پیشنهادهای امیرحسین سیاوشی خیابانی (٣٣,٦٨٥)
دست به سر کردن
کنایه از مجازات سخت
نان کسی را آجر کردن
جفنگیات
گدار
( مجازاً ) بی مورد در کار دیگران دخالت و امر و نهی کردن.
خودی نشان دادن ، روی کسی درآمدن ( ماخوذ از نثر آل احمد )
اتو کشیده
به همین علل . . . . . . . . .
افت، کسر شأن
صفت
اور/عور و اطوار
رغبتم نمی شد که به او نگاه کنم
پاره پوره
صورت برداری
صورت برداری، صورت برداشتن
صورت برداشتن
بیماری او را سرطان تشخیص د اده اند.
خود خوری
خود خوری
خاک بر سر
بالای کلاه
شمیر
شمیر
بی در و پیکر
دست به جیب کردن
غرا و برا
برّا
از مراتب فضل دوستان مطلعیم.
درست مثل یک پزشک
امور خطیر و دشوار
حسدآمیز ( آمیخته به حسد )
سر آمدن
دزد دیروز خانه ی افشین را زده
دواب
او درست شکل میمون بود
نمونه ای از نثر آل احمد
به دیدار شخص مهمی رفتن/ ( کنایه ) تنبیه کردن و گوشمالی دادن
فتق
حل و عقد امور
رتق
رتق و فتق
اصطلاح
( اصطلاح ) دل به چیزی خوش کردن
بسته به . . . . . . . . . ، بر حسب . . . . . . . . . . . ، موافقِ . . . . . . . . .
بسته به . . . . . . . . . . . .
مساکم اﷲ بالخیر
گرم اختلاط شدن
حرف به . . . . . . . . کشیده شد
قالی هر چه بیش تر پا بخورد بهتر باب صادرات است. ( کتاب مدیر مدرسه )