تقی قیصری

تقی قیصری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



championed٢٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠٣برجسته شده؛ ترجیح داده شدهگزارش
2 | 0
good practice٢١:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٠٣به روش؛ بهروش؛ نمونه ی به کارگیری روش خوب در امری [مقایسه شود با بهین روش به عنوان مترادف best practice]گزارش
5 | 0
circumvent١٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢[کسب وکار] دور زدن؛ خیانت به طرف تجاری از طریق مذاکره یا مراوده ی پنهانی با اشخاص ثالث گزارش
9 | 0
meticulously١٢:١٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠با نهایتِ دقت؛ با دقتِ تمامگزارش
7 | 0
ترک تشریفات١٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥exemptionگزارش
2 | 0
credentials٠٩:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٧۱ - گواهی صلاحیت؛ گواهی شایسته گی؛ گواهی اعتبار؛ گواهی رتبه بندی؛ هرگونه مدرک معتبر برای تأیید تحصیلات، مهارت، رتبه بندی حرفه ای، و مانند آنها که برا ... گزارش
16 | 0
endomorph٠٩:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٤درشت اندام، درشت پیکر، بزرگ جثه ( دارای استخوان های درشت و نه چاقی ناشی از چربی ) ،گزارش
7 | 0
enabler١٤:١٨ - ١٣٩٩/١٢/١٤[مدیریت]۱ - توان مندساز؛ در بافتار مدیریت عمل کرد و به ویژه ادبیات EFQM به �توان مندساز� ترجمه و رایج شده است. منظور همه ی اقداماتی هستند که پیش از � ... گزارش
18 | 0
scuff١٦:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٤بَرسایش؛ کشیده شدن دو سطح خشک از روی هم با فشار زیاد که معمولاً باعث ساییده گی و رفته گی هر دو سطح یا یکی از آنها می شود.گزارش
0 | 0
posttreatment١٣:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٣پس تیمار؛ عملیات ثانوی؛ در اگزوزهای کاتالیستی به مرحله ی دوم تیمار یا عملیات روی گاز خروجی گفته می شود. کاتالیست پس تیمار: کاتالیست عملیات ثانویه.گزارش
2 | 0
catastrophic٢٢:٣٢ - ١٣٩٩/١١/٢٩وخیم؛ با شدت و پی آمد بالاگزارش
16 | 0
head١٤:٢١ - ١٣٩٩/١١/٢٦هد، بالاترین ارتفاع؛ واحدی به متر به عنوان معیاری از توان پمپ است. بالاترین ارتفاعی که پمپ می تواند آب را تلمبه کند. در فارسی در میان اهل فن همان واژ ... گزارش
25 | 1
niche markets١٨:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٢٣ویژه بازار، بازارهایی که به دلیل بالا بودن تکنولوژی محصول، انبوه نبودن تقاضا، یا سایر مشخصات ویژه ی محصول، عرضه کننده های در آنجا اندک هستند "the pro ... گزارش
2 | 0
stature١٥:٤٨ - ١٣٩٩/١١/٢٠هیبت، هیمنه، شکوهگزارش
5 | 0
typical٠٨:٤٣ - ١٣٩٩/١١/١٤متداول، شاخص، نوعیگزارش
14 | 1
flashing٠٩:٠٨ - ١٣٩٩/١١/١١آب چکان، قرنیزپوش، قطعه ای که در لبه ی بام یا بین قطعات شیروانی بام یا دیوار گذاشته می شود تا از نشتی آب باران و برف به داخل ساخت مان جلوگیری کند.گزارش
2 | 0
offset١٩:٢٣ - ١٣٩٩/١١/٠٨نابه جایی، برون جایی، مثلاً در ترکیب horizontal tool offset یا vertical tool offset به معنی قرار داشتن ابزار تراش کاری در جایی غیر از آن چه باید باشد ... گزارش
9 | 0
inadvertently٠٩:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٦سهل انگارانهگزارش
5 | 0
high touch٢٣:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٢٤[بهداشت] پرتماس، نقاطی که مکرراً لمس می شوند مانند دست گیره ی در، ماوس کامپیوتر، آب سردکن، دگمه ی آسانسور و مستلزم ضدعفونی مکرر هستندگزارش
0 | 0
homemade١١:٠٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٤خانه دوز ( پوشاکی که در خانه دوخته شده است، در اصطلاح عامه مامان دوز گفته می شود ) ، خانه پز ( خوراکی که در خانه پخته شده است )گزارش
2 | 1
کژتابی١٠:٠٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٣امکان برداشت چندگانه، امکان برداشت نادرست، امکان تفسیر نادرست، misinterpretationگزارش
16 | 0
inclusivity٢٠:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٢همه پذیری؛ شیوه یا عمل ایجاد فرصت ها یا امکانات یک سان برای افرادی با معلولیت جسمی یا ذهنی یا اقلیت های اتنیکیگزارش
39 | 1
easing١٨:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٢تخفیف، آسان گیری، کاهش محدودیت، کاهش ممنوعیت، کاهش شدت ( شدت کاهی، سختی کاهی ) ، کاهش دشواری ( دُش کاهی ) ، شل کردن/گرفتن مقررات، بارکاهیگزارش
18 | 0
immediate١١:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/٢١عنقریب، یک باره، بی درنگ، بی میانجیگزارش
14 | 1
encourage١٩:٢٢ - ١٣٩٩/١٠/١٧میدان دادن، ایجاد امکانگزارش
21 | 1
ongoing١٣:٥٩ - ١٣٩٩/١٠/١٦همیشه گی، بی وقفه، بلاانقطاعگزارش
21 | 1
