پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٣٢)

بازدید
٩,٢١٢
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مادرزادانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به نام چاشنی بخش زبانها/حلاوت سنج معنی در بیانها بلند آن سر که او خواهد بلندش/نژند آن دل که او خواهد نژندش در نابسته ی احسان گشاده ست/به هرکس آنچه م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لَختی: ز دینار لختی فرستادمت به نامه درون، پندها دادمت. فردوسی بوزرجمهر گفت که برای خود گوارشی ساخته ام از شش چیز هرروز از آن لختی می خورم تا بدین ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همچید: افزاره های کنار هم چیده شده، "همچید" واژه ای پیشنهادی ست بجای ماشین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

همچید: افزاره های کنار هم چیده شده، همچید واژه ای پیشنهادی بجای ماشین.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همچید، هم چید؛ [افزاره های کنار هم چیده شده برای یک کار ویژه]

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همچید، هم چید؛ [قطعه های چیده شده کنار هم برای انجام یک کار ویژه]

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درگاشتن، بنواژه یا مصدر گذرا از بُنواژه ی درگشتن است که به شیوه ی ساخت امروزی، درگرداندن می شود که همان چم برگرداندن را دارد. [بنواژه ی گاشتن در سخن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درگاشتن، بنواژه یا مصدر گذرا از بُنواژه ی درگشتن است که به شیوه ی ساخت امروزی، درگرداندن می شود که همان چم برگرداندن را دارد. [بنواژه ی گاشتن در سخن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توتابی، توت آبی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خنگ، خنگول، مَنگ

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در اسپهان به دانه های جدا شده ی انگور از خوشه، تورک یا تورکه می گویند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چمهای دیگر: در شُرُفِ. . . = بر لبه ی. . . ، پیرامونِ. . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در شُرُفِ. . . = در آستانه ی. . . ، نزدیک به. . . ، بر لبه ی. . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیجانان= بیجان ها، چیزهای بیجان. واژه ی پیشنهادی "بیجانان" بجای واژه ی تازی [جمادات]

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جمادات= بیجانان، جماد= بیجان، واژه ی بیجانان، پادواژه ی جانداران است. 《زبان پارسی نیازی به واژگان بیگانه ازجمله تازی ندارد》

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راهنمای آموزشی، راهنمای رشته گزینی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در نوشتار پیشین، واژه " گُزیر" به جای واژه ی تازی خیار پیشنهاد شده است.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد

گُزیر پذیرش

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد

" گُزیر پسدهی بها" واژه ی کهن گزیر به چم[چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد

گُزیر وامخواه مرده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد

گُزیر مرده ریگ

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گُزیر بهم زنی، واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گُزیر بررسی" "گزیر بِهنمایی" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، واژه ی گُزیر به چم [چاره، اختیار] را می توان بجای واژه ی تازی خیار بکارگیری کرد. گزیر بررسی= ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مردم خدیو

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

می توان از واژه ی جُفتار بجای واژه ی تازی ازدواج بهره جست. جفتار= جفت شدن، زوج شدن، ازدواج

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بررسی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر بررسی" "گزیر بِهنمایی" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] را می توان بجای واژه ی تازی خیار بکارگیری کرد. گزیر بررس ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر کاستی" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، می توان واژه ی کهن و پارسی گزیر را بجای واژه ی تازی خیار بکار گرفت. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره، ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر بخشمان" در دانش داتیک ( حقوق ) ، می توان از واژه ی کهن و پارسی گزیر به چم [چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار بهره گیری کرد. ناگزیر= ناچار ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بخشمان" بخشمان= بخش بخش کردن، تبعض گُزیر بخشمان= خیار تبعض صفقه؛ واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار.

پیشنهاد

" گُزیر بِهنمایی" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، می توان واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] را بجای خیار بکار گرفت. بِهنمایی= بهتر نمایاندن چیزی از آنچه در ...

پیشنهاد

گُزیر پیمان گذاری

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر انباز" در فرهنگ داتیک ( حقوق ) ، می توان از واژه ی کهن و پارسی گزیر بجای واژه ی تازی خیار بهره برد. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره، ا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گُزیر دیرکرد بها

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر پیمانی" در دانش داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی پارسی گزیر به چم [چاره، اختیار] بجای واژه ی تازی خیار بهره بریم. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر پیمان گذاری" از واژه ی کهن گزیر به چم [چاره، اختیار]، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره، اختیار خیار و ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گُزیر دیرکرد بها

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر دیرکرد" در داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی کهن گزیر به چم [چاره، اختیار]، بجای واژه ی تازی خیار بهره گیریم. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره ...

پیشنهاد
٠

" گُزیر ناتوانی در واگذاری" می توان واژه ی گزیر به چم [چاره، اختیار] را بجای واژه ی تازی خیار بکار گرفت.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر بِهنمایی" از واژه ی کهن گزیر به چم [چاره، اختیار]، می توان بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت. ناگزیر= ناچار، بی اختیار گزیر= چاره، اختیار - ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بِهنمایی، بِه نمایی؛ بهتر نمایاندن و خوبتر نشان دادن یک چیز با اینکه آن خوبی را ندارد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر ورشکستگی" می توان واژه ی گزیر ( =چاره، اختیار ) را بجای واژه ی تازی خیار بکار گرفت. ناگزیر=ناچار، بی اختیار گزیر=چاره، اختیار این واژه ی ک ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گزیر فریب آشکار

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" گُزیر فریب" پیشنهاد واژه ی گُزیر بجای خیار: می توان در رشته ی داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی گزیر به چم ( معنی ) "چاره، اختیار"، بجای واژه ی تازی خیار ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد

" گُزیر انجمن" می توان در رشته ی داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی گُزیر به چم [چاره، اختیار]، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت. ناگزیر= ناچار خیار مجلسی= ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد واژه ی گُزیر بجای خیار: می توان در رشته ی داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی گزیر به چم ( معنی ) "چاره، اختیار"، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت و ای ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد واژه ی گُریز بجای خیار: می توان در رشته ی داتیک ( حقوق ) ، از واژه ی گزیر به چم ( معنی ) "چاره، اختیار"، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت و ای ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گُزیر جانور؛ [می توان از واژه ی گزیر به چم ( معنی ) "چاره، اختیار"، بجای واژه ی تازی خیار بهره گرفت] خریدار تا سه روز پس از خرید جانور، گزیر برای به ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جداگانه= منفصله، جداگانگی= انفصال