پیشنهادهای سجاد نصر (٥٧٧)
پروژه.
پهلو به پهلو، /: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ساید بای ساید.
پهلو به پهلو
کِشگون.
کشوَن یا کِشوار: لاستیک.
کِشوار: لاستیک.
کشوَن: لاستیک.
چرخوَن: تایر.
دوروَن: تایر.
راسته/: به معنی راه، بکارگیری بجای ریل.
راسته/: بکارگیری بجای ریل.
راهن/: مخفف راه آهن؛ بکارگیری بجای ریل.
فرازنما: High Definition, HD.
فرازنما: High Definition, HD.
فرازنما: High Definition, HD.
فرازنما: High Definition, HD.
فرازنمایی: High Definition, HD.
High Definition; HD
پُرنما: HD
اچ دی.
هوبا: : High Definition, HD هویدایی بالا، یا به اختصار: هوبا
هوبا: : High Definition, HD هویدایی بالا، یا به اختصار: هوبا
هوبا: : High Definition, HD هویدایی بالا، یا به اختصار: هوبا
راچهوپا: : High Definition Multimedia Interface، HDMI رابط چندرسانه ای هویدایی بالا ( هوبا ) ، یا به اختصار: راچهوبا
راچهوپا: : High Definition Multimedia Interface، HDMI رابط چندرسانه ای هویدایی بالا ( هوبا ) ، یا به اختصار: راچهوبا
راچهوپا: : High Definition Multimedia Interface، HDMI رابط چندرسانه ای هویدایی بالا ( هوبا ) ، یا به اختصار: راچهوبا
میش: URL is a web address؛ نشانی تار، �منبع یاب یک شکل� یا به اختصار: میش.
URL is a web address؛ نشانی تار، �منبع یاب یک شکل� یا به اختصار: میش.
URL is a web address؛ نشانی تار، �منبع یاب یک شکل� یا به اختصار: میش.
URL is a web address؛ نشانی تار، �منبع یاب یک شکل� یا به اختصار: میش.
رمز برچارچوب یا رمز برقاب /Iframe code : An iFrame ( Inline Frame ) is a standard HTML tag used to display external content from another source, lik ...
رمز برچارچوب یا رمز برقاب /Iframe code : An iFrame ( Inline Frame ) is a standard HTML tag used to display external content from another source, lik ...
رمز برچارچوب یا رمز برقاب /Iframe code : An iFrame ( Inline Frame ) is a standard HTML tag used to display external content from another source, lik ...
رمز برقاب.
رویایی؛ فارسی را پاس بداریم.
سادجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی باکتری.
سادجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی باکتری.
ترازمان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مطلق استاندارد.
ترازمان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مطلق استاندارد.
سبک روز.
سبک روز.
روی کار.
ورافتاده.
افزونه ( یارانه ای ) .
افزونه ( یارانه ای ) .
hypertext markup language ( رایانه و فنّاوری اطلاعات ) واژه مصوب: زبان نشانه گذاری اَبَرمتنی مخفف: HTML یا زبانا تعریف: زبان برنامه سازی خاص تولی ...
hypertext markup language ( رایانه و فنّاوری اطلاعات ) واژه مصوب: زبان نشانه گذاری اَبَرمتنی مخفف: HTML یا زبانا تعریف: زبان برنامه سازی خاص تولی ...
hypertext markup language ( رایانه و فنّاوری اطلاعات ) واژه مصوب: زبان نشانه گذاری اَبَرمتنی مخفف: HTML یا زبانا تعریف: زبان برنامه سازی خاص تولی ...
hypertext markup language ( رایانه و فنّاوری اطلاعات ) واژه مصوب: زبان نشانه گذاری اَبَرمتنی مخفف: HTML یا زبانا تعریف: زبان برنامه سازی خاص تولی ...
حفظ شکل واژهٔ تگ/ tag، و بازفارسی سازی خوانی آن بر اساس یکی از معانی تگ در فارسی: || فریاد کردن و بانگ بلند و جار را نیز گفته اند. ( برهان ) ( از فر ...
رمز برچارچوب /Iframe code : An iFrame ( Inline Frame ) is a standard HTML tag used to display external content from another source, like a separate ...
تیمگان.
سازیار.
اکیپ.
دسته
اکیپ.
بازفارسی خوانی سازی از بند فارسی، و نگهداشت �باند� به عنوان گویشی دیگر از بند.
تیم، اگیپ.
مخفف.
کاهیده، کوته وار.
وبینار.
وبینار.
وبینار.
یارگاه؛ به شکل توصیفی از تعریف کردن تیم.
یارگاه؛ به شکل توصیفی از تیم.
یارگاه؛ به شکل توصیفی از تعریف کردن تیم.
میرجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ویروس، به معنای جانداری مرده، یا موجودی با جانی مرده! و این تضاد برآمده از ویژگی های ساختار عملی خودِ ...
میرجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ویروس، به معنای جانداری مرده، یا موجودی با جانی مرده! و این تضاد برآمده از ویژگی های ساختار عملی خودِ ...
میرجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ویروس، به معنای جانداری مرده، یا موجودی با جانی مرده! و این تضاد برآمده از ویژگی های ساختار عملی خودِ ...
میرجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ویروس، به معنای جانداری مرده، یا موجودی با جانی مرده! و این تضاد برآمده از ویژگی های ساختار عملی خودِ ...
میرجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ویروس، به معنای جانداری مرده، یا موجودی با جانی مرده! و این تضاد برآمده از ویژگی های ساختار عملی خودِ ...
میرجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ویروس، به معنای جانداری مرده، یا موجودی با جانی مرده! و این تضاد برآمده از ویژگی های ساختار عملی خودِ ...
همه گیر شدن/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی وایرال شدن.
همه گیر/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی وایرال.