outrageous١٨:٥٦ - ١٣٩٩/١٠/١٤بی رحمانه، بدون اغماض، بسیار سخت گیرانه، بدون ملاحظه کاریگزارش
7 | 1
fixing٢٢:٤١ - ١٣٩٩/١٠/١٠اسم قید، بستی که به چیزی بسته می شود تا آن را بی حرکت کند فعل ۱ - تعمیر ، روبه راه کردن، مرتب کردن ۲ - تثبیت ۳ - تعریف، تخصیص مقدار ۴ - [غیررسمی] ( غ ... گزارش
16 | 0
isolate١٥:٤٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٨تشخیص، تعیین ماهیت To isolate a problemگزارش
12 | 0
capability٢٢:٠١ - ١٣٩٩/١٠/٠٦[حقوق تجارت] اهلیت، صلاحیت به عهده گرفتن کارگزارش
2 | 0
fellow٠٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/٣٠۱ - در امریکا معادل guy یا dude هم به کار برده می شود که به طور کوتاه شده fella هم گفته و نوشته می شود. Hey you fellows! ( Hey you guys! سلام بچه ه ... گزارش
97 | 0
proposition١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤[مدیریت ارزش] ضمانت، تعهد در عبارت �value proposition� به معنی �ضمانت ارزش آفرینی� به کار می رود. یعنی وقتی فصل �value proposition� �طرح کسب وکار� یا ... گزارش
41 | 1
break١١:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٦۱ - گسستن، پاره شدن ( طناب ) ۲ - شکستن ( اجسام ترد ) ، چندپاره شدن جسمی بر اثر نیروی خارجی، ۳ - ورشکسته گی، ۴ - نوعی رقص، ۵ - باز کردن ( پاره کردن پو ... گزارش
18 | 1
reality check١١:١٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٦بررسی واقعیت امر، آزمون واقعیت امر، آزمودن وضعیت عینی ( دور شدن از داوری ذهنی و اتکا به شواهد و مدارک عینی ) . مثال: The recent failure of so many i ... گزارش
9 | 1
prompt٢١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٥۱ - موسیقی یا تئاتر: ۱ - [فعل] سخن رسانی، سخن یاری، [اسم] سخن رسان، یادآور ( رهبر ارکستر در موسیقی یا سوفلور در تئاتر متن ترانه یا گفتاری را که خوانن ... گزارش
25 | 1
folks١٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٥۱ - [خطاب غیررسمی] آهای جماعت!؛ خانوما آقایون! خیلی خوب . . . جماعت، شام حاضر است! All right, folks, dinner's ready! ۲ - والدین، مثال: می روم والدین ... گزارش
23 | 1
dover sole١١:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/١٥کفشک ماهی سیاهگزارش
2 | 0
machinist١٨:١٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٣تراش کار، کارگر ماهری که از ماشین افزار بهره برداری می کندگزارش
7 | 0
infestation١٦:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩سرایت، انتقال ( شپش و انگل های دیگر )گزارش
12 | 1
cutthroat١٣:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٧۱ - سنگ دل، بی رحم، جلاد ۲ - ناجوان مردانه، نابرابر ۳ - دسته ی خودتراش تاشو، نوعی تیغ ریش تراشی، دسته ی تیغ ریش تراشی تاشو که از وسط و حول یک لولا رو ... گزارش
25 | 0
matchmaking١٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٤فرآیند یافتن مشتری، تأمین کننده، یا شریک برای سازمان،گزارش
21 | 1
normally٠٩:٠١ - ١٣٩٩/٠٦/٣٠عرفاً، به طور عرفیگزارش
9 | 1
refine٠١:٢٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩تدقیق، غربال کردن، از کل مسأله به جزء آن رسیدنگزارش
12 | 1
obscured١٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠٦/٢٧[صفت] پنهان مانده] ( به سهو]، پنهان نگاه داشته شده [به عمد]، در پشت چیزی از چشم پوشیده مانده، [مانند ماه که در پشت ابر پنهان شده باشد]گزارش
25 | 0
glance١١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٧[فعل] ۱ - [نیم]نگاهی انداختن، نگاهکی انداختن، نگاهی سرسری انداختن، نگاهی دزدکی انداختن، زیرچشمی نگاهی انداختن، با چشم نیم باز نگاه کردن ۲ - وا جهیدن ... گزارش
48 | 0
trail٠٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٧سابقه، گزارش ماوقع audit trail ( audit log ) ۱ - سابقه ی ممیزی، گزارش ممیزی ثبت یافته های ممیزی به قصد مقایسه با یافته های ممیزی های پیش و پس از آن ... گزارش
21 | 1
problem١٤:١٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥[اسم] مسأله، مشکل، ایراد [صفت] ۱ - ناساز، ناسازگار، ۲ - دشوار، بغرنج، پیچیده،گزارش
18 | 1
riches٠٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥۱ - ثروت مادی، ۲ - منابع فراوان ( در مقابل منابع محدود )گزارش
14 | 0
mobilize٢٣:٣٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤به خدمت گرفتن bring ( resources ) into use for a particular purposeگزارش
34 | 0
underused٢٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤فروبهریده، نیم بهریده؛ چیزی ( منبعی ) که همه ی ظرفیت ـش به کار گرفته نشده است.گزارش
9 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده