درگاشتن، بنواژه یا مصدر گذرا از بُنواژه ی درگشتن است که به شیوه ی ساخت امروزی، درگرداندن می شود که همان چم برگرداندن را دارد. [بنواژه ی گاشتن در سخن کهن، گاهی نیز به چم گشتن بکار رفته است]
درگاشتن= درگرداندن، برگرداندن.
... [مشاهده متن کامل]
درگشتن= گشتن، چرخیدن، درغلتیدن
درگاشت، همان بنواژه ی کوتاه شده ی درگاشتن است مانند رفت و آمد که کوتاه شده ی بنواژه های رفتن و آمدن است بنابراین می توانیم درگاشت را برابر با به دور خود گشتن یا پویش رفت و برگشتی بکار بریم.
.
از واژه ی درگاشت برای نشان دادنِ اندریافت یا مفهومِ آشفتگی و نابسامانیِ یک دستگاه که همان اندازه ی جابجایی های درهم و نابسامان اتمها و مولکولهاست بهره گیری شده است.
درگاشتن= درگرداندن، برگرداندن.
... [مشاهده متن کامل]
درگشتن= گشتن، چرخیدن، درغلتیدن
درگاشت، همان بنواژه ی کوتاه شده ی درگاشتن است مانند رفت و آمد که کوتاه شده ی بنواژه های رفتن و آمدن است بنابراین می توانیم درگاشت را برابر با به دور خود گشتن یا پویش رفت و برگشتی بکار بریم.
.
از واژه ی درگاشت برای نشان دادنِ اندریافت یا مفهومِ آشفتگی و نابسامانیِ یک دستگاه که همان اندازه ی جابجایی های درهم و نابسامان اتمها و مولکولهاست بهره گیری شده است.
حذف کردن یا حذف شده
آشفتگی، پریشانی، پراکندگی
آنتروپی