همه گیر/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی وایرال.
فراگیر/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ترند.
فراگیر/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ترند.
انسان واره.
آدم آهنی.
هیومنوید.
یارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از یاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات یاریگر، خودفند یاریگر، ...
یارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از یاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات یاریگر، خودفند یاریگر، ...
یارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از یاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات یایر، خودفند یاری، یار ...
یارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از یاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات یاریگر، خودفند یاریگر، ...
همیارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از همیاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات همیار، خودفند همیار ...
همیارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از همیاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات همیار، خودفند همیار ...
همیارفند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوبات؛ برساخته از همیاری و خودفند ( ربات ) ، دقیق برابر با معنای انگلیسی. ربات همیار، خودفند همیار ...
مخفف.
مصنوعی.
خوش سبک/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی خوش استایل/ استایلیش.
سَبک.
خوش سبک/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی خوش استایل/ استایلیش.
مام شرکت/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شرکت هلدینگ؛ برساخته از ترکیب مام به معنی مادر، با شرکت، به معنای کلی شرکتی که مانند مادر، از خود چن ...
مام شرکت/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شرکت هلدینگ؛ برساخته از ترکیب مام به معنی مادر، با شرکت، به معنای کلی شرکتی که مانند مادر، از خود چن ...
مام شرکت/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شرکت هلدینگ؛ برساخته از ترکیب مام به معنی مادر، با شرکت، به معنای کلی شرکتی که مانند مادر، از خود چن ...
هم شراکتی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنسرسیوم.
هم شراکتی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنسرسیوم.
ابزارواره:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مکانیکی.
ابزارکار:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مکانیک.
افزارکار:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مکانیک.
افزاروار:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای مکانیکی.
افزارواره.
رایانفرمانی:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبرنتیک؛ برساخته از رای برآمده از رایانه، با فرمانی برآمده از فرمان دادن، دقیقا با معنای یکسان ...
رای اندام:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبورگ؛ برساخته از ترکیب رای از رایانه ای، با اندام، دقیقا بامعنایی برابر با نمونهٔ انگلیسی.
رایانفرمانی:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبرنتیک؛ برساخته از رای برآمده از رایانه، با فرمانی برآمده از فرمان دادن، دقیقا با معنای یکسان ...
رایانفرمانی:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبرنتیک؛ برساخته از رای برآمده از رایانه، با فرمانی برآمده از فرمان دادن، دقیقا با معنای یکسان ...
رای اندام:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبورگ؛ برساخته از ترکیب رای از رایانه ای، با اندام، دقیقا بامعنایی برابر با نمونهٔ انگلیسی.
رای اندام:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبورگ؛ برساخته از ترکیب رای از رایانه ای، با اندام، دقیقا بامعنایی برابر با نمونهٔ انگلیسی.
رای اندام:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سایبورگ؛ برساخته از ترکیب رای از رایانه ای، با اندام، دقیقا بامعنایی برابر با نمونهٔ انگلیسی.
رایان/: پیشوندی انگلیسی به معنای رایانه ای که بصورت وند �رایان� در فارسی می توان درآورد.
رایان/: سایبر پیشوندی انگلیسی به معنای رایانه ای است، که بصورت وند �رایان� در فارسی می توان درآید.
آدم آهنی:/ ترجمات دقیق برای اندروید.
ترجمان دقیق برای اندروید.
آدم آهنی:/ ترجمات دقیق برای اندروید.
خونِگاری:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای کاریکاتور؛ برساخته از خو، به معنای شخصیت، و نگاری، به معنای نگاریسته بودن.
خونِگاری:/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای کاریکاتور؛ برساخته از خو، به معنای شخصیت، و نگاری، به معنای نگاریسته بودن.
همارال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در اینجا، به معنا چیزی که بانی شمار آمدن می شود – همراه ...
همارال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در اینجا، به معنا چیزی که بانی شمار آمدن می شود – همراه ...
همارال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در اینجا، به معنا چیزی که بانی شمار آمدن می شود – همراه ...
ایستگاه سوخت/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پمپ بنزین.
رنا/: فارسی خوانی سازی رنا ( خوانشی از RNA ) ، به عنوان کاهیدهٔ ( مخفف ) وارونا، و به معنی وارونهٔ دنا بودن؛ و دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای ...
رنا/: فارسی خوانی سازی رنا ( خوانشی از RNA ) ، به عنوان کاهیدهٔ ( مخفف ) وارونا، و به معنی وارونهٔ دنا بودن؛ و دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای ...
رنا/: فارسی خوانی سازی رنا ( خوانشی از RNA ) ، به عنوان کاهیدهٔ ( مخفف ) وارونا، و به معنی وارونهٔ دنا بودن؛ و دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای ...
رنا/: فارسی خوانی سازی رنا ( خوانشی از RNA ) ، به عنوان کاهیدهٔ ( مخفف ) وارونا، و به معنی وارونهٔ دنا بودن؛ و دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای ...
دنا/: فارسی خوانی سازی دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای اوستایی، به معنی بن و نهاد اصلی، که دقیقا با DNA / دنا، که اصل و نهاد زندگی جانداران است، ...
دنا/: فارسی خوانی سازی دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای اوستایی، به معنی بن و نهاد اصلی، که دقیقا با DNA / دنا، که اصل و نهاد زندگی جانداران است، ...
دنا/: فارسی خوانی سازی دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای اوستایی، به معنی بن و نهاد اصلی، که دقیقا با DNA / دنا، که اصل و نهاد زندگی جانداران است، ...
دنا/: فارسی خوانی سازی دنا ( خوانشی از DNA ) از ریشهٔ دئنای اوستایی، به معنی بن و نهاد اصلی، که دقیقا با DNA / دنا، که اصل و نهاد زندگی جانداران است، ...
