تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. Cardio - ( from Greek *kardia* ) - Meaning: heart - Example: *cardiology*, *cardiac*, *cardiovascular* 2. - logy ( from Greek *logos* ) - M ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمونه کشورهای مطرود : کره شمالی - میانمار - روسیه ( بعلت حمله به اوکراین ) ، . . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "pariah" از زبان تامیلی ( Tamil ) – یکی از زبان های رایج جنوب هند – گرفته شده است. در زبان تامیلی، واژه ای به نام "paṛaiyar" وجود داشت: - "Paṛ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "pariah" از زبان تامیلی ( Tamil ) – یکی از زبان های رایج جنوب هند – گرفته شده است. در زبان تامیلی، واژه ای به نام "paṛaiyar" وجود داشت: - "Paṛ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه "pariah" از زبان تامیلی ( Tamil ) – یکی از زبان های رایج جنوب هند – گرفته شده است. در زبان تامیلی، واژه ای به نام "paṛaiyar" وجود داشت: - "Paṛ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. He rejected the offer outright, without even considering it. او پیشنهاد را بدون هیچ درنگی رد کرد. 2. The company was outright accused of fraud ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. He rejected the offer outright, without even considering it. او پیشنهاد را بدون هیچ درنگی رد کرد. 2. The company was outright accused of fraud ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. He rejected the offer outright, without even considering it. او پیشنهاد را بدون هیچ درنگی رد کرد. 2. The company was outright accused of fraud ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. He rejected the offer outright, without even considering it. او پیشنهاد را بدون هیچ درنگی رد کرد. 2. The company was outright accused of fraud ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقش این کلمه در جمله قید است 1. He rejected the offer outright, without even considering it. او پیشنهاد را بدون هیچ درنگی رد کرد. 2. The company ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح "drive the point home" ریشه ای در تاریخ زبان انگلیسی دارد که به دنیای نجاری و کار با چکش و میخ برمی گردد. در اینجا، واژه ی "drive" به معنای "ف ...

پیشنهاد
١

ریشه اصطلاح "drum something into someone's head" به طور مستقیم به استفاده از طبل ( drum ) برای تکرار و تاکید بر چیزی اشاره داره. در گذشته ها، از طبل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان املا صحیح commenable است commend, able : ستودنی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### ۱. معنی واقعی: shallow end = قسمت کم عمق استخر 🔹 فارسی: قسمت کم عمق – جای کم عمق – بخش ابتدایی استخر مثال: He stayed in the shallow end becau ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

over : نشان دهنده ی کامل شدن یا بررسی کامل یک موضوعه . talk it over : در باره موضوعی صحبت کردن و آن را کاملا بررسی کردن برای حل مشکلی یا رسیدن به تو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی devout به معنی �مؤمن، معتقد، دیندار، وفادار� هست و هم در معنای مذهبی و هم در معنای کلی تر ( وفاداری یا اعتقاد شدید به چیزی ) به کار می ره. # ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی devout به معنی �مؤمن، معتقد، دیندار، وفادار� هست و هم در معنای مذهبی و هم در معنای کلی تر ( وفاداری یا اعتقاد شدید به چیزی ) به کار می ره. # ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی devout به معنی �مؤمن، معتقد، دیندار، وفادار� هست و هم در معنای مذهبی و هم در معنای کلی تر ( وفاداری یا اعتقاد شدید به چیزی ) به کار می ره. # ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی devout به معنی �مؤمن، معتقد، دیندار، وفادار� هست و هم در معنای مذهبی و هم در معنای کلی تر ( وفاداری یا اعتقاد شدید به چیزی ) به کار می ره. # ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی devout به معنی �مؤمن، معتقد، دیندار، وفادار� هست و هم در معنای مذهبی و هم در معنای کلی تر ( وفاداری یا اعتقاد شدید به چیزی ) به کار می ره. # ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### 1. توی جای بزرگی تنها زندگی کردن یا بودن معنی فارسی: توی جایی بودن که برای تعداد کمی آدم زیادی بزرگه مثال: After the kids moved out, we were j ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### معنی فارسی: از کسی به شدت بیزار بودن، از ته دل از کسی متنفر بودن ### مثال: I can't stand John. I hate his guts. من اصلاً نمی تونم جان رو تحمل ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### معنی فارسی: از کسی به شدت بیزار بودن، از ته دل از کسی متنفر بودن ### مثال: I can't stand John. I hate his guts. من اصلاً نمی تونم جان رو تحمل ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### ✅ معنی "commandable" در فارسی: 🔹 قابل تحسین 🔹 شایسته احترام یا فرماندهی 🔹 قابل فرمان دادن / فرمان پذیر ( در بعضی کاربردها ) 🔹 قابل اعتماد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### ۱. rep = representative ( نماینده ) 🔹 نماینده: این معنی رایج ترین کاربرد "rep" در زمینه های تجاری، سیاسی یا فروش است. مثال: - He's a rep fo ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### ۱. reps = representatives نمایندگان 🔹 رایج ترین معنی، مخصوصاً در تجارت، سیاست، فروش، نمایشگاه ها، ورزش و غیره. مثال: - We met some reps fr ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

### معنی در فارسی: وابسته بودن به چیزی / به نتیجهٔ چیزی بستگی داشتن یعنی موفقیت، امید، یا نتیجهٔ چیزی، به یک عامل خاص بستگی داره. - - - ### مثا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### معنی در فارسی: وابسته بودن به چیزی / به نتیجهٔ چیزی بستگی داشتن یعنی موفقیت، امید، یا نتیجهٔ چیزی، به یک عامل خاص بستگی داره. - - - ### مثا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حتماً! عبارت "money on" معمولاً وقتی استفاده می شه که کسی روی چیزی شرط می بنده، یا روی چیزی/کسی سرمایه گذاری یا اعتماد می کنه. 1. I wouldn’t waste ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

�دیگه تموم شد�، �همین بود و بس�، �دیگه کاریش نمی شه کرد�، یا �قضیه بسته شد� ### چند معادل محاوره ای فارسی: - دیگه حرفشم نزن - تموم شد رفت - دیگ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"با اختلاف . . . باختن" یا "با . . . اختلاف شکست خوردن" مثال ها: 1. We lost by two goals. ما با اختلاف دو گل باختیم. 2. They lost by just one ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### ریشه شناسی ( Etymology ) : 1. oxys ( ὀξύς ) : به معنی "تیز" یا "شدید" ( در اصطلاحی مانند "sharp" یا "quick" ) 2. moros ( μωρός ) : به معنی "احم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

### ریشه شناسی ( Etymology ) : 1. oxys ( ὀξύς ) : به معنی "تیز" یا "شدید" ( در اصطلاحی مانند "sharp" یا "quick" ) 2. moros ( μωρός ) : به معنی "احم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### 🐆 معنی اصلی "cougar": - در اصل یک گربه سان درنده است به اسم پوما یا پلنگ کوهی، که در آمریکای شمالی زندگی می کند. - حیوانی قوی، تیز، شکارچی، و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

### 1. بر اساس تجربه شخصی / شنیده ها 📌 وقتی کسی می گوید *"anecdotally. . . "* منظورش این است که چیزی را بر اساس تجربه شخصی، یا گفته دیگران، بدون شو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فینال تلفظ : فینالی finale vibe : حس و حال بازی فینال - جو پایانی - حال و هوای پایانی بازی ، اجرا ، رابطه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

### داستان "تعرفه مرغ" ( Chicken Tax ) در اوایل دهه ۱۹۶۰، آمریکا شروع به صادرات گسترده مرغ به اروپا کرد. این موضوع باعث شد تولیدکنندگان مرغ در اروپ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرفتار عواقب کاری شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dumping : قیمت شکنی - پایین تر از نرخ بازار فروختن Anti - dumping refers to measures taken by a country or government to prevent the practice of du ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

### 1. خلاصه یا مرور سریع ( اسم ) وقتی rundown به معنای خلاصه یا مرور سریع استفاده می شه، این معنی از مفهوم "پایین آوردن یا کاهش دادن چیزها" میاد. ف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. آرام آرام کاهش یافتن یا خالی شدن ▪️Battery ran down → باتری خالی شد ▪️Inventory ran down → موجودی کم شد ۲. با ماشین کسی را زیر گرفتن ▪️He was ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱. آرام آرام کاهش یافتن یا خالی شدن ▪️Battery ran down → باتری خالی شد ▪️Inventory ran down → موجودی کم شد ۲. با ماشین کسی را زیر گرفتن ▪️He was ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱. آرام آرام کاهش یافتن یا خالی شدن ▪️Battery ran down → باتری خالی شد ▪️Inventory ran down → موجودی کم شد ۲. با ماشین کسی را زیر گرفتن ▪️He was ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. آرام آرام کاهش یافتن یا خالی شدن ▪️Battery ran down → باتری خالی شد ▪️Inventory ran down → موجودی کم شد ۲. با ماشین کسی را زیر گرفتن ▪️He was ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. آرام آرام کاهش یافتن یا خالی شدن ▪️Battery ran down → باتری خالی شد ▪️Inventory ran down → موجودی کم شد ۲. با ماشین کسی را زیر گرفتن ▪️He was ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. آرام آرام کاهش یافتن یا خالی شدن ▪️Battery ran down → باتری خالی شد ▪️Inventory ran down → موجودی کم شد ۲. با ماشین کسی را زیر گرفتن ▪️He was ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استعاره از : - سرسخت، مصر، و مقاوم است - ول کن نیست، یعنی تا وقتی به هدفش نرسه دست بردار نیست - گاهی هم خشن و جدی هست این استفاده استعاری به رفت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

اسم مستعار، لقب، نام هنری یا نامی که کسی برای خودش انتخاب می کنه، معمولاً غیررسمی. - - - مترادف های moniker: - nickname = لقب - alias = اسم م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم مستعار، لقب، نام هنری یا نامی که کسی برای خودش انتخاب می کنه، معمولاً غیررسمی. - - - مترادف های moniker: - nickname = لقب - alias = اسم م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم مستعار، لقب، نام هنری یا نامی که کسی برای خودش انتخاب می کنه، معمولاً غیررسمی. - - - مترادف های moniker: - nickname = لقب - alias = اسم م ...