تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

diner::::: به معنی کسی که غذا می خوره ::::مشتری رستوران . . I am a regular diner in your restaurant من مشتری دائم ( ثابت ) رستوران شما هستم

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

What kind of accommodation would you prepare for the participants, if at all?. . ll امکانش هست، چه نوع محل اقامتی برای شرکت کنندگان آماده می کنید؟

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

I am hoping that you would reply to my queries . . امیدوارم که به سوالات من پاسخ دهید

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

I am hoping that you would reply to my queries . . امیدوارم که به سوالات من پاسخ دهید

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

کسی که زود می رسه قبل از بقیه به کاری رو انجام می ده . . there is an early bird discount provided that booking is done well in advance تخفیف ویژه ب ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

early bird آدم سحر خیز . . . یا کسی که زود می رسه و قبل از دیگران کاری انجام می ده . . person who gets up early, or who does something before othe ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

If you go on disturbing me, I will never been be able to finish this report . . اگر به مزاحمت ادامه بدهی، هرگز نمی توانم این گزارش را تمام کنم

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

::::صفت :::: touching the emotions; moving :::::مثال::::: a highly affecting account of her experiences in priso

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

of a problem or illness:::: cause pain or suffering to; affect or trouble afflicting :::صفت::: ::::::::: مترادف :::::::: painful دردناک, ناراحت کنن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Due to constant interruptions, the meeting finished late . . به دلیل وقفه های مداوم، جلسه با تأخیر پایان یافت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

This area of town is notorious for gang activity . . این منطقه ی شهر بدلیل فعالیت باند های تبهکاری بد نام است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

an attitude of mind especially one that favors one alternative over others نگرش ذهنی ، به ویژه نگرشی که یک گزینه رو به بقیه ترجیح می ده . . “a tend ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

famous, typically for some bad quality or deed مشهور، معمولاً به خاطر برخی ویژگی های بد یا اعمال ناپسند . . With a bad name

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

concerning. . . . . به معنی� درباره � و یک معنی دیگش � نگران کننده� هست . اما معنی درباره بر ای مواقع رسمی و مکاتبات کاربرد داره و به یک موضوع خاص و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

about . . . . به معنی �درباره � یا به معنی � در مورد� و یا معانی دیگری مثل � نزدیک ، تفریبا ، اطراف ، درحدود � می باشد که در جملات و مکالمات عامیانه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

regarding . . . . به معنی� در مورد � یا به معنی � از نظر � می باشد و برای مکاتبات یا جملات رسمی استفاده میشه . his statements regarding the country' ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

a knock at the door صدای کوبیدن در . . he heard a knock at the door صدای در را شنید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

معامله تجاری . . He knew how to Maximize Monetary gains in every business deal he made . . او میدانست که چطور باید سودهای پولی در هر معامله تجا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

serene beauty of the greek island . . زیبایی آرامش بخش جزیره یونانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

his tattered suggested a life full of adventures . . لباس ژنده اش، زندگی پرماجرایی را نوید می داد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

sipped گذشته sip به معنای مزه مزه کردن . . she sipped her cappuccino . . کاپوچینویش را جرعه جرعه نوشید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

known for her bright smile and adventurous spirit . . به خاطر لبخند درخشان و روحیه ماجراجویانه اش شناخته می شود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

steaming cup of coffee فنجان قهوه بخار کرده . . . . . از داغی زیاد . . در واقع می شه یه فنجان قهوه داغ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شیرینی ها = Pastries شکل جمع. . . . . pastry . . . . به معنی شیرینی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

violet . . . . رنگ بنفش violate. . . . . تخطی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

violet . . . . رنگ بنفش violate. . . . . تخطی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

Cash. . . . . پول نقد Cache. . . . مخفی گاه . . مثال برای cash she was always short of cash او همیشه پول نقد کم داشت . . مثال برای cache The pira ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

it is important to irrigate fields of crops . . آبیاری زمین محصولات خیلی مهم است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

fields of crops . . زمینهای محصولات

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

املا صحیح conclusion است نتیجه پایان فرجام

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

My father owns an advertising enterprise . . پدر من صاحب یک شرکت تبلیغات است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

سر خور ن . . . منحرف شدن When the car slid off of the road, it fell into the ditch زمانیکه اتومبیل از جاده منحرف شد، به داخل گودال سقوط کرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

if dedicate oneself and put a lot of time and effort into it. you are succeed . . اگر خودت را وقف کنی و زمان و تلاش زیادی صرف آن کنی، موفق خواهی شد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

It wove faster and straighter than anyone could Weave by hand . . سریع تر و مستقیم تر از هر فردی با دست می توانست ببافد . . مستقیم تر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

If something is radical, it is very new or different . . اگر چیزی رادیکال است، یعنی خیلی جدید یا متفاوت است . . The president is planning to make ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

people admire or respect them . . مردم آنها را تحسین می کنند یا به آنها احترام می گذارند . . تحسین کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Contempt is the feeling of having no respect for something . . تحقیر، احساسی است که در آن فرد برای چیزی احترامی قائل نیست . . The judge had conte ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

An enterprise is a company or business . . My father owns an advertising enterprise . . پدر من صاحب یک شرکت تبلیغاتی است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

To irrigate means to supply water to land so that crops can grow . . آبیاری به معنای رساندن آب به زمین است تا محصولات بتوانند رشد کنند . . In dry ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

The sponge was saturated with soapy water . . . اسفنج با آب صابونی خیس شده بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

To saturate something means to completely soak it with a liquid . . . اشباع کردن چیزی به معنای خیساندن کامل آن با یک مایع است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

The doctor sent her off with a Prescription for some pain medicine دکتر با تجویز مسکن او را مرخص کرد . . pain medicine. . . . . به معنی مسکن با دار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترخیص کردن . . the doctor sent her off with a prescription for some pain medicine . . دکتر او را با تجویز مقداری مسکن مرخص کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

It attacked people’s lungs, causing them to need a Respirator to breathe به شش های مردم حمله میکرد، باعث می شد که آن ها محتاج به یک دستگاه تنفس میش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

relies . . . . تکیه می کند relies on . . . . متکی است به relies heavily. . . . . به شدت متکی است relied. . . . . تکیه داد relied on . . . . تکیه کرد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

war broke out in a nearby country جنگ در یک کشور نزدیک رخ داد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I was trying out a new Medication to treat these people . . من سعی می کردم از یک داروی جدید برای درمان این مردم استفاده کنم . . سعی کردن . تلاش ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

to rule over them بر آنها حکومت کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Free speech had been oppressed in his country . . آزادی بیان در کشور او سرکوب شده بود.