خشک سگال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دگم.
خشک سگال/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دگم.
فراخانه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنت هاوس.
فراخانه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنت هاوس.
بُرِشَک/: بیفتک.
بُرِشَک.
راست کباب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی استیک؛ به معنی کباب پخته شده از گوشت درستهٔ غیر چرخ کرده. به ویژه برای دانش خوراک.
راست کباب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی استیک؛ به معنی کباب پخته شده از گوشت درستهٔ غیر چرخ کرده. به ویژه برای دانش خوراک.
هَماران/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در اینجا، به معنا چیزی که بانی شمار آمدن می شود – همراه ...
هَماران/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در اینجا، به معنا چیزی که بانی شمار آمدن می شود – همراه ...
بازارسرا/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پاساژ.
تانک.
پاساژ.
بازارسرا
هَماران/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در اینجا، به معنا چیزی که بانی شمار آمدن می شود – همراه ...
کسانی که رایشگری را به عنوان هم ارز ریاضی معرفی می کنند، لطفا منبعشان را با فرتور یا نیز با جزییات مکان و صفحه، وارد کنند؛ وگرنه گفتارشان همچو برساخت ...
کسانی که رایشگری را به عنوان هم ارز ریاضی معرفی می کنند، لطفا منبعشان را با فرتور یا نیز با جزییات مکان و صفحه، وارد کنند؛ وگرنه گفتارشان همچو برساخت ...
فراپرانشکوب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اسکرمجت؛ اسک استفاده شده در فارسی، درواقع در انگلستی مخفف س واژگان supersonic combustion است که د ...
فراپرانشکوب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اسکرمجت؛ اسک استفاده شده در فارسی، درواقع در انگلستی مخفف س واژگان supersonic combustion است که د ...
گروهان/: تنظیم یک معنی نو برای گروهان؛ لیگ؛ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی لیگ، به معنی یک پارچه شدن. مانند گروهان عرب، بجای لیگ عرب.
گروهان/: تنظیم یک معنی نو برای گروهان؛ لیگ؛ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی لیگ، به معنی یک پارچه شدن. مانند گروهان عرب، بجای لیگ عرب.
پرانشکوب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رمجت؛ ریشه شناسی جت به پرتابیدن ختم می شود. اینجا معنی واژهٔ، برای ارتباط مفهومی بهتری با واقعیت، ب ...
پرانشکوب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رمجت؛ ریشه شناسی جت به پرتابیدن ختم می شود. اینجا معنی واژهٔ، برای ارتباط مفهومی بهتری با واقعیت، ب ...
پرانشکوب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رمجت؛ ریشه شناسی جت به پرتابیدن ختم می شود. اینجا معنی واژهٔ، برای ارتباط مفهومی بهتری با واقعیت، ب ...
تحت اللفظی به معنای سریع، و تیز و فرز.
تیرگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوشفت.
میله گرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوشفت.
میله گرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوشفت.
تیرگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوشفت.
پرگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوپراپ.
پرگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربوپراپ.
بازفارسی خوانی از �ستون�، با �پی رفتن�، که می شود: �پی رونده به وسیلهٔ ستون ها�؛ ( هم ارز مصوب فرهنگستان برای سیلندر ( از اجزای اصلی پیستون ) ، ستونک ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
رانهٔ مَکِشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوفن؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش، در در ...
مکنده.
رانهٔ پرانشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوجت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. تورب ...
رانهٔ پرانشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوجت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. تورب ...
رانهٔ پرانشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوجت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. تورب ...
رانهٔ پرانشگرد/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور توربوجت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. تورب ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی جت، در حالت صفتی؛ ریشه شناسی جت به پرتابیدن ختم می شود. اینجا معنی واژهٔ، برای ارتباط مفهومی بهتری با ...
پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی جت، در حالت صفتی؛ ریشه شناسی جت به پرتابیدن ختم می شود. اینجا معنی واژهٔ، برای ارتباط مفهومی بهتری با ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
رانهٔ پرانشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موتور جت؛ گونه ای رانه ( موتور ) که از شتاب دادن و پرتاب شاره برای ایجاد پیش رانش. ریشه شناسی جت ...
نماشا.
داستان نامه.
درام.
لیگ.
همبستگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنفدراسیون؛ کنفدراسیون به معنی هم شدن و پیوست چندسازمان یا نهاد، برای انجام کارهای نظارتی و عمل کنن ...
همبستگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنفدراسیون؛ کنفدراسیون به معنی هم شدن و پیوست چندسازمان یا نهاد، برای انجام کارهای نظارتی و عمل کنن ...
بستگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فدراسیون؛ فدراسیون به معنی هم شدن ( اجماع ) و پیوست چندسازمان یا نهاد، برای انجام کارهای نظارتی و عمل ...
بستگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فدراسیون؛ فدراسیون به معنی هم شدن ( اجماع ) و پیوست چندسازمان یا نهاد، برای انجام کارهای نظارتی و عمل ...
بخشگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فراکسیون؛ فراکسیون از نظر لغوی به معنای بخشی و جزیی از یک واحد یا از یک کل و غالبا به معنای قطعه و تق ...
بخشگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فراکسیون؛ فراکسیون از نظر لغوی به معنای بخشی و جزیی از یک واحد یا از یک کل و غالبا به معنای قطعه و تق ...
پارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فراکسیون؛ فراکسیون از نظر لغوی به معنای قسمت و جزیی از یک واحد یا از یک کل و غالبا به معنای قطعه و تق ...
پارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فراکسیون؛ فراکسیون از نظر لغوی به معنای قسمت و جزیی از یک واحد یا از یک کل و غالبا به معنای قطعه و تق ...
میل کباب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای باربیکیو، در کنار آن؛ برای دانش غذایی.
