پیشنهادهای عاطفه موسوی (٤,٤٥٢)
١٢,٦٦٠
٥ سال پیش
-٣
knowledgeable
٥ سال پیش
١
Thread
٥ سال پیش
٠
In readiness در دسترس
٥ سال پیش
١
Squabble
٥ سال پیش
-١
افاده ای
٥ سال پیش
-١
Call one's bluff
٥ سال پیش
-٢
Winch
٥ سال پیش
-٢
Sparse Wispy
٥ سال پیش
١
Thin
٥ سال پیش
٤
پژمرده شدن . تحلیل رفتن
٥ سال پیش
-١
Condole
٥ سال پیش
١
Shake off
٥ سال پیش
٤
از سر باز کردن
٥ سال پیش
-٢
Prevaricate Equivocate
٥ سال پیش
٦
ایجاد کردن . باعث شدن
٥ سال پیش
٠
Consort
٥ سال پیش
٦
بی محلی کردن بی محلی
٥ سال پیش
-١
دیوانه
٥ سال پیش
-٢
Beforehand
٥ سال پیش
٤
لطف کردن به نفع کسی بودن
٥ سال پیش
٠
فعالیت انتخاباتی
٥ سال پیش
-١
Populace
٥ سال پیش
٣
خلنگ خلنگ زار
٥ سال پیش
-٢
پل های پشت سر را خراب کردن
٥ سال پیش
١٠
دردسر درست کردن
٥ سال پیش
١
در واقع
٥ سال پیش
٣
زشت و ناخوشایند
٥ سال پیش
١
نگرانی و اهمیت دادن
٥ سال پیش
٠
Sth is running short
٥ سال پیش
١
آبرو برنده . بی آبرو
٥ سال پیش
٧
بدنام کردن. بی آبرو کردن
٥ سال پیش
-١
Run on the spot
٥ سال پیش
٩
انبوه دود که به بالا میره
٥ سال پیش
٠
محکوم
٥ سال پیش
٠
bequeath
٥ سال پیش
-١
Sanctified
٥ سال پیش
٣
Foibleنقطه ضعف Forte نقطه ی قوت
٥ سال پیش
١
نگرانی و ناراحتی و شوک
٥ سال پیش
١
ناخوشایند Nasty
٥ سال پیش
٣
دفع. رد کردن
٥ سال پیش
٠
Jade green
٥ سال پیش
١
بی همتا
٥ سال پیش
٠
متغیرالرنگ
٥ سال پیش
٠
Grate
٥ سال پیش
٠
قرص نفتالین
٥ سال پیش
٦
گند زدن معنای تحت اللفظی : بستن پیچ
٥ سال پیش
-٣
تهذیب نفس
٥ سال پیش
-١
مرمر سیاه
٥ سال پیش
١
Fiddle
٥ سال پیش
١
ویران شده