پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٢٣)
دو عصبی ( ص ) : دارای دو عصب ( در مورد عضلات خاصی گفته می شود ) .
وریدهای دیپلوئیک {ا}: وریدهای بزرگ با دیواره نازک که در دیپلوی استخوان های جمجمه قرار دارند.
دوگانه قلبی ( اسم ) : وضعیتی که در آن سمت راست و چپ قلب تا حدی توسط یک شکاف عمیق از هم جدا شده اند.
دیپلو باسیلوس ( اسم ) : یک جفت ارگانیسم میله ای شکل کوتاه که در نتیجه شکافت ناقص از انتها به هم متصل شده اند.
متقارن فلجی صورت {ا}: دیپلژی که هر دو طرف صورت را درگیر می کند.
wound diphtheria [wuːnd dɪpˈθɪriə] دیفتری زخم {ا}: نامی است که به غشای کاذب تشکیل شده بر روی سطح زخم، داده شده است.
دیفتری حلقی {ا}: دیفتری که عمدتاً حلق را درگیر می کند.
دیفتری بینی {ا}: دیفتری محدود به بینی که معمولاً خفیف بوده، اما ممکن است به ساختارها و بافت های اطراف گسترش یابد.
laryngeal diphtheria [dɪpˈθɪriə l�ˈrɪndʒiəl] دیفتری حنجره| خروسک غشایی {ا}: یک بیماری جدی که عمدتاً در نوزادان دیده و معمولاً از عفونت ویروسی حنجره ...
laryngeal diphtheria [dɪpˈθɪriə l�ˈrɪndʒiəl] دیفتری حنجره| خروسک غشایی {ا}: یک بیماری جدی که عمدتاً در نوزادان دیده و معمولاً از عفونت ویروسی حنجره ...
دیفتری حنجره/ خروسک غشایی {ا}: یک بیماری جدی که عمدتاً در نوزادان دیده می شود.
زهرواره دیفتری {ا}: توکسین دیفتری که سم زدایی شده و برای ایجاد ایمنی فعال در برابر دیفتری استفاده می شود.
زهرابه - پادزهرابه دیفتری {ا}: مخلوطی از سم و ضد سم دیفتری که به عنوان واکسن برای ایجاد ایمنی فعال مورد علیه این بیماری مورد استفاده قرار می گیرد اما ...
زهرابه دیفتری {ا}: یک اگزوتوکسین پروتئینی که توسط کورینه باکتریوم دیفتریه تولید و مسئول ایجاد علائم دیفتری می باشد.
پادزهرابه دیفتری {ا}: سرمی حاوی آنتی بادی هایی که سم دیفتری را خنثی می کنند. این سرم از اسب های دیفتریایی ( ایمن شده در برابر سم تولیدی توسط کورینه ب ...
دیفتری پوستی {ا}: نوعی از دیفتری که پوست را تحت تأثیر قرار داده و با ضایعات زخم دهنده عمیق مشخص می شود. این دیفتری با بهداشت ضعیف مرتبط می باشد.
دی پپتید ( اسم ) : پپتیدی که در اثر هیدرولیز دو اسید آمینه تولید می کند.
دی پپتیداز ( اسم ) : آنزیمی که تجزیه دی پپتیدها به اسیدهای آمینه را کاتالیز می کند.
دیورتوز ( اسم ) : اصلاح یا صاف کردن اندام آسیب دیده یا بدشکل با جراحی
diorthosis [dʌɪˈɔːrθəsɪs]� دیورتوز ( اسم ) : اصلاح یا صاف کردن اندام آسیب دیده یا بدشکل با جراحی
دیوپتومتر ( اسم ) : وسیله مورد استفاده برای اندازه گیری قدرت انکساری چشم و شکست نور در آن
میدان دید سنج ( اسم ) : وسیله ای برای اندازه گیری میدان دید
diopsimeter [dʌɪˈɒpsɪmiːtə] میدان دید سنج ( اسم ) : وسیله ای برای اندازه گیری میدان دید
diopsimeter [dʌɪˈɒpsɪmiːtə] میدان دید سنج ( اسم ) : وسیله ای برای اندازه گیری میدان دید
گودافتادگی ( اسم ) : فرورفتگی در پوست ناشی از جمع شدن که در تومورهای زیر جلدی ( به ویژه در تومورهای سینه ) رخ می دهد. گودافتادگی همچنین ممکن است در م ...
دوریخت ( ص ) :ویژگی چیزی که به دو شکل متمایز وجود دارد.
= hammer toe ['h�mə təʊ] انگشت پای چکشی {ا}: بدشکلی انگشت پا ( اغلب دومی ) ناشی از خم شدن ثابت مفصل بین انگشتی ابتدایی، که باعث کشش مفاصل دور و نزدیک ...
digitoplantar [dɪdʒɪtoʊˈpl�ntər]� انگشتی کف پایی ( اسم ) : مربوط به انگشتان و کف پا
digitoplantar [dɪdʒɪtoʊˈpl�ntər]� انگشتی کف پایی ( ص ) : مربوط به انگشتان و کف پا
هضم کننده/ گوارنده ( اسم ) : عاملی که به هضم غذا کمک می کند.
دیجستا ( اسم ) : محتویات معده و روده در فرایند هضم
= dialysate [dai'�lisət] مایع دیالیز {ا}: مایعی که در دیالیز مورد استفاده قرار می گیرد. در همودیالیز، این مایع همان آب لوله کشی تصفیه شده است که مقدا ...
رنگ افتراقی {ا}: رنگی که برای تمایز باکتری ها استفاده می شود.
فراموشی افتراقی {ا}: فراموشی انتخابی، به ویژه فراموشی سریع تر پاسخ های نادرست نسبت به پاسخ های صحیح
متخصص تغذیه درمانی {ا}: کسی که از طریق اصلاح رژیم غذایی بیماران، در درمان آنها نقش دارد.
متخصص تغذیه رسمی ایالتی {ا}: متخصص تغذیه ای که یک دوره آموزشی شناخته شده منتهی به مدرک تغذیه را گذرانده و یا فارغ التحصیل رشته ای مرتبط می باشد که دو ...
پرهیزانه گیاهخواری {ا}: رژیم غذایی که در آن، از مصرف هرگونه گوشت و فراورده یا محصول گوشتی پرهیز می شود.
پرهیزانه سیپی {ا}: یک رژیم غذایی برای درمان زخم معده که هدف آن، خنثی کردن اسید هیدروکلریک در معده ( با تغذیه مکرر ) می باشد. ابتدا فقط با شیر و خامه ...
پرهیزانه برنج {ا}: رژیم غذایی کم چرب، کم نمک و کم کلسترول و دربردارنده برنج و میوه به همراه ویتامین ها و آهن که در درمان پر فشار خونی شریانی و بیماری ...
پرهیزانه کلیوی {ا}: رژیم غذایی با نیتروژن کم و حذف ادویه ها، الکل و چاشنی ها
macrobiotic diet [ˌm�krəʊbaɪˈɒtɪk ˈdaɪət]� Zen macrobiotic diet Zen macrobiotic diet [zen m�krəʊbaɪˈɒtɪk ˈdaɪət]� پرهیزانه دُرُشت زایاگانی ذن {ا}: رژ ...
پرهیزانه کم پروتئین {ا}: رژیم غذایی که حاوی حداقل مقدار پروتئین باشد.
رژیم ضدکتون زا: رژیمی که تولید اجسام کتونی را در بدن کاهش می دهد یا مهار می کند. این نوع رژیم معمولاً با افزایش کربوهیدرات و کاهش چربی، از ورود بدن ب ...
پرهیزانه سبک {ا}: رژیم غذایی مناسب برای فردی که فعالیت کمی انجام می دهد، مثلاً بیمار بستری یا در حال نقاهت. این رژیم شامل غذاهایی از چهار گروه اصلی ا ...
acid ash diet [ˈ�sɪd �ʃ ˈdaɪət] پرهیزانه اسید ساز {ا}: رژیم غذایی که باعث ایجاد رسوب اسیدی شده و ممکن است برای جلوگیری از تشکیل سنگ های ادراری تجویز ...
دی استراز ( اسم ) : آنزیمی مانند نوکلئاز که پیوندهای متصل کننده نوکلئوتیدها را در اسید نوکلئیک می شکند.
دوگانه ( صفت ) : رشد کننده یا مرتب شونده به صورت جفت یا جفت
= orchiditis [ɔːkidˈaitis] بیضه آماس {ا}: التهاب بیضه که باعث درد، قرمزی و تورم کیسه بیضه می شود و ممکن است با التهاب اپیدیدیم همراه باشد. این بیمار ...
= lobster claw deformity [ˈlɒbstər klɔː dɪˈfɔːməti] ناهنجاری پنجه خرچنگی| دوانگشتی {ا}: فقدان مادرزادی همه انگشتان دست یا پا به جز انگشتان اول و پنجم
dichromophil [ˌdaɪkrəʊˈmɒfɪl]� دو رنگ دوست ( ص ) : مربوط به سلول یا بافتی که هم رنگ بازی و هم رنگ اسیدی را به خود می گیرد.