پیشنهاد‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٢٣)

بازدید
١٨,٩٥٦
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

dichromophil [ˌdaɪkrəʊˈmɒfɪl]� دو رنگ دوست ( ص ) : مربوط به سلول یا بافتی که هم رنگ بازی و هم رنگ اسیدی را به خود می گیرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dichromatopsia [ˌdaɪkrəməˈtɒpsiə] دو رنگ بینی ( اسم ) : کوررنگی که در آن، فرد فقط قادر به تشخیص و تمایز دو رنگ از سه رنگ اصلی قرمز، آبی و سبز است. د ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوقلوهای دوبرون شامه ای {ا}: دوقلوهایی که کوریون های جداگانه دارند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دو برون شامه ای ( صفت ) : دارای دو کوریون

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استعداد خونریزی {ا}: استعداد ابتلا به خونریزی خود به خودی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دو نیم نخاعی ( اسم ) : بیماری مادرزادی که در آن، طناب نخاعی به دو نیمه تقسیم شده و توسط یک نوار فیبری از هم جدا می شود و هر نیمه، کیسه سخت شامه مخصوص ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جداشدگی راست شکمی {ا}: جداشدن عضله راست شکمی در خط وسط ناشی از ضعیف شدگی بافت های نگهدارنده که معمولاً در نتیجه بارداری یا جراحی رخ می دهد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

diastalsis [ˌdaɪəˈst�lsɪs] دیاستالسیس ( اسم ) : موج انقباض حرکت کننده رو به پایین در روده کوچک در طول هضم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

diarthric [daɪˈɑːrθrɪk] دو مفصلی {صفت}: 1. مربوط به دو مفصل؛ 2. مبتلا کننده دو مفصل به طور همزمان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

= diaphragmatic hernia [da‍iəfrəgmˈ�tik hˈɜːniə] فتق واشامه ای {ا}: بیرون زدگی یک اندام شکمی از طریق فتق واشامه به داخل حفره قفسه سینه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dialysance [dahy - AL - uh - suhns]� دیالیزانس ( اسم ) : معیاری برای سنجش سرعت تبادل خون و مایع همودیالیز یا دیالیز صفاقی، در یک بازه زمانی مشخص ( م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

diabetogenous [dʌɪəˈbɛtɪdʒɪnəs]� دیابت زاد ( صفت ) : ناشی از دیابت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

diabetogenous [dʌɪəˈbɛtɪdʒɪnəs]� دیابت زاد ( صفت ) : ناشی از دیابت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextroversion [dɛkstrəˈvɜːrʒən] راست گردی ( اسم ) : حرکت یا چرخش به سمت راست ( مانند چرخش چشم ها )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrosinistral [dɛkstrəˈsɪnɪstrəl] راست چپ سو ( ص ) : 1. امتداد یابنده از راست به چپ؛ 2. توصیف گر فردی که چپ دست است اما خود را برای استفاده از دست ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sinistrodextral [sɪnɪstrəˈdɛkstrəl] چپ راست سو ( ص ) : امتداد یابنده از راست به چپ

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sinistroposition [sɪnɪˈstrəpəˈzɪʃən]� چپ وضعیتی ( اسم ) : جابجایی به سمت چپ

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

dextroposition [dɛkˈstrəpəˈzɪʃən] راست وضعیتی ( اسم ) : جابجایی به سمت راست

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextropedal [dɛkˈstrəpɪdəl] راست پایی ( اسم ) : استفاده ترجیحی از ساق و پای راست ■ راست پا {ص}: مربوط به پای راست

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrimaltose [dɛkstrəˈmɒltəs]� دِکستری مالتوز ( اسم ) : نوعی قند که در شیر خشک نوزادان استفاده و حاوی مالتوز و دِکسترین می باشد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrimaltose [dɛkstrəˈmɒltəs]� دِکستری مالتوز ( اسم ) : نوعی قند که در شیر خشک نوزادان استفاده و حاوی مالتوز و دِکسترین می باشد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sinistrality [sɪnɪsˈtr�lɪti]� چپ برترى ( اسم ) : استفاده ترجیحی و ارادی از اندام چپ از بین اندام های جفت بدن ( مانند چشم یا دست )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sinistrality [sɪnɪsˈtr�lɪti]� چپ برترى ( اسم ) : استفاده ترجیحی و ارادی از اندام چپ از بین اندام های جفت بدن ( مانند چشم یا دست )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrality [dɛkˈstr�lɪti] راست برترى ( اسم ) : استفاده ترجیحی و ارادی از اندام راست از بین اندام های جفت بدن ( مانند چشم یا دست )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrality [dɛkˈstr�lɪti] راست برترى ( اسم ) : استفاده ترجیحی و ارادی از اندام راست از بین اندام های جفت بدن ( مانند چشم یا دست )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

dextrad [ˈdɛkstr�d] راست سویه {ص}: به طرف راست ( مثلاً در توصیف جهت یک اندام یا ساختار آناتومیک نسبت به خط میانی بدن )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

past medical history ( PMH ) [p�st ˈmɛdɪkəl ˈhɪstəri] تاریخچه پزشکی قبلی {ا}: شرح بیماری، جراحی، بستری ، دارو و مشکلات مهم پزشکی فرد در گذشته PMH {a ...

