پیشنهاد‌های دکتر محمدرضا ایوبی صانع (٢,٤٢٩)

بازدید
١٠,٨٤٦
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

heap

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

herd

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

fold

پیشنهاد
٠

دفاتر اسناد رسمی و ثبت احوال

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

to mix in a mass confusedly : jumble ( Merriam Webster )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

حفظ، پاسداشت، بزرگداشت و مانند آن به این جمله در The Hammer دقت کنید: The people have not been crowding in from the country, and journeying from thei ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بلکه به این جمله از The Hammer توجه کنید: The people have not been crowding in from the country, and journeying from their far - off places of sojour ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

to move as a group into a small space ( ibid ) for example:The people have not been crowding in from the country

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

اسکان موقت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

a temporary stay ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

fold

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

herd

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

برنامه کاری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

blueprint

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

طرح داستان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

فراتر از

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

used as a function word to indicate direction or movement from within to the outside of ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٥

marked by desire to investigate and learn ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٩

desire

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١١

مصمم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٧

مشتاق

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

مایل

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

الاسکندر، همان "اسکندر" که به عنوان اسم برای پسران یعنی جنس مذکر به کار می رود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

to be under obligation to pay or repay in return for something received : be indebted in the sum of ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

great in deed or exalted in place —used only of former famous rulers ( Merriam Webster )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

make sure smb

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

to ask somebody for something especially in an anxious way because you want or need it very much ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

( oxford ) ( old use ) a word that people used when they addressed a king ( oxford ) امروزه این اصطلاح به صورت your majesty به معنی اعلی حضرت! عالیج ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

شانه بالا انداختن به معنای : به من چه؟و مانند آن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

to search for somebody until you catch or find them, especially in order to punish or harm them با توجه به تعریف آکسفورد به نظرم پیگرد البته الزاماً ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

ارزش، اعتبار، امتیاز به این جمله توجه کنید: a name with big money attached to it, جسارتاً در پاسخ به دوستان عزیزی که معنی آن را منحصر به پول و ثروت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنیه کنیه نامی است که برای بزرگداشت مقام شخص مخاطب استفاده می شود. در عربی به صورت ابن فلان، ابوفلان و. . . و در انگلیسی به صورت القاب و عناوین دیگر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

to give somebody information about something, especially something that was previously secret باتوجه به تعریف آکسفورد می شود گفت:فاش کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨

a shop or an organization that sells goods made by a particular company or of a particular type با توجه به تعریفی که از آکسفورد ارائه شده، می شود گفت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

something that happens, especially something unusual or unpleasant ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

شاید بشود آن را به مانتو ربط داد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

( ibid ) not brave

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

​shy ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

nervous; ibid

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

shy

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

embarrass

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

vex

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

irritate

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

annoy

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

if an engine, a lamp or a fire sputters, it makes a series of short explosive sounds ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

​embarrassed and ashamed because of something that you have done ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

​to make somebody suddenly feel afraid ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

an act of putting your arms around somebody as a sign of love or friendship ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

to make somebody feel shy, uncomfortable or ashamed, especially in a social situation ( ibid )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

a person who rules a country, for example a king or a queen ( ibid )