میل کباب/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای باربیکیو، در کنار آن؛ برای دانش غذایی.
کباب فرنگی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی استیک؛ مناسب دانش غذایی.
کباب فرنگی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی استیک؛ مناسب دانش غذایی.
زیبافروشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بوتیک.
زیبافروشی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بوتیک.
هَمارش/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در این ج، به معنا چیزی بانی شمار آمدن می شود. خود هَمار ...
هَمارش/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و در این ج، به معنا چیزی بانی شمار آمدن می شود. خود هَمار ...
ریزک/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نانو؛ به ویژه برای دانش کیان ( فیزیک ) و کیمیا ( شیمی ) .
ریزک/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نانو؛ به ویژه در دانش کیان ( فیزیک ) و کیمیا ( شیمی ) .
هشدارِ پرواز/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی Notam.
هشدارِ پرواز/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی Notam.
هَماره/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و شمردن. خود هَمار با شمار همریشه ست.
هماره/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوانتوم؛ هردو واژه از بنی به معنای شمارپذیری و شمردن.
بارژه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی یون.
بارژه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی یون.
یون.
پیش گزینی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رزرواسیون و رزرو کردن.
پیش گزینی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رزرواسیون و رزرو کردن.
پیش گزین/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رزرو.
پیش گزین/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی رزرو.
زره مرغ.
پنگوئن.
یارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تیم؛ گروه به معنی اجماعی از افراد است، اما تیم معنی مجموعه ای با آرمانی یکسان و همیاری ویژه، میان اندا ...
یارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تیم؛ گروه به معنی اجماعی از افراد است، اما تیم معنی مجموعه ای با آرمانی یکسان و همیاری ویژه، میان اندا ...
گزین/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اپشن.
گزین/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اپشن.
با فارسی خوانی سازی سرامیک از طریق �سرام� فارسی کهن به معنای سنگ، همانند بن واژه های سازندهٔ کرمان و سیرجان ( تبدیل کاف به سین یکی از رایج ترین انواع ...
زَراه ماکی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنگوئن؛ برساخته از ترکیب زَراه، به معنی دریا/ اقیانوس، با ماکی، به معنی مرغ، و به معنای کلی مرغی در ...
زراه ماکی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنگوئن؛ برساخته از ترکیب زراه، به معنی دریا/ اقیانوس، با ماکی، به معنی مرغ، و به معنای کلی مرغی دریا ...
سراسرسنجی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنکور.
دیوسوسمار واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دایناسور.
ژوماکی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنگوئن؛ برساخته از ترکیب ژو، به معنی آب، با ماکی، به معنی مرغ، و به معنای کلی مرغ آبی. هیچ بایستی به ...
ژوماکی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پنگوئن؛ برساخته از ترکیب ژو، به معنی آب، با ماکی، به معنی مرغ، و به معنای کلی مرغ آبی.
خون پیه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلسترول.
خون پیه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلسترول.
خارجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اکیدنا؛ نامی هلنی که بر روی سردهٔ پستانداری تخم گذار و خاردار اهل قارهٔ اقیانوسیه ( مَه ژوییه ) گذاشته ...
خارجان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اکیدنا؛ نامی هلنی که بر روی سردهٔ پستانداری تخم گذار و خاردار اهل قارهٔ اقیانوسیه ( مَه ژوییه ) گذاشته ...
گزارگروه/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کمیسیون؛ به معنی گروهی که کار خاصی که به آنها واگذار شده را ادا می کند. برساخته از بن ایدون ( حال ) ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمایش/پیمودار: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که این ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
گذارنده/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
پیمودار/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باه ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
کمانپیما/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی بالستیک؛ بالستیک را به گونهٔ پیمایشی که نماگر پروازی هلالی و سهمی وار دارد می گویند، بنابراین �کمانپ ...
گذارنده: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باها ...
گذارنده: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز/cruise؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باها ...
گذارنده: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز؛ واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باهاش کاری ...
زیناوند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مسلح.
ابزارمند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مجهز.
ابزارمند/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مجهز.
رزمی/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نظامی .
رزمی: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نظامی .
بستگاه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پریز/سوکت.
بستگاه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پریز/سوکت.
بستگاه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پریز/سوکت.
کارپوش/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کیت.
کارپوش/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کیت.
کماس/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تانک؛ هرچند که با بازفارسی خوانی tank، به معنی جایگاه آب و برگرفته از یکی از زبان های هندی، و ریشه گیری س ...
کماس/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تانک؛ هرچند که با بازفارسی خوانی tank، به معنی جایگاه آب و برگرفته از یکی از زبان های هندی، و ریشه گیری س ...
خنسامایه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نوترون؛ برگرفته از خنزک/ xanzak پهلوی که دگرگون گشته و شده خنثی در اربی، ما می توان با نگه داشتن همین ...
خنسامایه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نوترون؛ برگرفته از خنزک/ xanzak پهلوی که دگرگون گشته و شده خنثی در اربی، ما می توان با نگه داشتن همین ...
نماگر/ مصوبهٔ فرهنگستان برای جایگزینی پروفایل.
کروکودیل.
فلساب: کروکودیل
فلساب: کروکودیل
مایاب: کروکودیل
کُمای: کروکودیل
بهبودستان/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی واژهٔ ایرانی، اما بدحس بیمارستان.
پذیراسرا / واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هتل، هم ارز دقیق نمونهٔ بیگانه.
پذیراسرا / واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هتل، هم ارز دقیق نمونهٔ بیگانه.
رخشمایی/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترونیک، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، و رخشمایه به عنوان هم ارز جای ...
رخشمایی/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترونیک، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، و رخشمایه به عنوان هم ارز جای ...
جَنرَخش. جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جَنرَخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، ...
