تقی قیصری

تقی قیصری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



salvage١٧:٠٦ - ١٤٠١/٠٤/٠٤[پزشکی] نجات دادن؛ به ویژه در ترکیب �limb salvage� به معنی نجات عضو یا اندام ( به ویژه اندام های انتهایی مانند پا، دست، انگشتان ) از فساد یا مرگ بافت ... گزارش
2 | 0
arachnoid mater٢٢:٣٩ - ١٤٠١/٠٤/٠٢پرده ی عنکبوتیه؛ پرده ای بین جمجمه و مغز که بین سخت شامه و نرم شامه قرار گرفته است.گزارش
5 | 0
retrospective١٧:١٣ - ١٤٠١/٠٣/٢٢[پزشکی] پَس رُو؛ پس سو؛ عقب رُو؛ پی گیریِ و تحلیل بروز نشانه ها یا سمپتوم ها یا روی دادها در جهت عکس وقوع آنها به منظور رسیدن به تشخیص پزشکیگزارش
5 | 0
hurdle١٦:٤٨ - ١٤٠١/٠٣/٢٢۱ - چالش؛ مسأله ؛ ۲ - مانعِ پرش؛ چارچوبی فلزی که در ورزش �دو با مانع� در مسیر ورزش کاران قرار می دهند.گزارش
7 | 0
reciprocity١٣:٣٠ - ١٤٠١/٠٣/٢٢هم بسته گی؛ خیرِ متقابل؛ بده بستان �تقابل� و �مقابله� بار منفی دارد و در اینجا به کار نمی رود. بار معنایی این واژه مثبت است و در مواردی به کار می رود ... گزارش
7 | 1
lobster٢٠:١٣ - ١٤٠١/٠٣/١٥شاه میگو؛ میگوی بزرگ؛ نوعی سخت پوست دریایی که یکی از غذاهای محبوب دریایی است. برخلاف نظر دوستان که لابستر را �خرچنگ� معنی کرده اند، این سخت پوست در ... گزارش
25 | 1
bludgeon١٣:٣٤ - ١٤٠١/٠٣/١٢چکش کاری؛ رفع ایراد؛ سروته چیزی را زدن برای اصلاح آنگزارش
2 | 0
economese١٣:١٣ - ١٤٠١/٠٣/١٢زبان مُغلّق اقتصاددان ها؛ زبان زرگری اقتصاددان ها؛ادبیات عالِم نمای اقتصاد اصطلاحات قلنبه سلنبه ای که بیش تر برای تفاخر و تظاهر به عالم بودن به زبا ... گزارش
0 | 0
plug١٧:٣٧ - ١٤٠١/٠٣/١١تبلیغ کردن؛ تعریف کردن کیفیت چیزی برای تبلیغ یا فروش آن Advertise; praise the qualities of something in order to sell or promoteگزارش
7 | 1
lineman١٠:٣٩ - ١٤٠١/٠٣/١١[برق، مخابرات] سیم بان؛ کسی که مسؤول تعمیر خرابی شبکه ی انتقال برق یا سیم تلفن است [فوت بال امریکایی] بازی کن فوروارد؛ بازی کن جلو؛ بازی کن های فوروا ... گزارش
2 | 0
stake٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٣/١١عواقب؛ پی آمد؛ تبعاتگزارش
7 | 0
virtue signaling٠٨:٠٢ - ١٤٠١/٠٣/١٠فضیلت نمایی؛ بیان نظر یا احساس در مورد موضوعی معین در معرض عموم به منظور القای شخصیتی اخلاقیگزارش
2 | 0
bake into٢٢:٠٨ - ١٤٠١/٠٣/٠٩در هم جوشیده؛ عجین شدهگزارش
5 | 0
neurotype٠٩:٤٩ - ١٤٠١/٠٣/٠٩نوروتیپ؛ تیپ عصبی؛ صاحب نوعی مغز و سلسله ی اعصاب مرکزی، از نظر نحوه ی تفسیر و پاسخ فرد به نشانه های اجتماعی و غیره.گزارش
0 | 0
take no prisoners٠٠:٣٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٧سنگ دلی؛ بی مروت بودن؛ رحم نکردن در ادبیات کسب وکار به معنی دخالت ندادن احساسات در تصمیم گیری ( غالباً خوش آیند راست گرایان در شمردن صفات مدیر خوب )گزارش
0 | 0