پیشنهاد
٠

past medical history ( PMH ) [p�st ˈmɛdɪkəl ˈhɪstəri] تاریخچه پزشکی قبلی {ا}: شرح بیماری، جراحی، بستری ، دارو و مشکلات مهم پزشکی فرد در گذشته PMH {a ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

past medical history ( PMH ) [p�st ˈmɛdɪkəl ˈhɪstəri] تاریخچه پزشکی قبلی {ا}: شرح بیماری، جراحی، بستری ، دارو و مشکلات مهم پزشکی فرد در گذشته PMH {a ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

developmental quotient ( DQ ) [dɪˌvɛləpˈmɛntəl ˈkwoʊʃənt] ضریب رشد/ بهره تکاملی {ا}: نمره ای که از تقسیم سن عقلی کودک ( که توسط جدول رشد گزل اندازه ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

developmental quotient ( DQ ) [dɪˌvɛləpˈmɛntəl ˈkwoʊʃənt] ضریب رشد/ بهره تکاملی {ا}: نمره ای که از تقسیم سن عقلی کودک ( که توسط جدول رشد گزل اندازه ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

developmental quotient ( DQ ) [dɪˌvɛləpˈmɛntəl ˈkwoʊʃənt] ضریب رشد/ بهره تکاملی {ا}: نمره ای که از تقسیم سن عقلی کودک ( که توسط جدول رشد گزل اندازه ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

developmental quotient ( DQ ) [dɪˌvɛləpˈmɛntəl ˈkwoʊʃənt] ضریب رشد/ بهره تکاملی {ا}: نمره ای که از تقسیم سن عقلی کودک ( که توسط جدول رشد گزل اندازه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

devascularization [diːˌv�skjʊləraɪˈzeɪʃn] عروق زدایی ( اسم ) : قطع جریان خون به یک ناحیه با تخریب، انسداد و یا برداشتن رگ خونی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

devascularization [diːˌv�skjʊləraɪˈzeɪʃn] عروق زدایی ( اسم ) : قطع جریان خون به یک ناحیه با تخریب، انسداد و یا برداشتن رگ خونی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

detoxicant [diːˈtɒksɪkənt] سم زدا {ا}: 1. ماده ای که به خنثی سازی یا دفع سموم از بدن کمک می کند؛ 2. ماده ای که احساس اعتیاد ( به مواد مخدر یا الکل ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

determinant of health [dɪˈtɜːrmɪnənt ɒv hɛlθ] تعیین کننده سلامت ( اسم ) : عاملی که رابطه مستقیمی با رفاه یک فرد یا جمعیت دارد. به عنوان مثال می توان ...

پیشنهاد
٠

determinant of health [dɪˈtɜːrmɪnənt ɒv hɛlθ] تعیین کننده سلامت ( اسم ) : عاملی که رابطه مستقیمی با رفاه یک فرد یا جمعیت دارد. به عنوان مثال می توان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dermatrophia [ˌdɜːrməˈtroʊfiə] کاهیدگی پوست {ا}: تحلیل‏رفتگی بافت پوستی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dermatopathy [ˌdɜːrməˈtɒpəθi] پوست رنجوری ( اسم ) : هر گونه بیماری یا اختلال پوستی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dermatopathy [ˌdɜːrməˈtɒpəθi] پوست رنجوری ( اسم ) : هر گونه بیماری یا اختلال پوستی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dermatolysis [ˌdɜːrməˈtɒləsɪs] پوست شلی| پوست بزرگی ( اسم ) : شلی غیرطبیعی ( و معمولاً مادرزادی ) پوست که باعث می شود پوست و بافت های زیرپوستی به صو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dermatolysis [ˌdɜːrməˈtɒləsɪs] پوست شلی| پوست بزرگی ( اسم ) : شلی غیرطبیعی ( و معمولاً مادرزادی ) پوست که باعث می شود پوست و بافت های زیرپوستی به صو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dermatolysis [ˌdɜːrməˈtɒləsɪs] پوست شلی| پوست بزرگی ( اسم ) : شلی غیرطبیعی ( و معمولاً مادرزادی ) پوست که باعث می شود پوست و بافت های زیرپوستی به صو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dermatolysis [ˌdɜːrməˈtɒləsɪs] پوست شلی| پوست بزرگی ( اسم ) : شلی غیرطبیعی ( و معمولاً مادرزادی ) پوست که باعث می شود پوست و بافت های زیرپوستی به صو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dermatoheteroplasty [ˌdɜːrmətoʊˌhɛtərəˈpl�sti] دگر پوست پیوندینه| ناهمسان پوست ترمیمی {ا}: پیوند زدن پوست گرفته شده از بدن فرد دیگر

پیشنهاد
٠

dermatoheteroplasty [ˌdɜːrmətoʊˌhɛtərəˈpl�sti] دگر پوست پیوندینه| ناهمسان پوست ترمیمی {ا}: پیوند زدن پوست گرفته شده از بدن فرد دیگر

پیشنهاد
٠

dermatoheteroplasty [ˌdɜːrmətoʊˌhɛtərəˈpl�sti] دگر پوست پیوندینه| ناهمسان پوست ترمیمی {ا}: پیوند زدن پوست گرفته شده از بدن فرد دیگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dermatoautoplasty [ˌdɜːrmətoʊɔːˈtɒpləsti] خود پوست ترمیمی ( اسم ) : پیوند زدن پوست ( که از قسمت دیگری از بدن خود بیمار گرفته شده ) به ناحیه ای عاری ...

پیشنهاد
٠

dermatoautoplasty [ˌdɜːrmətoʊɔːˈtɒpləsti] خود پوست ترمیمی ( اسم ) : پیوند زدن پوست ( که از قسمت دیگری از بدن خود بیمار گرفته شده ) به ناحیه ای عاری ...