جَنرَخش. جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جَنرَخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، ...
جَنرَخش. جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جَنرَخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخش هم ارز جایگزین واژگان خارجی الکتریسیته و برق، ...
جَنرَخش/ جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جنرخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخشمایه به عنوان هم ارز جایگزین الکترون، و بدین ترتی ...
جَنرَخش/ جَنرَخش: جنگ رخشمایی/ الکترونیک؛ جنرخش مخفف و حاصل ترکیب جنگ با رخشمایی، به طوری که رخشمایه به عنوان هم ارز جایگزین الکترون، و بدین ترتی ...
لوله شار/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هیدرولیک.
لوله شار/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هیدرولیک.
خاشه/ فرهنگستان زبان و ادب فارسی: خاشه: {chaff} [علوم نظامی] براده یا نوارهای فلزی باریکی که در آسمان رها می شود و در رادار دشمن اختلال ایجاد می کن ...
شراره.
کالیگرافی.
پودمان/ هم ارز مصوبهٔ فرهنگستان برای جایگزینی ماژول.
زیبانگاری.
سپه خیز/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کودتا.
سپه خیز/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کودتا.
واسنجه.
واسنج.
آنالوگ.
آنالوگ.
واسنج، واسنجه، واسنجی.
مادزای/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ماتریس/ ماتریکس.
مادزای/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ماتریس/ ماتریکس .
مادزای/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ماتریس/ ماتریکس
کُربینه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کابینت.
کُربینه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کابینت.
نیرووند/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی آرمیچر.
نیرووند/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی آرمیچر.
برق زا.
گَردانه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربین؛ هم معنی دقیق.
گَردانه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربین؛ هم معنی دقیق.
مجموعه، گردایه.
فرنچایز.
گوشَک/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هندزفری.
هومایه/ حاصل ترکیب بن واژهٔ هو به معنای خوب یا مثبت، حالت کیانی ( فیزیکی ) پروتون، با پسوند مایه، به معنی بنیاد. با معنای کلی، بنیاد مثبت.
هومایه/ حاصل ترکیب بن واژهٔ هو به معنای خوب یا مثبت، حالت کیانی ( فیزیکی ) پروتون، با پسوند مایه، به معنی بنیاد. با معنای کلی، بنیاد مثبت.
ریژپار/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اتم؛ حاصل ترکیب بن واژهٔ ریژ با پسوند پار، به معنی تکه. به معنای کلی، تکه ای بسیار ریز.
ریژپار/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اتم؛ حاصل ترکیب بن واژهٔ ریژ با پسوند پار، به معنی تکه. به معنای کلی تکه ای بسیار ریز.
ریزپار/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اتم؛ حاصل ترکیب بن واژهٔ ریز یا پسوند پار، به معنی تکه. به معنای کلی تکه ای بسیار ریز.
ریزپار/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اتم؛ حاصل ترکیب بن واژهٔ ریز یا پسوند پار، به معنی تکه. به معنای کلی تکه ای بسیار ریز.
مایپار/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مولکول؛ حاصل ترکیب بن واژهٔ مایه یا پسوند پار، به معنی تکه. به معنای کلی، تکه ای از بنیاد چیزی.
مایپار/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مولکول؛ حاصل ترکیب بن واژهٔ مایه یا پسوند پار، به معنی تکه. به معنای کلی تکه ای از بنیاد چیزی.
دمنده/ واژهٔ هم ارز در اصطلاح فنی fan، دمنده.
دمینه/ واژهٔ هم ارز در اصطلاح فنی fan، دمینه.
بازپیمای فضایی/ فضاپیماهای کیهان نورد که توانایی بازگشت مجدد دارند، مانند شاتل یا Space X .
بازپیما/ فضاپیماهای کیهان نورد که توانایی بازگشت مجدد دارند، مانند شاتل یا Space X .
بازپیما/ فضاپیماهای کیهان نورد که توانایی بازگشت مجدد دارند، مانند شاتل یا Space X .
فضاپیماهای کیهان نورد که توانایی بازگشت مجدد دارند، مانند شاتل یا Space X .
فضاپیماهای کیهان نورد که توانایی بازگشت مجدد دارند، مانند شاتل یا Space X .
فشاراک/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کمپرسور.
فشاراک/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کمپرسور.
طرح نامه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پروپوزال.
طرح نامه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پروپوزال.
طرح نامه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پروپوزال.
اشکاف.
کابینت.
تِز: رای.
پهداد/ مخفف �پهپاد هداد� که واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پهپاد fpv است؛ در زمینه پهپادها، ساختاری که در آن عملگر با مشاهده تصاویر ارسالی مست ...
پهپاد هداد/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پهپاد fpv؛ در زمینه پهپادها، ساختاری که در آن عملگر با مشاهده تصاویر ارسالی مستقیم از دوربینی که روی ...
پهپاد اصابتی/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پهپاد کامیکازه یا انتحاری؛ هیچ دلیلی ندارد که پسوند انتحاری را برای پهپاد بکار برد، ولی برای موشک نه!
هداد/ در زمینه پهپادها، ساختاری که در آن عملگر با مشاهده تصاویر ارسالی مستقیم از دوربینی که روی پهپاد نصب شده است، دستگاه را واپایی می کند. هدایت ...
هداد/ در زمینه پهپادها، ساختاری که در آن عملگر با مشاهده تصاویر ارسالی مستقیم از دوربینی که روی پهپاد نصب شده است، دستگاه را واپایی می کند. هدایت ...
پیش صفحه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی داشبورد.
پیش صفحه/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی داشبورد.
فراسنج.
فراسنج.
وارسی.
چک کردن.
کاریز/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کانال، در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی.
کاریز/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کانال، در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی.
