دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٢٧,٨٤٧
رتبه
رتبه در دیکشنری
١٤١
لایک
لایک
٢,٧٨٧
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٣١٢

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
١٢٢
رتبه
رتبه در بپرس
٤٤١
لایک
لایک
١٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٣

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١٣ ساعت پیش
دیدگاه
٠

[مهندسی مکانیک] ۱ - گِیج زنی؛ گِیج زدن؛ استفاده از گِیج برای تعیین منطبق یا نامنطبق بودن قطعه؛ اندازه گیریِ دقیق در مقایسه با ( یا با استفاده از ) اب ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

این واژه ها دارای معانی هم پوشان هستند ولی به طور دقیق مترادف هم حساب نمی شوند. در متون عمومی این واژه ها به جای هم به کار برده می شوند اما در متون ت ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

کاربرد نمونه ی معانی زیر را در ادبیات فارسی نیافتم ولی می توان با استفاده از پس وندها، واژه های جدید برای افاده ی مفاهیم جدید ساخت. پیش نهادها: ۱ - خ ...

تاریخ
٤ روز پیش
دیدگاه
٠

[متالورژی] ریخت پذیری؛ قابلیت ریخته گری؛ قابلیت قالب گیری موادی مانند فلز مذاب یا دوغاب. قابلیت قالب گیری یا ریخت پذیری ناشی از روانی ماده ی ریختنی و ...

تاریخ
٤ روز پیش
دیدگاه
٠

[مهندسی مکانیک] خوش تراش؛ دارای قابلیت تراش؛ دارای قابلیت ماشین کاری با ماشین افزار؛ دارای قابلیت براده برداری

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
a base of operations
دیدگاه
٠

پایگاه عملیاتی

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
the base of the skull
دیدگاه
٠

قاعده ی جمجمه

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Is it OK with you if I come about six?
دیدگاه
٣

اگر برای تان مساعد است ساعت ۶ خدمت تان برسم.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
A car ran past, spotting my coat with mud.
دیدگاه
٠

ماشینی از کنار من رد شد و به روی کتم گِل پاشید.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٥٩ بازدید

What did he fear? It was not a fear or dread. It was a nothing that he knew too well. It was all a nothing and a man was a nothing too. It was only that and light was all it needed and a certain clean ...

٢ هفته پیش
٣ رأی

سلام، من در ترجمه‌ی این‌گونه متن‌ها تجربه و مهارتی ندارم. صرفاً به‌عنوان دست‌گرمی تلاشی کردم که متن زیر از آب درآمد. البته اگر بافتار داستان همینگوی را درک کرده باشید،‌  به مفهوم این«هیچ‌اندر» ی ...

٢ هفته پیش
٠ رأی
٣ پاسخ
١٠٨ بازدید

این جمله رو نمیتونم معنی کنم  I have to rely on physical persuasion 

٤ ماه پیش
١ رأی

به معنی «اجبار» یا «تحمیل عقیده» برای وادار کردن کسی به کاری یا پذیرفتن نظری  از طریق زور یا فشار جسمانی ترجمه: لازم است  به زور متوسل شوم.

٤ ماه پیش
٢ رأی
٥ پاسخ
١٦١ بازدید

ممکنه معنی پیشگیری از بارداری هم بده؟   

٥ ماه پیش
٠ رأی

پیوستار «انفعال-افتعال» در زبان انگلیسی به شرح زیر است: ۱- منفعل (passive) بی‌توجه به  بروز روی‌داد بالقوه و در صورت وقوع، بدون پاسخ یا  پاسخ نااثربخش ۲- نیمه‌فعال (semi-active) بی‌توجه به ...

٥ ماه پیش
١ رأی
٨ پاسخ
١٨٨ بازدید

با سلام جمله آخر را چطوری ترجمه روان کنم It is not possible to achieve this goal by merely extrapolating pharmacokinetic and pharmacodynamic data from adults to children . there is more to development than a change in mass and volume   

٦ ماه پیش
١ رأی

دوستان عزیز: در اینجا واژه‌ی « development» به‌هیچ‌وجه به معنی «توسعه» ، «گسترش»، «تکامل» و مانند آنها نیست بل‌که دقیقاً به معنی «پدید آوردن» یا «ابداع» محصول یا خدمت جدیدی است که در نتیجه‌ی نوآوری و ...

٦ ماه پیش
٠ رأی
٣ پاسخ
١٠٦ بازدید

دوستان این یک پاراگراف از یک وکالتنامه هست اگر لطف کنید ترجمه ای از این پارگراف رو انجام بدین و ارسال کنید .   To execute, sign, enter into acknowledge and effect and do all such deeds, agreements, instruments, acts as may be requisite for or in relation to all or any of the purpose, acts or things aforesaid .

٦ ماه پیش
٠ رأی

اجرا، امضا، تصدیق و تنفیذ، و انجام همه‌ی اقدامات، توافق‌ها، و قراردادهایی که ممکن است برای یا مرتبط با یک یا چندهدف، اقدام یا موارد بالا لازم باشد.

٦ ماه پیش