carrel٠٠:٢٣ - ١٤٠١/٠٣/٠٦۱ - اتاقک؛ سلول؛ غرفه؛ ناحیه ی کاری جدا شده با پارتیشن یا دیوارک در محیط های کار با پلان باز ( عکس ۱ ) ۲ - میز کناره دار؛ میز مطالعه در کتاب خانه ها ... گزارش
2 | 0
cooperative١٣:٥١ - ١٤٠١/٠٣/٠٤مشارکتی؛ مشارکت جویانه؛ فرهنگ مبتنی بر هم کاری در مقایسه با فرهنگ مبتنی بر رقابت یا ریاستگزارش
5 | 0
quirk١٠:٤٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٤دم دمی مزاجی؛ تزلزل تصمیم گیریگزارش
0 | 0
rookie١٢:٢٨ - ١٤٠١/٠٢/٣١( اصطلاح سربازخانه ) آش خور؛ سربازی که تازه دوره ی آموزشی را گذرانده و وارد یگان شده استگزارش
9 | 0
multiverse٢٣:٢٤ - ١٤٠١/٠٢/٣٠( به کنایه ) جهان موازیگزارش
2 | 0
make a wish٠٩:٥٨ - ١٤٠١/٠٢/٢٩نیت کردن ( پیش از فال گرفتن، فوت کردن شمع، و مانند آنها ) ؛گزارش
5 | 0
look under the hood٠٩:١٥ - ١٤٠١/٠٢/٢٩۱ - بررسی، معاینه، تشخیص، و تعمیر موتور خودرو ۲ - بررسی این که در کله ی فلانی چه خبر است؛ معاینه ی عصبی - روان شناختی There is absolutely no shame in ... گزارش
2 | 0
call onto the carpet١٧:٣٤ - ١٤٠١/٠٢/٢٨بازخواست کردن؛ سین جیم کردن؛ فراخواندن کسی به اتاق مدیر برای جواب دادن به سؤالگزارش
0 | 0
skid١٤:٥٦ - ١٤٠١/٠٢/٢٨اسکید ( در انبارها و کارگاه ها به همین اسم معروف است ) ، کفیِ چوبی برای حمل و نقل بارهای نسبتاً سنگین شبیه پالت ولی بدون صفحه ی زیرینگزارش
16 | 1
fan١٠:١٦ - ١٤٠١/٠٢/٢٨از �fann� لاتین به معنی هورچین یا چنگک بوجاری گرفته شده است. بقیه ی واژه ها با تمثیل شکل چنگک بوجاری ( ذوزنقه ) ساخته شده است. ۱ - هوادار؛ طرف دار؛ ... گزارش
2 | 0
sure enough١٤:٣٣ - ١٤٠١/٠٢/٢٧بی گمان؛ بی بروبرگرد؛ به ضرسِ قاطع؛ به قطع یقینگزارش
2 | 0
dog eat dog١٣:٠٤ - ١٤٠١/٠٢/٢٧معنی این اصطلاح �خرتوخر� یا �شیرتوشیر� نیست زیرا این اصطلاح ها به معنی �آشفته� و �بی سامان� است. بل که معنی آن چیزی مثل �برادر به برادر رحم نمی کند� ... گزارش
9 | 0
schedule٠٢:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/٢٧[مدیریت پروژه]۱ - برنامه ی زمانی؛ زمان بندی؛ برنامه ی فعالیت؛ برنامه ی زمانی و مکانی؛ ۲ - دستور جلسه؛ برنامه ی گفت وگو [اقتصاد] جدول تعرفه بندی ( مال ... گزارش
2 | 0
affected٠٠:٠٥ - ١٤٠١/٠٢/٢٧[صفت] ۱ - بلادیده؛ حادثه دیده؛ ۲ - تحت تأثیر قرار گرفته؛ متأثر [قید] ۱ - متظاهرانه quacke affeted = زلزله زده Covid affected = آسیب دیده از کوویدگزارش
9 | 0
thanks١٢:١٣ - ١٤٠١/٠٢/٢٦thanks to به لطفِ؛ به برکتِ؛ به همتِ؛ به هنرِگزارش
2 | 1
marginal revolution١٢:٠٥ - ١٤٠١/٠٢/٢٦[اقتصاد] انقلاب سرحدی؛ تأکید بر این که در یک پروژه نظیر طرح بهسازی ملی ( کاهش بلایا، ارتقای بهداشت، ارتقای تحصیلی، و . . . ) ارزش منابع مالی در اول، ... گزارش
0 | 0
absenteeism١١:٤٢ - ١٤٠١/٠٢/٢٦غیبت از کار؛ غیبت از کلاس؛ مدرسه گریزیگزارش
5 | 0