میانتور/ برابر دقیق واژهٔ اینترنت؛ اینتر/inter: مابین، میان — نت/net: تور. در نتیجه internet می گردد میانتور. شرم آور است که پیشتر و در زمان معرفی ...
واکاوی.
�کارگزیر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دیپلمات؛ به معنی کسی که کار را گزیرش، و یا به طور خودمانی، با تدبیر حل می کند.
�خودفند�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی روبات.
�خودفند�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ربات.
�قوطک�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کنسرو؛ حاصل ترکیب واژهٔ �قوطی� با پسوند �کاف نسبی�. ضمنا، به هیچ عنوان نیازی به گفتن واژهٔ قوطی پیش ا ...
الگوواره؛ مصوبهٔ فرهنگستان.
�ورمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی آنزیم؛ بسیار بهتر از مصوبهٔ بی حساب و کتاب فرهنگستان.
�زیمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ویتامین.
�کارفر� و �کارفرین�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مدرک دکتر و بالطبع، دکترین؛ بر اساس الگو و قاعدهٔ نامگداری درجات مکتبی دانشگاهی بر وزن �کار� فرهنگ ...
روزانگی.
�کارفر� و �کارفری�/ هم ارز واژهٔ شخص دارای مدرک دکترا؛ بر اساس الگو و قاعدهٔ نامگداری درجات مکتبی دانشگاهی بر وزن �کار� فرهنگستان، که از کاردانی شروع ...
�دستگاه واپا�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دستگاه کنترل؛ براساس مصوبهٔ فرهنگستان برای جایگزینی عمل کنترل.
�ستامان�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سیستم.
نفت کیمیا.
�پرگرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربین.
�پرگرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی توربین.
�چارپره گرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوادکوپتر.
شش پره گرد.
�چارپره گرد�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوادکوپتر.
�چندچرخار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مولتی روتور.
�چرخار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی روتور.
�چرخار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی روتور.
�پهپاد انهدامی�/ نامی بهتر و دقیق تر برای پهپادهای ضربه زنِ یکطرفه، بجای واژهٔ انتحاری یا کامیکازی؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد از پسوند انتحاری برای پ ...
�پهپاد انهدامی�/ نامی بهتر و دقیق تر برای پهپادهای ضربه زنِ یکطرفه، بجای واژهٔ انتحاری یا کامیکازی؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد از پسوند انتحاری برای پ ...
نامی بهتر و دقیق تر برای پهپادهای ضربه زنِ یکطرفه، بجای واژهٔ انتحاری؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد از پسوند انتحاری برای پهپاد استفاده شود اما برای موش ...
�نورمایه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فوتون.
�نورمایه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی فوتون.
�جرگه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلنی.
�جرگه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کلنی.
داغ
آگهی نما.
�ایستانگاه�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارکینگ؛ براساس �ایستاندن� برای پارک کردن، و بر همین وزن، �ایستانگاه� برای پارکینگ.
�ایستادن�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارک کردن، و بر همین وزن، �ایستانگاه� برای پارکینگ.
�ایستادن�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارک کردن، و بر همین وزن، �ایستانگاه� برای پارکینگ.
�شارگر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شارژر. از بن اصلی �شارش�؛ یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به معنای انباشت حاصل ...
شارش؛ یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به مغنای انباشت حاصل شارش. نه اینکه این دو واژه ریشهٔ مشترک دارند، بلکه زیرا تغییر و ...
شارش؛ یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به مغنای انباشت حاصل شارش. نه اینکه این دو واژه ریشهٔ مشترک دارند، بلکه زیرا تغییر و ...
یک معنی نو هم برایش ساخته بشود، هم وزن charge فرانسوی، به مغنای انباشت حاصل شارش. نه اینکه این دو واژه ریشهٔ مشترک دارند، بلکه زیرا تغییر و هم ارز ...
�شارگر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شارژر.
بسته به مکان: جسمانی، مادی، بدنی، طبیعی، کیانی
مانتو
حد
تارکاری بی سیم بومی یا wireless local area network/ wlan، تاربیب.
تارکاری بی سیم بومی یا wireless local area network/ wlan، تاربیب.
تارکاری بی سیم بومی، تاربیب.
تارکاری بی سیم بومی، تاربیب.
تارکاری بومی مجازی، تاربوم.
آنالوگ
�پیوندار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مودم, وسیله ای برای اتصال شبکه های مختلف از راه خطوط گوناگون مخابراتی به یکدیگر، و تبدیل و فرستادن ا ...
�پیوندار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مودم, وسیله ای برای اتصال شبکه های مختلف از راه خطوط گوناگون مخابراتی به یکدیگر، و تبدیل و فرستادن ا ...
مادی
کیانی.
جسمانی
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �امواج�، که معنای �امواجِ پرتویی� می دهد. ساخ ...
�موج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته شده ب ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته شد ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�سریه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سریال.
�رخشمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترون. الکترون ساخته شده از دو بخش الکتریک و ون، به معنای برق زن. اما رخشمایه از دو بخش فارسی �ر ...
�شمارگون�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دیجیتال.
�شمارگون�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دیجیتال.
دیجیتال.
�عملگر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اپراتور.
�ریزمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوارک.
�ریزمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوارک.
�پادمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پوزیترون، دقیقا با همان بارمعنایی و همراه معنای ذرهٔ تشکیل دهنده بودن.
�پادمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پوزیترون، دقیقا با همان بارمعنایی و همراه معنای ذرهٔ تشکیل دهنده بودن.
�بی بارمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نوترون، دقیقا با همان بارمعنایی و همراه معنای ذرهٔ تشکیل دهنده بودن.
�بی بارمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نوترون؛ دقیقا با همان بارمعنایی و همراه معنای ذرهٔ تشکیل دهنده بودن.
�رخشمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترون. الکترون ساخته شده از دو بخش الکتریک و ون، به معنای برق زن. اما رخشمایه از دو بخش فارسی �ر ...
microminiaturization
ریزسازه سازی
�رانچرخه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی انگارهٔ موتورسیکلت.
�رانچرخ�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی انگارهٔ موتورسیکلت.
�وانبر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی وانت؛ براساس تغییر محتوایی �وان� فارسی به معنای محفظهٔ آب، و چرخشش به هر نوع محفظه ای – به علاوهٔ پسوند ...
�وانبر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی وانت؛ براساس تغییر محتوایی �وان� فارسی به معنای محفظهٔ آب، و چرخشش به هر نوع محفظه ای – به علاوهٔ پسوند ...
�سنگین بر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کامیون.
�کلانبر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اتوبوس.
�سنگین بر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کامیون.
�کلانبر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اتوبوس.
گرانبر.
�دلیجان�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی واگن. براساس بازریشهٔ - فارسی سازی دلیجان فرانسوی، با ریشه شناسی زیبای: وسیله ای که در دلش، جانی جای د ...
�دلیجان�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی واگن. براساس بازریشهٔ - فارسی سازی دلیجان فرانسوی، با ریشه شناسی زیبای: وسیله ای که در دلش، جانی جای د ...
فارسی سازی این واژهٔ فرانسوی، بسار زیبا خواهد شد؛ یعنی چیزی که در دلش، جانی جای دارد. حتما این بازریشهٔ - فارسی سازی، پیشنهاد می شود. و سپس می توا ...
�گورخیز�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی زامبی، همانطور که دراکولا با خون آشام جایگزین شد.
�تنمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پروتئین.
�فرابین�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تلسکوپ.
�فرابین�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تلسکوپ.
�سرپوش�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هدست.
�سرپوش�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هدست.
سریال
شارژ.
شارژ ساختمان.
فرسته؛ هم ارز رسمی مصوب فرهنگستان.
�شارگاه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پریز.
�شارگاه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پریز.
�اندوزگاه�/ واژهٔ پیشنهادی برای جایگزینی بانک.
بدلیل جاافتادن این واژه در زبان فارسی، پیشنهاد می شود بجای تعویض آن، آن را ریشه ای فارسی بکنیم! �اما فارسی گردانی واژهٔ �بانک�، با ریشه شناسی از بن ...
�نیروبانک�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پاورپانک؛ همزمان با پذیرش، اما فارسی گردانی واژهٔ �بانک�، با ریشه شناسی از بن �بان� به معنی پاسدار، و ...
�نیروبانک�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پاورپانک؛ همزمان با پذیرش، اما فارسی گردانی واژهٔ �بانک�، با ریشه شناسی از بن �بان� به معنی پاسدار، و ...
گرماتنی/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کالری؛ پیشنهاد شده توسط جوادشجاعی در سال 1397، در: https://abadis. ir/fatofa/کالری/
گرماگر/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شوفاژ.
لوله روان/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هیدرولیک.
لوله روان/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هیدرولیک.
افزایگر.
آوایار.
آوایار/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هندزفری.
هدفون.
پوشان/ واژهٔ پیشنهادی برای جایگزینی کاپوت خودرو.
پوشان/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کاپوت خودرو.
برش.
رونوشت.
چارچوب.
�جلوصفحه� بجای داشبورد، �جلو جعبه� بجای جعبهٔ داشبورد.
رونوشت برداری/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کپی برداری.
رمزنویسی/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی براساس مصوبهٔ رسمی فرهنگستان برای واژهٔ code، یعنی رمز، برای جایگزینی Coding و کدنویسی.
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی voice، بجای صوت.
نشانگر.
مارکر و ماژیک.
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هایلایت.
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نوتیفیکیشن.
آگاهان.
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی آ دامس.
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی ترند.
پروژه
برگک.
تراشک/ فرهنگستان در این مورد چ�یپس خوراکی�، بسیار بد و اشتباه کار کرده است. پیشتر، سری واژگان بیگانهٔ � - Chips�، با مصوب� - تراشه�، بومی و هم ارز ...
تراشک/ فرهنگستان در مورد چیپس خوراکی، بسیار بد و اشتباه کار کرده است. پیشتر، سری واژگان بیگانهٔ � - Chips�، با مصوب� - تراشه�، بومی و هم ارز سازی م ...
فرهنگستان در این مورد، بسیار بد و اشتباه کار کرده است. پیشتر، سری واژگان بیگانهٔ � - Chips�، با مصوب� - تراشه�، بومی و هم ارز سازی میشدند؛ مانند: �ر ...
همارز پیشنهادی برای جایگزینی کارت.
کافی شاپ کافه تریا
رستوران
نوشکده نوش سرا قهوه خانه قهوه سرا
کافه تریا
نوشکده.
غذاخوری
کافی شاپ
رستوران
خورکده
نمایاک
منو
تغییر
شیفت شدن: بدل شدن.
term.
واالگو.
واژهٔ پیشنهادی برای جایگزینی کلیشه/ Cliche فرانسوی، استریوتایپ/ Stereotype انگلیسی.
سرو، سرور، سرویس
نامی دهان پرکن برا موشک!
نامی دهان پرکن برا موشک!
نام دهان پرکن برا موشک!
نامی دهان پرکن برا موشک!
نام دهان پرکن برا موشک!
جای تعجب و پرسش بسیار داره که چطور همچین هم ارزهای سرراست، دقیق، راحت و زیبایی، مانند همین واژهٔ واکنشگاه، می توانست از اول هنگام آمدن این واژهٔ بیگا ...
واژهٔ پیشنهادی برای جایگزینی بالون. استفاده از ترکیب بادکنک به علاوهٔ پسوند �ا� پسوند بزرگ داشت.
بادکنا.
