دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٤٠,٧٨٩
رتبه
رتبه در دیکشنری
١٤١
لایک
لایک
٣,٧٣٤
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٣٦٨

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٣٧٨
رتبه
رتبه در بپرس
٥١٠
لایک
لایک
٣٥
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٤

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٦ روز پیش
دیدگاه
٠

[مهندسی مکانیک] جمع شونده؛ جمع شو؛ حالت برگشت و پنهان شدن در داخل غلاف، مانند آنتن تلسکوپی که می توان آن را جمع و کوچک کرد، یا مانندبازوی پنوماتیک یا ...

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

[مهندسی مکانیک] تخت بودن؛ تخت بوده گی؛ مسطح بودن؛ تولرانس تخت بودن؛ میزان نزدیک بودن مشخصات سطح جسم یا قطعه ی واقعی به سطح کاملاً تخت ایده آل؛ این اص ...

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

[نوآوری] ابداع؛ تکوین؛ ایجاد محصول یا فرآیند جدید to develop

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
١

[مالیه] دین قابل تبدیل، دیون قابل تبدیل به سهام

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٢

[مهندسی صنایع] چاک برش؛ برش خورد؛ برش گاه؛ عرض شیاری که بر اثر برش با شعله، پلاسما، اره ی فولادی، یا لیزر ایجاد می شود

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٢ سال پیش
متن
a base of operations
دیدگاه
١

پایگاه عملیاتی

تاریخ
٢ سال پیش
متن
the base of the skull
دیدگاه
١

قاعده ی جمجمه

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Is it OK with you if I come about six?
دیدگاه
٣

اگر برای تان مساعد است ساعت ۶ خدمت تان برسم.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
A car ran past, spotting my coat with mud.
دیدگاه
٠

ماشینی از کنار من رد شد و به روی کتم گِل پاشید.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

٤ رأی
٩ پاسخ
٥٦٦ بازدید

با سلام جمله آخر را چطوری ترجمه روان کنم It is not possible to achieve this goal by merely extrapolating pharmacokinetic and pharmacodynamic data from adults to children . there is more to development than a change in mass and volume   

٣ سال پیش
١ رأی

با پوزش مجدد از خطایی که در نظرم وجود داشت توضیح زیر را می‌افزایم: توضیح:‌ به‌عنوان مثال، ظرفیت متفاوت متابولیسم داروها در کودکان ممکن است منجر به سطوح پلاسمایی از دارو شود که بالاتر یا پایین‌تر از س ...

٥ ماه پیش
٣ رأی
٥ پاسخ
١,٣٧٧ بازدید

dry drunk   یعنی چه ؟ 

١ سال پیش
٥ رأی

دائم‌الخمری که نوشیدن الکل را ترک کرده ولی آثار اعتیاد بر رفتارش مانند بی‌قراری، پرخاش‌گری،  و انکار باقی مانده است.

١ سال پیش
٤ رأی
٣ پاسخ
٤٠٩ بازدید

" Free Cash Flow "   یعنی چی ؟ معادل فارسی چی میگیم ؟

١ سال پیش
٢ رأی

معادل فارسی: جریان نقدینه گی آزاد
معنی: آن بخش از نقدینه گی که هزینه های سرمایه گذاری و هزینه های عملیاتی از آن کسر شده است.

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٤ پاسخ
٣٣٥ بازدید

معنی ضرب المثل عامیانه ی  " not shit where you eat" 

١ سال پیش
٢ رأی

قدر نعمتی را که داری بدان (و به آن گند نزن) در محیط کار (حوزه‌ی عمومی): در جایی که نانت از آن درمی‌آید خلاف عرف و اخلاق عمل نکن در  خانه (حوزه‌ی خصوصی):قدر محیط خانواده (یا جمع دوستان) را که منبع تأمین عاطفه و آرامش است بدان و و با رفتار نابه‌جا خرابش نکن

١ سال پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
٦٠٨ بازدید

معنی کلمه پلیس آگاهی

٢ سال پیش
٣ رأی

Detective Bureau Detective Unit Detectives Department

٢ سال پیش