[بازیکن] نخودی= ناخودی؛ بازیکنی که در بازی های کودکانه، نه یکی از بازیکنان خودی است نه از بازیکنان همآورد ( رقیب ) است. واژه ی ناخودی کم کم به ریخت ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

دربست پیما، دربستپیما

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

درود به سرور ارجمند فرتاش و سپاس از نوشتارتان اینکه من کردی و لری و لکی را زبان نامیدم تنها با نگاه به شناسش و تعریفی که فرنگیان درین زمینه دارند نیس ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

ملون درپایه یک واژه ی یونانی به معنی سیب است. یونانیانی که در سده سوم پیش از زایش مسیح، در لشکرکشی اسکندر به ایران تاخته بودند خربزه ، این میوه ی ب ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

نورَوِش [روش نو]، نوشیوه [شیوه ی نو]، نورِوال [روال نو]، نوکار [کار نو]

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٢

نورَوِش [روش نو]، نوشیوه [شیوه ی نو]، نورِوال [روال نو]، نوکاری [کار نو]

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

آذینه، آذینک، زیورَفزار، پیرایه، آرایه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آذینه، آذینک، زیورابزار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آویزگان، آویزابزار، زین افزار، زینَفزار، پیرایه، آرایه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زینَفزار، زین افزار، زینه، زینی، زینیک، ساز جنگ، تیزی، تیزیک، تیزیکان، تیزیگان، جنگینه، رزمینه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دربردارنده، فراگیرنده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نشانه های کاهمانی یا کاستمانی؛ کاهمان، کاستمان= کاهیدگی، کاستگی، اختصار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوتاهنده، کوتاهگر، فِشُرَنده، فشرده ساز

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاهیدگی، کاستگی، کاستمان، فشرده سازی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فشرده کردن کاهیدن بریدن چکیده کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فشرده کردن، چکیده کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کاهیده، بریده، فشرده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوچکساز= کوچک کننده؛ پسوندهای کوچکساز در پارسی: [اَک] مانند پسرک، دخترک، بهارک، شاپرک و. . . [چه] مانند باغچه، سراچه، کوچه، درختچه، نِیچه و. . . ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

درود واژه ی روله که در زبانهای کردی و لری و لکی به چم فرزند کوچک و عزیز است کوتاه شده ی واژه ی رود همراه با پسوند کوچکساز اوله است. رودوله کم کم به ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"کوچکسازی" کوچکسازی= کاری که برروی یک واژه برای کوچک کردن آن انجام می شود که با پیوستن پسوند کوچکساز به واژه روی می دهد مانند کوچک سازیِ واژه های [پ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آبیاری، سیراب؛ آبیاری کردن، سیراب کردن= مشروب کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دروگر، سکارگر، [سکارگر: دستگاهی که سه کار درو، کوبش و جداسازی دانه ها را انجام می دهد]

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دروگر، سکارگر، [سکارگر: دستگاهی که سه کار درو، کوبش و جداسازی دانه ها را انجام می دهد]

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوچک کردن؛ کوچکسازی= کاری که برروی یک واژه برای کوچک کردن آن انجام می شود که با پیوستن پسوند کوچکساز به واژه روی می دهد مانند کوچک سازی واژه های پسر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوچکساز= کوچک کننده؛ پسوندهای کوچکساز در پارسی: [اَک] مانند پسرک، دخترک، بهارک، شاپرک و. . . [چه] مانند باغچه، سراچه، کوچه، درختچه و. . . [ژه] ما ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی "شنگول" ساخته شده از تکواژ "شنگ" همراه با پسوند کوچکساز [اول ul] است مانند پسوند اولul در واژه های خنگول، چنگول. ( این پسوند به ریخت [اوله] ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ردگ، رتگ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تراز، پله، جایگاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوختگاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوختگاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"دوختگاه" واژه ی بیگانه ی مزون اگر به چم کارگاه دوزندگی به کار رود به جای آن می توان از واژه ی دوختگاه بهره گرفت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"دوختگاه" واژه ی بیگانه ی مزون اگر به چم کارگاه دوزندگی به کار رود به جای آن می توان از واژه ی دوختگاه بهره گرفت.