بس چرخار، چندچرخار
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پارادوکس؛ بسیار شیرین و روان تر از مصوب فرهنگستان – یعنی متناقض نما، و همچنین برعکس آن تمام فارسی است.
چراغ
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شارژ، در وسایل برقی.
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی آنالیز.
سرهم گر.
سرهم کاری.
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مونتاژ – هردو به معنای سرهم رفتن.
Loading
رونگری
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شات گان .
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی شات گان
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تله کابین، ساخته شده از هم ارز رسمی فرهنگستان برای کابین – یعنی اتاقک.
اتاقک رو
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اسکن/scan.
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی label.
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تلویزیون.
ویترین
مانیتور، صفحه های نمایش
باژبر
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تاکسی.
هم ارز پیشنهادی برای موتور.
رانه
هم ارز پیشنهادی برای هتل
واژهٔ پیشنهادی برای modern، خیلی بهتر است تا برای up to date، که �به روز� را دارد.
واژهٔ پیشنهادی برای هم ارز Up - to - Date.
بنابر درخواست مرحوم آیت الله خامنه ای، مبنی بر تغییر پسوند انتهایی واژهٔ رادیو – بدلیل نبود همچنین پسوندی در فارسی. از اونجایی بخش نخستین آن، یعنی را ...
واژهٔ پیشنهادی برای جایگزینی پنالتی.
کیان/ در زمان عصر زرین اسلامی، در متون علمی از واژهٔ طبیعت جهت نامبرد و توضیح دانشی که اکنون فیزیک می نامیم استفاده می شد. علت این انتخاب برمی گردد ب ...
واژهٔ پیشنهادی جهت استفاده در علوم و صنایع غذایی، و حتی زندگی روزمره، بجای نودل.
واژهٔ پیشنهادی جهت استفاده در علوم غذایی، و حتی زندگی روزمره، بجای ماکارونی.
واژه ای محاورای و مندرآوردی، جهت شوخی با همبرگر و فرهنگستان؛ اما بحث شوخی بگذریم، این واژه چندان هم بدآهنگ نیست! اگر این واژه همان زمان شاه و هنگام ب ...
هم ارز پیشنهادی برای kit.
گردش – در دانش هوانوردی.
مانور – در دانش هوانوردی.
هم ارز پیشنهادی برای maneuverability. و بالطبع، گردش بجای مانور – در دانش هوانوردی.
هم ارز پیشنهادی برای Radar یا radio detection and ranging.
تابشیاب
هم ارز پیشنهادی برای kit.
هم ارز واژهٔ مونتاژ.
سرهم بندی
هم ارز پیشنهادی بجای واژهٔ PhD
واژهٔ پیشنهادی بجای روبات.
واژهٔ پیشنهادی بجای شورا.
واژهٔ پیشنهادی بجای مستشار
واژهٔ پیشنهادی بجای دیپلمات . به معنی کسی که کار را گزیرش و، یا به طور خودمانی با تدبیر، حل می کند.
هم ارز واژهٔ پتاتسیل. می توان آنرا هم در گفتار روزمره، و نیز در بخش های علمی مانند دانش کیان ( فیزیک ) بکار برد.
واژهٔ هم ارز Search
واژهٔ هم ارز Business
کنترل کردن.
هم ارز واژهٔ سس.
هم ارز فارسی واژهٔ آمپول
هم ارز دستگاه کنترل.
هم ارز واژهٔ دستگاه کنترل و خود عمل کنترل.
هم ارز واژهٔ تایپ
هم ارز واژهٔ دکترین و بر ادامهٔ قاعده و الگوی نامگذاری فرهنگستان.
هم ارز واژهٔ مدرک دکترا؛ بر اساس الگو و قاعدهٔ نامگداری درجات مکتبی دانشگاهی بر وزن �کار� فرهنگستان، که از کاردانی شروع می شود.
هم ارز واژهٔ دکترا
هم ارز واژهٔ ( درجهٔ ) دکتر
هم ارز واژهٔ روتین
هم ارز واژهٔ Utilitarianism
آنزیم
آنزیم
ویتامیف
ویتامین
هم ارز واژهٔ Loading
هم ارز واژهٔ پلاستیک – که به لاتین، معنای چیزی می دهد که ریخت پذیر باشد – دقیقا با همان معنا و مفهوم و بن واژه.
معادل واژهٔ گرافیک.
هم ارز واژهٔ فرنگی کنسرو؛ در فارسی به اشتباه مصطلح گشته که قوطی و کنسرو با هم استفاده شود، درحالیکه واژهٔ کنسرو در زبان مادر، بخودی خود حامل معنای قو ...
هم ارز واژهٔ فرنگی ماشین؛ با نمایاندن معنا و مفهوم، و بن کاربری یکسان.
شیفت
برابر واژهٔ پارادایم.
برابر واژهٔ الگوریتم؛ براساس اثر بزرگ نام مرجع واژهٔ لاتین، یعنی خوارزمی بزرگ.
الگوریتم؛ برابرسازی و تناسب با معنا و مفهوم واژه. خیلی بهتر می شد اگر می توانستیم بر اساس مرجع نام لاتین، یعنی خوارزمی بزرگ، یا براساس کارهای او و یا ...
پتروشیمی؛ سربه سر برابر این واژه می باشد.
برابر دقیق واژهٔ اینترنت؛ اینتر/inter: مابین، میان — نت/net: تور. در نتیجه internet می گردد میانتور. شرم آور است که پیشتر و در زمان معرفی تازهٔ میان ...
واژه ای پهلوی به برابر واژهٔ سیستم؛ نه تنها برابر آن، بلکه همریشه اش است. واژه ای که در درازای زمان گمگشته شده بود. اما چون اینکه هم خوش صداست و هم ر ...
معادل واژهٔ ژن