پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٠٠٥)

بازدید
٨,١٢٢
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرز رهش، مرز رهایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رهش، رهایی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رهانش، رهایی رهیدگی، رستگی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رهیده، رسته

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رهانش، ترخیص شدن= رهانش یافتن، رهانده شدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رهاندن، رهانش، ناانگیزش، ناانگیختگی، نیاَنگیختگی، ناگرایاندن، ناگرویدگی، ناگِرَوِش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رهش، رهایی، رهیدن، رستن، رهاندن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رهش، وارَهِش؛ رها شدن از گیتی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وارستگی، رستگی؛ رستن و رهایی از گیتی و آنچه در آن است. وارسته، رسته= زاهد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وارسته، رسته؛ کسی که گیتی را برای رسیدن به دگرگاه ( آخرت ) رها کرده است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیری ناپذیرانه، سیری ناپذیروار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خب خدا را سپاس که دیوار حاشا همیشه بلند بوده و هست. جناب ۱۸ بزرگوار، خواهشانه دانسته های خودت را درباره ی معنی واژگان و فرواژگان ( اصطلاحهای ) پارسی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوردلی، نفهمی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کورمنشی، حق نابینی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوردلی، کورمنشی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوردل، نفهم، بداندیش، کژاندیش، بیخرد، نادان، کژخو

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارزیاب، بررسی کننده، پارنده، پارشگر،

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واکاونده، واکاوگر، پارنده، پارشگر، بررسی کننده، ارزیاب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واکاونده، ارزیاب، بررسی کننده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بازیسرا، بازیگاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد

کاربر ۱۸ گرامی، نخست اینکه ما برای اینجور گفتن یا نوشتن هیچ زوری نمی زنیم و دوم، هر کاری و گفته ای، دوستدار شایسته ی خود را می یابد، این نوشتارها برا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مردم کوچه بازار، کوچه بازاریها

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کژیابی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کژیابی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نادرستی یافتن، کژیابی کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آژخ برداری؛ آژَخ، آزخ= پولیپ، دانه ی گوشتی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آژَخسان؛ آژخ= پولیپ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آژَخناک = دارای دانه های گوشتی فراوان آژخ، آزخ= پولیپ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آژَخ، آزخ= دانه های گوشتی روی پوست یا اندام های درونی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آژَخ، آزخ= غده ی گوشتی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فراگیتی، نهانسرا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جهان مانا، آنجهان، دگرگاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پسینگاه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دگرگاه، دگرسرا، دیگرسرای، آنجهان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دگرگاه، دیگرسرای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دگرگاه، دگرسرا، دیگرسرای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"دگرگاه" از این واژه می توان به جای واژه ی تازی [آخرت= دیگرسرای، آنجهان] بهره گرفت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دربست، دربست کردن، دربست دادن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دربست هوایی، هوادربست

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کِفت= شانه، دوش، کتف : عرابی ، ذوالاکتاف کردش لقب/چو از مهره بگشاد کفت عرب فردوسی یکی کوه یابی مر او را بتن/بر و کفت و یالش بود ده رسن فردوسی سرانجام ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تک گوهری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باورمند، باورمند بودن= قائل بودن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رودررویی، رویارویی، روبرویی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گواژه از کسی که فقط سخن می گوید و به دنبال کار و عمل به گفته هایش نیست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دَرهم رفتن، همدرون شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دَرهم، درهم رونده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"رای"، بن کنونی از بُنواژه یِ ( مصدرِ ) [راستن و راییدن] به چم راست و درست کردن و نظم و سامان دادن است، اکنون در پارسی این بنواژه را با پیشوند گوناگو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

زِمِهر، مهربانانه، بخششانه، بخشش وار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سِتُر: بن کنونی از بنواژه ی ستردن. سِتُرد: بن گذشته ی ستردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

بِستُر= بِزُدا، بپیرای، بتراش؛ ستردن= زدودن، پیراستن، تراشیدن. سِتُر و سِتُرد، بن کنونی و بن گذشته ی بُنوواژه ی ستردن استند مانند سِپُر و سِپُرد که ...