tailings dams٠٩:٤٧ - ١٤٠١/٠٢/٢٦تل باطله؛تل ـنبار باطله؛ تل های بزرگی که از انباشتن محصولات پس ماند فرآوری مواد معدنی مانند مس، طلا، و آهن به جا می مانَد. سد باطله: بند یا تلّی که ... گزارش
2 | 0
break apart٠١:٥١ - ١٤٠١/٠٢/٢٦[داده پردازی] تجزیه کردن؛ تبدیل به اجزای متشکله کردن To take apart the data gathered. تجزیه ی داده های جمع آوری شده از مطالعات و پژوهش ها و تبدیل آن ... گزارش
2 | 0
socializing١١:٥٩ - ١٤٠١/٠٢/٢٤[مدیریت منابع انسانی] جامعه پذیری؛ فرآیند آشنا کردن فرد تازه استخدام شده با وظایف و اختیارات و مقررات سازمان، فضاهای کاری، و هم کاران.گزارش
12 | 0
capacity١٠:٤٧ - ١٤٠١/٠٢/٢٤[فیزیک]: ۱ - ظرفیت ( بار الکتریکی ) ؛ کاپاسیته؛ ظرفیت خازن بر حسب فاراد. ۲ - گنجایش؛ ظرفیت؛ مقدار ماده ای که در یک ظرف یا مخزن جا می گیرد. معمولاً بر ... گزارش
0 | 0
go around٠٠:٠٥ - ١٤٠١/٠٢/٢٤به سراغ چیزی رفتن. مثال: It should be enough motivating to go around. باید به اندازه ی کافی انگیزاننده باشد تا کسی به سراغ ـش برود.گزارش
2 | 0
policing٢٢:٥٩ - ١٤٠١/٠٢/٢٣انتظامیگزارش
0 | 0
provisionally١٨:٤٨ - ١٤٠١/٠٢/٢٢علی الحساب؛ به عنوان مساعدهگزارش
0 | 0
candy bar١٥:٥١ - ١٤٠١/٠٢/٢٢۱ - آب نبات؛ شکلات؛ هر نوع تنقلات در اندازه ی کوچک ( لقمه ای ) . ۲ - پیشخان شکلات؛ میز تنقلات؛ در مهمانی ها میزی که تنقلات مختلف روی آن چیده شده است.گزارش
0 | 0
claw back١٤:٣١ - ١٤٠١/٠٢/٢٢۱ - [مدیریت] اعاده ی مشوق؛ اعاده ی پاداش؛ بازگرداندن پاداش یا بن در صورت نقض مقررات سازمانی، قوانین کشوری، یا مفاد قرارداد. پاداش یا کارانه ای به عن ... گزارش
2 | 0
diversity organization١٢:٤٠ - ١٤٠١/٠٢/٢٢سازمان پای بند به رفع تبعیض ( قومی، تباری، جنسیتی، وغیره ) در استخدام.گزارش
0 | 0
diversity١٢:٣٩ - ١٤٠١/٠٢/٢٢( معنی ضمنی ) : �رفع تبعیض�. در قوانین امریکا هر سازمانی که کارکنان متناسب با جمعیت رنگین پوستان ( سیاه پوستان، سفیدپوستان، سرخ پوستان ) و گروه های ق ... گزارش
18 | 0
prosocial incentive١٢:١٨ - ١٤٠١/٠٢/٢٢مشوق جامعه مدار؛ امتیازی که نفع مادی آن اجتماعی و نفع معنوی آن فردی است. مانند اعانه ای که به نام فردی به خیریه داده می شود یا گذاشتن نام افراد بر رو ... گزارش
0 | 0
prosocial١٢:١٧ - ١٤٠١/٠٢/٢٢جامعه مدار؛ رفتاری که نفع اجتماعی داشته باشدگزارش
0 | 0
sturdy١٩:٥٩ - ١٤٠١/٠٢/٢٠مستحکم؛ پای دار در برابر نیروهای خارجیگزارش
5 | 0
widespread١٨:١٣ - ١٤٠١/٠٢/١٨همه جانبه؛ چندجانبهگزارش
2 | 1
truly١٠:٥٥ - ١٤٠١/٠٢/١٨۱ - به معنای واقعی کلمه ۲ - با خلوص؛ با خلوص نیت؛ صمیمانه؛ از صمیم قلب؛ خالصانه؛ از سرِ صِدق؛ بی ریا؛ بی غل وغش ۳ - به درستی؛ واقعاً؛ حقیقتاًگزارش
23 | 0
rude١٠:٢٢ - ١٤٠١/٠٢/١٨۱ - بی ادب، بی تربیت، بی اخلاق ۲ - بی پروا؛ گستاخ ۳ - رک؛ پوست کنده؛ بی ملاحظهگزارش
2 | 0
infused١٠:١٩ - ١٤٠١/٠٢/١٨آکنده؛ سرشته؛ آمیختهگزارش
5 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده