پیشنهادهای سجاد نصر (٨٩٣)
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
گذارنده/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
گذارنده: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باها ...
گذارنده: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باها ...
گذارنده: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باهاش کاری ...
زیناوند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مسلح.
ابزارمند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مجهز.
ابزارمند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مجهز.
رزمی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نظامی .
رزمی: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نظامی .
بستگاه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پریز/سوکت.
بستگاه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پریز/سوکت.
بستگاه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پریز/سوکت.
کارپوش/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کیت.
کارپوش/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کیت.
کماس/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تانک؛ هرچند که با بازفارسی خوانی tank، به معنی جایگاه آب و برگرفته از یکی از زبان های هندی، و ریشه گیری س ...
کماس/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تانک؛ هرچند که با بازفارسی خوانی tank، به معنی جایگاه آب و برگرفته از یکی از زبان های هندی، و ریشه گیری س ...
خنسامایه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نوترون؛ برگرفته از خنزک/ xanzak پهلوی که دگرگون گشته و شده خنثی در اربی، ما می توان با نگه داشتن همین ...
خنسامایه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نوترون؛ برگرفته از خنزک/ xanzak پهلوی که دگرگون گشته و شده خنثی در اربی، ما می توان با نگه داشتن همین ...
نماگر/ مصوبهٔ فرهنگستان برای جایگزینی پروفایل.
کروکودیل.
فلساب: کروکودیل
فلساب: کروکودیل
مایاب: کروکودیل
کُمای: کروکودیل
بهبودستان/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی واژهٔ ایرانی، اما بدحس بیمارستان.
پذیراسرا / واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هتل، هم ارز دقیق نمونهٔ بیگانه.
پذیراسرا / واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هتل، هم ارز دقیق نمونهٔ بیگانه.
رخشمایی/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترونیک، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، و رخشمایه به عنوان هم ارز جای ...
رخشمایی/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترونیک، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، و رخشمایه به عنوان هم ارز جای ...
جَنرَخش. جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جَنرَخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، ...
جَنرَخش. جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جَنرَخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، ...
جَنرَخش. جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جَنرَخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، ...
جَنرَخش/ جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جنرخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخشمایه به عنوان هم ارز جایگزین الکترون، و بدین ترتی ...
جَنرَخش/ جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جنرخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخشمایه به عنوان هم ارز جایگزین الکترون، و بدین ترتی ...
لوله شار/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هیدرولیک.
لوله شار/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هیدرولیک.
خاشه/ فرهنگستان زبان و ادب فارسی: خاشه: {chaff} [علوم نظامی] براده یا نوارهای فلزی باریکی که در آسمان رها می شود و در رادار دشمن اختلال ایجاد می کن ...
شراره.
کالیگرافی.
پودمان/ هم ارز مصوبهٔ فرهنگستان برای جایگزینی ماژول.