گذار= گذر اندن
ز آب گنگ سپه رابیک زمان بگذاشت
بیمن دولت و توفیق ایزد دادار
گذار بپهلوی �وی تر/ وی در � پیوند وی تر/در است ( در/تر =راه/گذر / گستره/از جایی بجای شدن ) .
ویتر/ویدر/گذر = عبور / معبر . رفتن/نقل/انتقال است.
گذر=عبورکردن
گذار=عبور دادن
شمشیر نگاه تو ز هر تیغ سر است
... [مشاهده متن کامل]
آهن گذر است و کوه خارا گذر است
گیرم بمیانه کوه خارا سپر است
تیغ تو ز کوه بگذرد کوه در است
آهن گذر =تیغ اهن گذر
گذارنده:
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز؛
واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باهاش کاری نداریم و استفاده هم نمی توان کرد– و معنای کلی عبورکردن بی دغدغه می دهد.
... [مشاهده متن کامل]
پس، گذارنده، به معنی گذرکننده، هم ارز مناسبی برای این جایگزینی است.
بنابراین بن واژگان گذار و گذشتن و �گذارنده�، به ویژه برای دانش رزمی، بسیار مناسب و کاربردی، مخصوصا در جایگزینی واژگان بیگانه، خواهد بود؛ مانند:
موشک گذارنده: cruise missile
گذار کردن: کروز کردن.